مادران و آینده شغلی زنان؛ حمایت‌ها تا چه حد مؤثرند؟

یادداشت مهمان- محمدرضا شیخی چمان؛ استادیار اقتصاد سلامت: برای بسیاری از زنان، تجربه مادر شدن به عنوان یک رویداد مهم در زندگی شخصی، با سوالاتی درباره آینده شغلی نیز همراه است. چگونه می‌توان پس از به دنیا آمدن فرزند به فعالیت حرفه‌ای ادامه داد؟ در زمان کار، چه کسی از کودک مراقبت خواهد کرد؟ آیا شرایط محیط کار اجازه رسیدگی به نیازهای فرزند را می‌دهد؟ این سوالات تنها دغدغه فردی زنان نیستند؛ پاسخ به آنها به وضعیت اقتصادی خانواده، نحوه سازمان‌دهی مشاغل، دسترسی به خدمات مراقبتی و نوع حمایت‌هایی که جامعه برای پیوند میان اشتغال و مسئولیت‌های خانوادگی فراهم می‌کند، بستگی دارد.

اشتغال زنان برای بسیاری از خانواده‌ها بخشی از راه‌های تأمین هزینه‌های زندگی و دستیابی به امنیت اقتصادی است. در عین حال، فعالیت حرفه‌ای می‌تواند زمینه‌ساز رشد فردی، استفاده از دانش و مهارت، استقلال مالی و مشارکت اجتماعی باشد. بنابراین، حمایت از مادران شاغل نباید صرفاً به عنوان یک اقدام رفاهی یا امتیاز برای گروهی از کارکنان تلقی شود. مسئله اصلی این است که چگونه شرایط زندگی خانوادگی با الزامات اشتغال هماهنگ می‌شود و چه موانعی ممکن است زنان را در ادامه مسیر حرفه‌ای خود با چالش مواجه کند.

یکی از این موانع، دشواری دسترسی به مراقبت مطمئن و متناسب با نیازهای کودک است. هزینه نگهداری از فرزند، فاصله محل سکونت تا محل کار، ساعات فعالیت مراکز مراقبتی و محدودیت در دسترسی به خدمات باکیفیت می‌توانند برنامه روزانه خانواده را پیچیده کنند. این مشکلات برای همه زنان یکسان نیستند. کارمندی با ساعت کاری مشخص، پرستاری که در شیفت‌های مختلف کار می‌کند، زنی که در یک کارگاه مشغول به کار است و کارآفرینی که مسئولیت اداره کسب‌وکار خود را بر عهده دارد، هر کدام با شرایط و محدودیت‌های متفاوتی مواجه هستند. بنابراین، حمایت مؤثر نمی‌تواند بر یک الگوی واحد استوار باشد؛ بلکه باید با نوع اشتغال، شرایط کاری و نیازهای خانواده تناسب داشته باشد.

در ایران، بخشی از حمایت‌های مرتبط با بارداری و مراقبت از کودک در قوانین پیش‌بینی شده است. به عنوان مثال، ماده ۱۷ قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، مرخصی زایمان و در شرایط خاص، امکان دورکاری مادران باردار را در مشاغلی که امکان دورکاری در آنها وجود دارد، مورد توجه قرار داده است. ماده ۷۸ قانون کار نیز فرصت شیردهی و الزام ایجاد مراکز نگهداری کودکان را در چارچوب مقرر در این ماده پیش‌بینی می‌کند. با این حال، وجود حکم قانونی به تنهایی نمی‌تواند تمامی مسائل را حل کند. آگاهی از حقوق، دسترسی به سازوکارهای اجرایی و امکان استفاده عملی از حمایت‌ها در تجربه واقعی افراد اهمیت دارد.

همچنین، باید میان کارکنان دارای رابطه استخدامی و زنانی که به صورت مستقل فعالیت می‌کنند یا کسب‌وکار خود را اداره می‌کنند، تفاوت قائل شد؛ زیرا برخورداری از مرخصی، جایگزینی درآمد و امکانات مراقبتی برای این گروه‌ها لزوماً از مسیر یکسانی تأمین نمی‌شود. در این میان، نباید حمایت از مادران را صرفاً به دوره مرخصی زایمان محدود کرد. بازگشت به محیط کار پس از تولد فرزند، ادامه فعالیت حرفه‌ای در ماه‌های نخست زندگی کودک و امکان رسیدگی به نیازهای مراقبتی در طول زمان نیز اهمیت دارند.

گاهی مسئله اصلی، نبود یک امکان مشخص نیست، بلکه دشواری استفاده از آن است؛ برای مثال، برنامه کاری انعطاف‌ناپذیر، نگرانی از کاهش فرصت‌های پیشرفت، نبود فضای مناسب برای شیردهی یا دشواری هماهنگی میان ساعات کار و خدمات نگهداری کودک می‌تواند استفاده از حمایت‌های موجود را محدود کند. در چنین شرایطی، حمایت مؤثر باید هم امکانات مورد نیاز را در نظر بگیرد و هم موانعی را که استفاده از آنها را دشوار می‌کنند، کاهش دهد.

البته نمی‌توان از همه کارفرمایان انتظار داشت که بدون توجه به اندازه، منابع مالی و ماهیت فعالیت خود، امکانات یکسانی فراهم کنند. ایجاد مرکز نگهداری کودک در یک مجموعه بزرگ ممکن است امکان‌پذیر باشد، اما برای یک کسب‌وکار کوچک یا کارآفرین مستقل، تأمین چنین امکانی می‌تواند هزینه‌بر یا غیرعملی باشد. این تفاوت به معنای کنار گذاشتن گروهی از زنان از حمایت نیست؛ بلکه نشان می‌دهد راهکارها باید متنوع باشند. همکاری چند مجموعه برای تأمین خدمات مراقبتی، استفاده از مراکز معتبر نزدیک به محل کار یا سکونت، تنظیم متناسب ساعات کاری در مشاغلی که امکان آن وجود دارد و طراحی حمایت‌های بیمه‌ای متناسب با وضعیت اشتغال، از جمله گزینه‌هایی هستند که می‌توان متناسب با شرایط بررسی کرد.

انتخاب هر راهکار نیز باید با توجه به کیفیت مراقبت، هزینه، امکان اجرا و نیاز واقعی خانواده صورت گیرد. از سوی دیگر، مسئولیت مراقبت از فرزند نباید تنها بر دوش مادر باشد. همراهی پدر، حمایت خانواده و مشارکت کارفرما می‌توانند بخشی از فشارهای روزمره را کاهش دهند؛ اما برای پایداری این همراهی، به ترتیبات روشن و قابل استفاده نیز نیاز است. اگر حمایت از خانواده صرفاً به توصیه‌های اخلاقی یا تلاش فردی مادران واگذار شود، بخش مهمی از موانع ساختاری همچنان باقی خواهد ماند.

در مقابل، هنگامی که سیاست‌های عمومی، ترتیبات محیط کار و خدمات مراقبتی در کنار مسئولیت‌پذیری اعضای خانواده قرار گیرند، امکان پاسخ‌گویی به نیازهای کودک و ادامه فعالیت حرفه‌ای مادران بیشتر می‌شود. از منظر اقتصادی نیز حمایت از مادران شاغل را می‌توان بخشی از توجه به سرمایه انسانی دانست. خروج ناخواسته یک نیروی متخصص از بازار کار، از دست رفتن تجربه و مهارت او و دشوار شدن بازگشت به موقعیت حرفه‌ای پیشین، ممکن است برای خود فرد، خانواده و محل اشتغال هزینه ایجاد کند. در مقابل، حمایت‌های متناسب با شرایط می‌توانند به حفظ نیروی انسانی، کاهش بخشی از دشواری‌های بازگشت به کار و استفاده بهتر از توانایی‌های حرفه‌ای زنان کمک کنند.

البته میزان این آثار به نوع حمایت و چگونگی اجرای آن بستگی دارد و نمی‌توان برای همه مشاغل نتیجه یکسانی در نظر گرفت. در مجموع، حمایت از مادران شاغل زمانی مؤثر خواهد بود که از نگاه محدود به یک گروه استخدامی یا یک امکان مشخص فراتر برویم و شرایط متفاوت زنان در بازار کار را در نظر بگیریم. مرخصی زایمان، فرصت شیردهی و خدمات نگهداری کودک اهمیت دارند، اما در کنار آنها باید به امنیت شغلی، امکان بازگشت به فعالیت حرفه‌ای، توان مالی خانواده و دسترسی زنان خوداشتغال و کارآفرین به حمایت‌های متناسب نیز توجه کرد. هدف، حذف همه دشواری‌های جمع میان اشتغال و مراقبت نیست؛ بلکه فراهم کردن شرایطی واقع‌بینانه‌تر است تا مادر شدن، تا حد امکان، به معنای کنار گذاشتن مسیر حرفه‌ای نباشد و ادامه اشتغال نیز با بی‌پاسخ ماندن نیازهای کودک همراه نشود. دستیابی به این هدف، به حمایت‌هایی نیاز دارد که نه تنها در متن قوانین و برنامه‌ها، بلکه در زندگی روزمره زنان و خانواده‌ها نیز قابل استفاده باشند.

پیمایش به بالا