به گزارش پایگاه خبری دیدگاه مدیریت به نقل از مهر، برخی افراد در مواجهه با زندگی و زنده بودن، نگرش نادرستی نسبت به دوره سالمندی و افراد سالمند دارند. این تصور که با پیر شدن، زندگی به پایان رسیده است، باید از ذهنها پاک شود. زیرا هر مرحلهای از حیات انسان زیباییهای خاص خود را دارد و سالمندی نیز بخشی از زندگی است. زمانی که این ذهنیت را داشته باشیم که زندگی برای سالمندان به خط پایان رسیده است، نمیتوانیم برای این دوره از زندگی و افراد سالمند برنامهریزی کنیم.
بر اساس آمارهای رسمی، در حال حاضر بیش از ۱۰ میلیون نفر، معادل حدود ۱۲ درصد جمعیت کشور، سالمند هستند و پیشبینی میشود تا سال ۱۴۳۰، این سهم به بیش از ۲۶ درصد برسد و کشور با افزایش قابل توجه جمعیت سالمند روبرو خواهد شد.
سیده صالحه مرتضوی، رئیس گروه بهداشت سالمندان وزارت بهداشت، با تأکید بر اینکه نباید افزایش جمعیت سالمند را صرفاً به عنوان یک بحران تلقی کرد، بیان داشت: سالخوردگی جمعیت نتیجه موفقیتهای توسعهای و بهداشتی، از جمله کنترل بیماریهای واگیر و گسترش واکسیناسیون است و در صورت برنامهریزی صحیح میتواند به فرصتی تبدیل شود. آنچه میتواند این پدیده را به چالشی تبدیل کند، مواجهه بدون برنامه با این تحول جمعیتی است.
وی یکی از مهمترین برنامههای وزارت بهداشت در حوزه سالمندی را استقرار تدریجی رویکرد «مراقبت یکپارچه سالمندان» عنوان کرد و افزود: در الگوهای پیشین، محور اصلی خدمات بر غربالگری و کنترل زودهنگام بیماریها متمرکز بود. در رویکرد جدید، هدف اصلی حفظ و ارتقای ظرفیت عملکردی سالمند است تا بتواند با وجود بیماریهای احتمالی، استقلال خود را حفظ کرده و زندگی فعالی داشته باشد.
مرتضوی توضیح داد: در این الگو، ۶ حیطه کلیدی شامل بینایی، شنوایی، تغذیه، تحرک، سلامت روان و شناخت مورد ارزیابی قرار میگیرد تا هرگونه افت ظرفیت در مراحل اولیه شناسایی و مداخلات متناسب طراحی شود. شخصیسازی خدمات از ارکان اصلی این رویکرد است؛ زیرا شرایط اقتصادی-اجتماعی، وضعیت خانوادگی، محیط زندگی، میزان حمایت اطرافیان و ترجیحات خود سالمند باید در برنامه مراقبتی هر فرد لحاظ شود.
با افزایش جمعیت سالمند، کاهش تعداد فرزندان خانوادهها و افزایش سالمندان تنها، موضوع مراقبت از سالمندان در سالهای آینده اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. با وجود اینکه جامعه ایرانی در حال حاضر در «پنجره فرصت جمعیتی» قرار دارد، اما پیشبینیها نشان میدهد تا سال ۱۴۳۰ جمعیت سالمندان ایران به ۳۲.۱ درصد خواهد رسید. کاهش خانوارهای گسترده و متمرکز در یک محله، کاهش بعد خانوار، افزایش آمار تجرد قطعی و زنانه شدن سالمندی از جمله عوامل مؤثر در تشدید مسئله سالمندی است. افزایش هزینههای مراقبتهای بهداشتی درمانی، نیاز به زیرساختهای مراقبت از سالمندان، ناپایداری نظام رفاهی و افزایش وابستگی سالمندان، از جمله چالشهای سالمندی جمعیت است.
یدالله ابوالفتحی ممتاز، متخصص سلامت سالمندان و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی، به انتقاد از نوع نگرش جامعه به سالمندی پرداخت و گفت: اساسیترین مشکل سالمندان ما، نگرش جامعه به موضوع سالمندی است. وقتی نگرش جامعه نسبت به سالمندان منفی باشد، این نگرش در تمامی سطوح تصمیمگیری تأثیرگذار خواهد بود. اگر نگرش افراد جامعه و خانوادهها نسبت به سالمندی منفی باشد، سالمندان بیشتر به عنوان یک سربار دیده میشوند و این نگرشها باعث میشود برنامهها و خدماتی که برای سالمندان در نظر گرفته میشود، با کیفیت نباشد.
وی افزود: نگرش منفی جامعه نسبت به سالمند باعث میشود فرد سالمند از خود بیزار شود و احساس سرباری، احساس ناخوشایند و گاه تنفر نسبت به وضعیت خود داشته باشد. این اصلاح نگرش باید از دبستانها آغاز شود و برای ارتقای نگرش مثبت در مورد سالمندان و دوران سالمندی، آموزشهای لازم ارائه گردد.
جمعیت سالمند کشور پس از کاهش در سالهای ۱۳۴۵ تا ۱۳۶۵، از سال ۱۳۷۵ به بعد افزایش یافته است. این وضعیت به دلیل اعمال سیاستهای مختلف جمعیتی و نوسانات در افزایش و یا کاهش موالید ناشی از این سیاستها بوده است. به گونهای که با کاهش سهم کودکان، سهم سالمندان افزایش یافته است.
محمد محمودی، متخصص بیماریهای سالمندان، معتقد است که سالمندی صرفاً یک عدد است. سبک زندگی که از بدو تولد آغاز میشود و همچنین ژنتیک و استرسهای وارد شده به فرد در طول زندگی بر کیفیت سالمندی تأثیرگذار است. وی گفت: در بسیاری از موارد با سالمندان فعالی مواجه هستیم که بهدرستی نمیدانند چگونه از خودشان مراقبت کنند؛ بنابراین باید فضای زندگی سالمندان ایمنسازی شود. آموزش خانوادهها نیز حائز اهمیت است تا بدانند چگونه با سالمند خود برخورد کنند. برخی سالمندان نیاز به مراقب دارند و متأسفانه اخیراً مراقبها ناوارد و ناکارآمد هستند. بنابراین، باید مراقبها را آموزش داد تا بتوانند کار خود را بهدرستی انجام دهند.
بررسی وضعیت ایران نشان میدهد که ناامنی شغلی، گسترش اشتغال غیررسمی، ضعف پوشش بیمهای، نابرابریهای جنسیتی، افزایش هزینههای درمان، دشواری دسترسی به مسکن مناسب و کاهش مشارکت اجتماعی، از مهمترین عواملی هستند که زمینهساز فقر، بیماری و انزوای اجتماعی در دوران سالمندی میشوند. یکی از مهمترین مشکلات سالمندان، احساس تنهایی است بهطوری که ۶۲ درصد سالمندان، تنهایی را مهمترین مشکل خود عنوان کردهاند. سالمندی را نمیتوان صرفاً پیامد افزایش سن دانست. کیفیت زندگی در دوران سالمندی بازتاب مجموعهای از فرصتها و محرومیتهایی است که افراد از نخستین سالهای زندگی با آنها مواجه میشوند. بنابراین، لازم است تا سیاستگذاران، خانوادهها و جامعه، اقدامات مؤثری برای حمایت از این قشر آسیبپذیر انجام دهند.