به گزارش پایگاه خبری دیدگاه مدیریت به نقل از خبرگزاری مهر، سیده زهرا متولیان با اشاره به شواهد نوروبیولوژی بیان کرد: زمانی که یک فرد سالمند در سنین بالا با مشکل یادآوری نام فرزندان یا زمان و مکان مواجه میشود، این امر نتیجه روندی است که از حدود ۳۰ تا ۴۰ سالگی در مغز آغاز میشود.
وی افزود: عوامل محیطی و سبک زندگی در طول دههها مغز را مستعد میسازند تا در نهایت در ۶۰ یا ۷۰ سالگی نخستین علامت بارز، یعنی اُفت حافظه، نمایان شود. بنابراین، خودمراقبتی مغزی باید از سالهای میانی زندگی آغاز گردد.
متولیان با تفکیک مفهوم دمانس (زوال عقل) و آلزایمر گفت: دمانس یک سندروم است که شامل اُفت تدریجی عملکردهای شناختی از جمله حافظه، زبان، تصمیمگیری و توانایی انجام فعالیتهای مستقل روزمره میباشد. آلزایمر ۶۰ تا ۷۰ درصد موارد دمانس را تشکیل میدهد و پس از آن، دمانس عروقی (ناشی از سکتههای ریز مغزی) با سهم ۱۰ تا ۲۰ درصدی، از شایعترین و البته قابل پیشگیریترین انواع زوال عقل به شمار میآید.
وی با رفع یک باور نادرست در مورد وراثت آلزایمر تصریح کرد: کمتر از ۵ درصد موارد آلزایمر ناشی از جهشهای ژنتیکی غالب و خانوادگی است. در بیش از ۹۵ درصد افراد، بیماری به صورت فرم اسپورادیک (تکگیر) بروز میکند. به این معنا که ژنها تنها استعداد ابتلا را افزایش میدهند، اما تبدیل این استعداد به بیماری به شیوه زندگی بستگی دارد. حتی با وجود سابقه خانوادگی، کنترل ریسکفاکتورها میتواند بروز علائم را سالها به تأخیر بیاندازد.
متولیان، کنترل فشار خون بالا، دیابت، التهاب مزمن ناشی از استرس و رژیمهای غذایی ناسالم، و همچنین انجام منظم فعالیتهای بدنی را از شروط اساسی حفظ سلامت عروق و سلولهای مغزی برشمرد.
وی در تشریح تفاوتهای تشخیصی گفت: در فراموشی طبیعی سنین بالا، فرد متوجه نقص حافظه خود میشود، بابت آن احساس اضطراب دارد، با تمرکز یا یادداشت موضوع را به یاد میآورد و توان یادگیری مهارتهای جدید را از دست نمیدهد. اما در آلزایمر، فرد نسبت به اختلال خود آگاهی و بینش ندارد، آن را انکار میکند، امور ساده روزمره را فراموش میکند و رفتارهایی مانند قرار دادن وسایل در مکانهای نامتعارف نظیر کلید در یخچال یا بدبینی و هذیان دزدی نسبت به اطرافیان از خود نشان میدهد.
متولیان همچنین بر لزوم بررسی علل برگشتپذیر مشابه دمانس تأکید کرد و خاطرنشان ساخت: پیش از تشخیص قطعی باید عواملی چون اختلالات شدید تیروئید، کمبود ویتامین B۱۲ و اسید فولیک، عفونتهای ادراری پنهان، آپنه خواب و بهویژه افسردگی که به آن زوال عقل کاذب یا سودودمانس گفته میشود، به دقت مورد ارزیابی بالینی قرار گیرند.
این متخصص اعصاب و روان درباره شیوه برخورد با مبتلایان در منزل و بخشهای بالینی یادآور شد: جر و بحث، اصلاح مداوم اشتباهات یا اصرار بر یادآوری وقایع تلخ مانند فوت نزدیکان، تنها به اضطراب و پرخاشگری بیمار دامن میزند، بنابراین باید با احساسات فرد همدلی کرد. همچنین ایجاد محیط ایمن برای پیشگیری از سقوط، کاهش تحریکات حسی و پخش موسیقی ملایم در زمان غروب آفتاب (جهت مهار سندروم بیقراری غروب/Sundowning) ضروری است.
متولیان در پایان، افزایش «ذخیره شناختی» را مؤثرترین عامل محافظتی دانست و گفت: تحصیلات، یادگیری زبان جدید، حل مسائل چالشبرانگیز ذهنی، حفظ تعاملات اجتماعی فعال، پیروی از رژیم غذایی مدیترانهای و حداقل ۱۵۰ دقیقه ورزش هوازی در هفته، اتصالات عصبی مستحکمی ایجاد میکنند که عملکرد مستقل مغز را تا سالیان متمادی تضمین مینمایند.