به گزارش پایگاه خبری دیدگاه مدیریت به نقل از خبرگزاری مهر، «هفت روز سیما» عنوان بسته خبری-تحلیلی است که در پایان هر هفته به بررسی متن و حواشی اتفاقات خبری صدا و سیما و شبکه نمایش خانگی میپردازد. در این بسته همچنین نیمنگاهی به شایعات و اخبار غیررسمی خواهیم داشت و تلاش میکنیم در کوتاهترین زمان ممکن شما را از مهمترین اخبار هفته در تلویزیون و شبکه نمایش خانگی مطلع کنیم. امروز پنجشنبه ۹ مهر میتوانید با شماره ۲۵۷ بسته خبری «هفت روز سیما» همراه شوید.
چهره هفته؛ داریوش فرضیایی از سیما تا سینما عموپورنگ بالاخره به پرده سینما رسید. داریوش فرضیایی که حدود ۲۵ سال در تلویزیون فعالیت دارد و در این مدت همواره پیشنهاداتی برای بازی در سینما و فیلمهای مختلف دریافت کرده، حالا با فیلمی که در آن نقش خود را ایفا میکند، به سینما میآید. این فیلم با عنوان «عموی بچهها» قرار است برای اولین بار در سی و هشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان به نمایش درآید. کارگردانی این فیلم بر عهده احمد درویشعلیپور است که در سالهای گذشته در برنامهسازی و سریالهای نمایشی آثار مرتبط با فرضیایی یا عمو پورنگ را کارگردانی کرده و به خوبی با پیچ و خم کاراکتر پورنگ آشناست. فیلم «عموی بچهها» مانند بسیاری از آثار پورنگ، مخاطبی فراتر از کودکان دارد و در جشنواره نیز به صورت مشترک در حوزه کودک و نوجوان قرار گرفته است. داریوش فرضیایی این شبها سریال «اکسیر» را نیز در تلویزیون دارد که این اثر نیز با تمرکز بر مخاطب کودک و نوجوان ساخته شده، اما خانوادهها نیز به تماشای آن نشستهاند. باید دید حضور عمو پورنگ در سینما تا چه حد میتواند موفقیتش در تلویزیون را تکرار کند و حتی منجر به ساخت آثار سینمایی مختلف شود.
نکته هفته؛ کیفیت «مرد سه هزار چهره» مهران مدیری از آن چهرههایی است که هر بازگشتش به تلویزیون، بیش از یک اتفاق معمولی، با نوعی انتظار عمومی همراه میشود؛ انتظاری که بخشی از آن به سابقه او در ساخت و اجرای آثار کمدی موفق بازمیگردد و طبیعی است که با هر اثر تازه، مخاطب منتظر اتفاقی متفاوت باشد. «مرد سههزار چهره» که تاکنون ۴ قسمت از آن در شبکه سه پخش شده است، در مقایسه با «شش ماهه» از موفقیت بیشتری برخوردار بوده است. این سریال توانسته ارتباط بهتری با مخاطب برقرار کند و در تلوبیون آمار بالاتری به ثبت رسانده است؛ نشانهای که میتواند از استقبال بیشتر مخاطبان از این اثر حکایت داشته باشد. با این حال، برای مخاطبی که از مهران مدیری همواره شگفتیهای خلاق و نوآوریهای طنازانه انتظار دارد، شاید این اثر کمی متوسط به نظر برسد. سریال تا اینجا بازخوردهای مختلفی داشته و بسیاری از مخاطبان نسبت به انتظارات بالا از مدیری صحبت کردهاند. برخی این اثر را ضعیف خوانده و برخی واکنشها را به حال و شرایط این روزهای جامعه نسبت دادهاند که شاید بهترین کمدیها نیز نتوانند حال را خوب کنند. نکته قابل تأمل این است که بخشی از تیم نویسندگان «مرد سههزار چهره» و «شش ماهه» مشترک بودهاند. بنابراین مقایسه این دو اثر تنها به کارگردانی و بازی مدیری محدود نمیشود و میتوان ردپای یک نگاه مشترک در فیلمنامه را نیز بررسی کرد؛ نگاهی که شاید در پرداخت داستانها و خلق موقعیتهای تازه، هنوز فاصلهای با ظرفیتهای کمدی مدیری دارد. با این حال، مخاطب این بار استقبال بیشتری از اثر نشان داده و آمار تلوبیون نیز این تفاوت را تأیید میکند. تاکنون ۴ قسمت از این سریال پخش شده که ۴ میلیون بازدید داشته و در میان آثار اخیر تلویزیون نوعی رکورد محسوب میشود. اما از مهران مدیری انتظار صرفاً یک اثر پربیننده نمیرود و سابقه او باعث شده مخاطب از او خلاقیت، جسارت و امضای کمدی متفاوتتری بخواهد؛ انتظاری که باید منتظر ماند و دید که «مرد سههزار چهره» در قسمتهای آینده این شگفتیسازی را دارد یا خیر.
بازخورد هفته؛ تصویر ترامپ در تلویزیون مدتی است که مجموعه طنز «با عرض معذرت» از شبکه دو پخش میشود و یک آیتم ثابت با بازی حامد وکیلی دارد که در آن نقش ترامپ را ایفا میکند. برخی رسانهها این تصویر را مورد نقد قرار دادهاند. رسانه تی وی بان در این باره نوشته است: «هدف از این تصویر این بوده تا سیاستها و شخصیت دونالد ترامپ مورد نقد تند و تیز قرار بگیرد. نتیجه درست اما حاصل نشده و اتفاقاً دوستداشتنی به نظر میرسد.» این رسانه در ادامه آورده است: «ایفاگر نقش ترامپ حامد وکیلی است؛ بازیگری که رفتار و گفتاری شیرین دارد و با وجود تکرار به دل خیلیها مینشیند. چنین اتفاقی برای نقش او در «با عرض معذرت» هم افتاده است. از سوی دیگر، جنس شخصیتپردازی ترامپ شبیه کسانی است که در کمدیها با آنها شوخی میشود و اتفاقاً از سر دوستی است؛ نه دشمنی. سازندگان سریال خواستهاند ترامپ را مسخره کنند؛ ولی او را خواستنی نشان میدهند!» تلویزیون در یک سال اخیر تمایل شدیدی به استفاده از قالب طنز سیاسی داشته است اما اغلب طنزها در نبود افراد حرفهای صرفاً به تقلید و تکرار بدون خلاقیت رسیدهاند تا چهرههای سیاسی یا حتی شبکههای معاند را مورد انتقاد قرار دهند و سیاستهایشان را نشان دهند. از این رو هیچ یک از این طنزها توفیقی نداشتهاند.
جای خالی هفته؛ خلأ «هفت» در فصل جشنوارهها پاییز برای سینمای ایران تنها فصل آغاز اکرانهای تازه نیست؛ تقویم سینمایی کشور در این فصل با برگزاری جشنوارههای مختلف نیز جدیتر دنبال میشود. با این حال، همزمان با این حجم از اتفاقات سینمایی، جای یک برنامه تلویزیونی که بتواند اخبار و حواشی این حوزه را فراتر از اطلاعرسانی صرف دنبال کند، خالی است؛ برنامهای که سالها با نام «هفت» بخشی از این خلأ را پر میکرد. نبود «هفت» در کنداکتور تلویزیون، بهویژه در مقطعی که سینما به واسطه جشنوارهها، اکران آثار تازه و بحثهای مرتبط با تولید و سیاستگذاری نیاز بیشتری به گفتگوی تخصصی دارد، بیشتر به چشم میآید. مسئله فقط غیبت یک عنوان مشخص نیست؛ مسئله فقدان یک تریبون مستمر برای نقد، تحلیل و گفتگوی جدی درباره سینماست. «هفت» در دورههای مختلف، فارغ از کیفیت و حاشیههایی که هر فصل با خود داشت، دستکم این امکان را ایجاد میکرد که فیلمهای روی پرده و مسائل روز سینما در یک قاب تلویزیونی مورد بحث قرار بگیرند. اکنون اما مخاطب تلویزیون برای دنبال کردن چنین مباحثی، با خلأی جدی مواجه است. به ویژه که این روزها برنامه دیگری هم روی آنتن نیست. زمانی تلویزیون برنامههای متنوعی در مورد سینما داشت که «سینما ملت» از جمله این برنامهها بود. «نقد سینما» دیگر برنامه سینمایی تلویزیون بود. حتی نوجوانان یک برنامه سینمایی اختصاصی برای خود داشتند که «سینما هویت» نام داشت و فیلمها را از زاویه آنها بررسی میکرد. تا ۲ روز دیگر جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان در حالی آغاز به کار میکند که فعلاً خبری از برنامههای تخصصی سینمایی نیست. آن هم برای نسلی که این روزها جزو فیلم بینهای حرفهای است و آثار روز دنیا را میبیند. تلویزیون اگر همچنان سینما را یکی از حوزههای مهم فرهنگی خود میداند، شاید بد نباشد برای بازگشت یک برنامه سینمایی جدی به آنتن، بیش از گذشته فکر کند؛ چه «هفت» باشد و چه برنامهای تازه با رویکردی متفاوت.