فراتر از رویاهای شخصی؛ وقتی قلم از صلحِ جهان می‌نویسد

روی پارچه‌ای سپید و بی‌بیان، خطوطی سبز با خطی استوار کشیده شده‌اند که واژگانش مرزهای یک جغرافیای خاص یا خواسته‌ی شخصی را در می‌نوردند:«به امید پیروزی واقعی؛ نه در جنگ، که «بر» جنگ!»

در پایینِ این کلمات، اثرِ انگشتی آبی‌رنگ به چشم می‌خورد؛ امضایی زلال و نمادین که گویی مهرِ تایید و سوگندِ یک روحِ بیدار بر پای این بیانیه‌ی جهانی است.

پیروزیِ واقعی چیست؟

در دنیایی که غالبِ آدم‌ها پیروزی را در غلبه بر دیگری، فتحِ سنگرها و شکستِ رقیب می‌بینند، این جمله نگاه را به مداری والاتر می‌برد. «پیروزی در جنگ» همیشه بازنده‌ای دارد و بوی خاکستر و اشک می‌دهد؛ اما «پیروزی بر اصلِ جنگ»، یعنی پایانِ همه‌ی ویرانی‌ها، یعنی نسیمی که بر زادگاهِ تمامِ کودکانِ زمین بوزد و امنیت را برای همه به ارمغان آورد.

‌”مهدی صدیقیان”روایت گر آرزوهای رنگی می گوید:

” جمله بالا، فراتر از آرزوی یک کودک برای اسباب‌بازی یا لباسی تازه است. این یک مانفیستِ انسانی است؛ خواسته‌ای بلند که اگر برآورده شود، دنیایی را از رنج نجات می‌دهد.”

مهرِ انگشت؛ پیمانِ ناگسستنیِ صلح‌

اثرِ انگشتِ آبی که در پس‌زمینه‌ی پارچه جلبِ توجه می‌کند، هویتِ واقعیِ این متن را شکل داده است:

اصالت و تعهد: این اثر انگشت نشان می‌دهد که این جمله یک شعارِ انتزاعی نیست؛ بلکه باوری است که از جانِ یک انسان بر خاسته و پای آن صحه گذاشته شده است.

صدای بی‌صدایان: هر کجا که جنگ رخ می‌دهد، کودکان بی‌دفاع‌ترین قربانیان آنند. این نقشِ آبی، صدای تمامِ کودکانی است که در سراسرِ جهان، خواسته‌ای جز زیستن در آرامش و بدلی از شادی ندارند.

بومِ آرزوها و رسالتِ قلم

در کناره‌های این قاب، نشانه‌هایی از دیگر نقاشی‌ها و کلمات دیده می‌شود که بر همین پارچه‌ی سپید نقش بسته‌اند. قرار گرفتنِ این جمله‌ی عمیق در میانِ دیگر خواسته‌ها، نشان می‌دهد که سفره‌ی آرزوها تا چه اندازه پهناور است؛ از کوچک‌ترین رویاهای خردسالانه گرفته تا بزرگ‌ترین آرمان‌های بشری.

و این راه تازه شروع شده است.

“مهدی صدیقیان “و تیم همراه آرزوهای رنگی را تا جان در بدن دارند ادامه می دهند..

 

پیمایش به بالا