به گزارش پایگاه خبری دیدگاه مدیریت به نقل از خبرگزاری مهر، کیسههای زبالهای که در شب کنار درب منازل قرار داده شدهاند، به تدریج جمعآوری شده و به داخل مخازن کامیونها منتقل میشوند. برای شهروندان، این فرایند به پایان رسیده است؛ زباله از خانه خارج شده و دیگر قابل مشاهده نیست، اما برای مدیریت شهری، تازه مرحله اصلی آغاز میشود. این کیسهها باید جمعآوری، انتقال، پردازش، تفکیک، بازیافت یا دفن شوند. هر تصمیمی در این مسیر میتواند هزینهای برای شهر به همراه داشته باشد یا ارزشی تازه تولید کند. پسماند، برخلاف تصوری که در زندگی روزمره از آن داریم، تنها مجموعهای از مواد بیمصرف نیست. بخشی از آن قابلیت بازگشت به چرخه تولید دارد، بخشی میتواند به کمپوست تبدیل شود و بخشی نیز اگر به شکل اصولی مدیریت نشود، میتواند خاک و آب را تحت تأثیر قرار دهد.
در لرستان، این دوگانه حالا بیش از گذشته خود را نشان میدهد؛ از یک طرف هشدارهای محیطزیستی درباره پیامدهای مدیریت نامناسب و از سوی دیگر تلاشهایی که برای اصلاح زیرساختها در سایت پسماند خرمآباد در حال انجام است. محسن تیزهوش، کارشناس حوزه محیطزیست لرستان، در گفتوگو با مهر معتقد است مدیریت پسماند نباید تنها به جمعآوری و انتقال زباله محدود شود. از نظر او، مدیریت پسماند در دنیای امروز بخشی از برنامهریزی برای حفظ سلامت شهروندان و پایداری محیطزیست است و سیستمهای شهری باید متناسب با جمعیت، شرایط اجتماعی و اقلیم هر منطقه طراحی و مرتب بهروزرسانی شوند.
تیزهوش تأکید دارد که یکی از پایههای چنین سیستمی، برنامهریزی دقیق برای جمعآوری است؛ یعنی مسیر خودروها، زمانبندی تخلیه مخازن و میزان استفاده از منابع باید بر اساس داده و نیاز واقعی شهر تنظیم شود. به باور او، مدیریت هوشمند جمعآوری میتواند هم هزینههای شهری را کاهش دهد و هم مانع انباشت زباله در نقاط مختلف شود. اما چالش اصلی زمانی آغاز میشود که زباله از سطح شهر خارج شده و به محل دفع میرسد. او معتقد است اگر تمام فرایند مدیریت پسماند در «بردن زباله به خارج از شهر و دفن آن» خلاصه شود، عملاً ارزش بخش قابل بازیافت و قابل استفاده پسماند از بین میرود و فشار آن به خاک و منابع آب منتقل میشود.
یکی از مهمترین نگرانیهای مطرحشده در حوزه پسماند، شیرابه است؛ مایعی که از توده پسماند خارج میشود و در صورت کنترل نشدن میتواند به خاک و منابع آب نفوذ کند. تیزهوش با اشاره به شرایط خاص مناطق کوهستانی و جنگلی، نسبت به پیامدهای مدیریت غیراصولی پسماند هشدار میدهد و معتقد است آلودگی ناشی از شیرابه و ترکیبات مختلف موجود در پسماند میتواند تهدیدی برای منابع آب زیرزمینی ایجاد کند. اهمیت این موضوع در استانی مانند لرستان بیشتر میشود؛ استانی که بخش قابل توجهی از جغرافیای آن کوهستانی است و منابع طبیعی و آبی آن با شرایط اقلیمی و محیطی ویژهای مواجهاند. در چنین شرایطی، محل دفن زباله دیگر صرفاً یک زمین برای انباشت پسماند نیست. نحوه انتخاب محل، شیوه دفن، کنترل شیرابه و مدیریت گازهای ناشی از تجزیه زباله، همه بخشی از یک فرآیند پیچیده هستند.
در توصیف وضعیت لرستان، دو روایت متفاوت در کنار هم قرار گرفتهاند. روایت نخست، بر کاستیها و پیامدهای زیستمحیطی تمرکز دارد. در این نگاه، هنوز بخش مهمی از پسماند پیش از آنکه تفکیک و پردازش شود، به محل دفن میرسد و استفاده از ظرفیتهای بازیافت و فناوریهای جدید در سطح مطلوب قرار ندارد. تیزهوش معتقد است استان برای عبور از این وضعیت به فناوری، برنامهریزی و نگاه علمی نیاز دارد و باید روشهای جایگزین مانند کمپوستسازی و هضم بیهوازی نیز مورد توجه قرار گیرند. در مقابل، روایت دوم از تغییراتی سخن میگوید که طی سالهای اخیر در سایت پسماند خرمآباد اتفاق افتاده است. کامران فرمانپور، مدیرکل حفاظت محیط زیست لرستان، پس از بازدید از مجموعه مدیریت پسماند خرمآباد، بر وجود تغییرات در این مجموعه تأکید کرده و اقدامات انجامشده برای ساماندهی سایت را قابل توجه دانسته است.
او با اشاره به سابقه حدود ۱۵ ساله خود در بازدید و شناخت این مجموعه، به مهر میگوید میتواند وضعیت امروز را با سالهای گذشته مقایسه کند و در سالهای اخیر شاهد اقداماتی برای بهبود وضعیت سایت بوده است. این تفاوت نگاه، یک نکته مهم را پیش روی مدیریت پسماند قرار میدهد: اصلاح زیرساختها مهم است، اما برای رسیدن به مدیریت پایدار کافی نیست. داریوش بارانی بیرانوند، شهردار خرمآباد، نیز به مهر میگوید حدود سه سال و نیم پیش، زمانی که مدیریت شهری را بر عهده گرفت، وضعیت سایت پسماند از نظر زیستمحیطی نگرانیهای جدی ایجاد کرده بود. او توضیح میدهد که نخستین اولویت شهرداری در آن زمان، ایمنسازی محیط سایت و کاهش تهدیدهایی بوده که میتوانست متوجه محیطزیست، روستاهای اطراف، خاک و منابع طبیعی منطقه شود.
یکی از محورهای اصلی اقدامات نیز مدیریت شیرابه بوده است؛ مسئلهای که در سایتهای دفن پسماند از اهمیت زیادی برخوردار است. پس از ساماندهی اولیه، شهرداری سراغ مرحله دیگری رفت: فعال کردن خط پردازش. به گفته شهردار، کارخانه پردازش موجود در مجموعه پس از فعال شدن، در ادامه بر اثر یک حادثه آسیب دید و از مدار خارج شد، اما بازسازی آن انجام شده و اکنون برای بهرهبرداری آماده است. این اتفاق، از نظر مدیریت پسماند یک پیام روشن دارد: اگر زباله قبل از دفن وارد چرخه پردازش شود، بخشی از موادی که قرار بود دفن شوند میتوانند از چرخه دفن خارج شوند.
یکی دیگر از پروژههایی که مدیریت شهری خرمآباد از آن سخن میگوید، مجموعه تولید کمپوست است. بارانی بیرانوند از هزینه ۱۰۰ میلیارد تومانی برای این مجموعه خبر داده و گفته است بخش تولید کود نیز در آستانه بهرهبرداری قرار دارد. کمپوستسازی یکی از مسیرهایی است که میتواند بخشی از پسماند آلی را از چرخه دفن خارج کند. اهمیت این موضوع از آنجا ناشی میشود که بخش قابل توجهی از پسماند شهری را مواد آلی تشکیل میدهند و در صورت مدیریت مناسب، میتوانند به جای تبدیل شدن به بخشی از توده دفنشده، وارد یک چرخه جدید شوند. البته موفقیت این مسیر نیز به کیفیت تفکیک وابسته است. هرچه مواد آلی از ابتدا بهتر از سایر انواع پسماند جدا شوند، امکان تولید محصول مناسبتر افزایش پیدا میکند. اینجاست که مسئله «تفکیک از مبدأ» دوباره به مرکز بحث برمیگردد.
فرمانپور، مدیرکل حفاظت محیط زیست لرستان، تفکیک پسماند از مبدأ را یکی از حلقههای مهم زنجیره مدیریت پسماند میداند. از نگاه او، توسعه زیرساختهای فنی بدون مشارکت مردم کامل نمیشود و برای موفقیت تفکیک از مبدأ باید روی آموزش و فرهنگسازی سرمایهگذاری کرد. مدارس و محلات از جمله فضاهایی هستند که به گفته او میتوانند در اصلاح رفتار شهروندان نقش داشته باشند. این مسئله ساده به نظر میرسد، اما در عمل یکی از دشوارترین بخشهای مدیریت پسماند است. اگر شهروند در خانه پسماند تر، خشک، قابل بازیافت و سایر مواد را جدا نکند، هزینه تفکیک در مراحل بعدی بالا میرود و کیفیت مواد قابل بازیافت نیز ممکن است کاهش پیدا کند. بنابراین مدیریت پسماند فقط یک مسئله شهرداری نیست؛ از آشپزخانه خانه آغاز میشود و تا کارخانه پردازش و محل دفن ادامه دارد.
در سالهای اخیر اصطلاح «طلای کثیف» برای پسماند بارها استفاده شده است؛ اما ارزش واقعی این اصطلاح زمانی آشکار میشود که زباله از یک هزینه به یک منبع درآمد تبدیل شود. فرمانپور معتقد است اگر کل زنجیره پسماند بهدرستی مدیریت شود، میتوان از ظرفیت اقتصادی آن استفاده کرد و سهمی از هزینههای مدیریت شهری را نیز از همین مسیر تأمین کرد. شهردار خرمآباد نیز تأکید دارد که هدف باید تبدیل پسماند به سرمایه و درآمد پایدار برای شهرداری باشد. اما در کنار این اقتصاد رسمی، یک اقتصاد غیررسمی نیز در بازار پسماند شکل گرفته است. بارانی بیرانوند از فعالیت چرخههای غیررسمی در حوزه پسماند سخن گفته و معتقد است ساماندهی این بخش باید همزمان دو موضوع را مورد توجه قرار دهد: نظم دادن به گردش اقتصادی مواد بازیافتی و توجه به وضعیت اجتماعی افرادی که در این چرخه فعالیت میکنند.
یکی از مسائل دیگری که مدیریت شهری خرمآباد به آن اشاره کرده، گسترش مراکز خرید و فروش ضایعات در داخل بافتهای مسکونی است. به گفته بارانی بیرانوند، در برخی نقاط شهر فعالیت این مراکز به محدودههای مسکونی نفوذ کرده بود و حتی بعضی واحدهای مسکونی تخلیه شده و برای فعالیتهای مرتبط با ضایعات مورد استفاده قرار گرفته بودند. او از محلههای اسدآبادی و فلکالدین به عنوان مناطقی یاد کرده که چنین شرایطی در آنها وجود داشته و شهرداری تلاش کرده این وضعیت را ساماندهی کند. این موضوع نشان میدهد پسماند فقط یک مسئله زیستمحیطی نیست؛ یک مسئله شهری و اجتماعی نیز هست. اگر چرخه جمعآوری و خریدوفروش مواد بازیافتی بدون ضابطه شکل بگیرد، میتواند چهره محلهها را تغییر دهد و مشکلات دیگری ایجاد کند. از سوی دیگر، حذف کامل این چرخه نیز بدون ایجاد جایگزین اقتصادی میتواند مسئله دیگری به وجود آورد. پس راهحل، ساماندهی است؛ نه نادیده گرفتن مسئله.
در سایت پسماند خرمآباد، حالا خط پردازش پس از بازسازی آماده بهرهبرداری اعلام شده و مجموعه کمپوست نیز در آستانه فعالیت قرار دارد. شهردار برای راهاندازی مجدد کارخانه پردازش حدود ۱۰ میلیارد تومان هزینه یا برآورد هزینه اعلام کرده و مجموعه تولید کمپوست نیز با سرمایهگذاری ۱۰۰ میلیارد تومانی در حال تکمیل معرفی شده است. اما آزمون اصلی این پروژهها از روز بهرهبرداری آغاز میشود؛ کارخانه پردازش زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که زباله بهصورت مستمر و با ظرفیت مناسب وارد خط شود، خروجی قابل استفاده داشته باشد و بتواند حجم پسماند دفنی را کاهش دهد. کمپوست نیز زمانی از یک پروژه عمرانی به یک حلقه واقعی در مدیریت پسماند تبدیل میشود که مواد اولیه مناسب دریافت کند و محصول آن قابلیت استفاده و عرضه داشته باشد. بنابراین شاخص موفقیت فقط «افتتاح کارخانه» نیست؛ میزان کاهش دفن، مقدار مواد بازیافتی، کیفیت محصول، کاهش آلودگی و اقتصاد ایجادشده در طول زمان است.
یکی از انتقادهای مطرحشده درباره مدیریت سنتی پسماند، هزینه بالای حملونقل است. تیزهوش معتقد است فناوری میتواند در این بخش نقش جدی داشته باشد. از دیدگاه او، نرمافزارهای برنامهریزی مسیر میتوانند بر اساس حجم پسماند، موقعیت مخازن و میزان نیاز هر منطقه، مسیرهای جمعآوری را بهینه کنند. نتیجه چنین کاری میتواند کاهش مسافت طیشده، کاهش دفعات بارگیری غیرضروری، صرفهجویی در سوخت و کاهش هزینههای عملیاتی باشد. او همچنین به امکان استفاده از اینترنت اشیا و در آینده ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی اشاره میکند؛ فناوریهایی که میتوانند اطلاعات مربوط به وضعیت مخازن و مناطق مختلف را وارد فرآیند تصمیمگیری کنند. در چنین مدلی، شهرداری دیگر صرفاً منتظر پر شدن مخزن و اعزام خودرو نیست؛ داده به آن میگوید کجا، چه زمانی و با چه میزان نیرویی باید مداخله شود.
یکی از نقدهای جدی مطرحشده از سوی کارشناسان، فاصله میان مدیریت پسماند و پژوهش است. کارشناسان این حوزه معتقدند مراکز پسماند باید به روی تحقیق و پژوهش باز باشند و امکان مطالعه علمی درباره ترکیب زباله، میزان تولید شیرابه، ظرفیت بازیافت، شرایط خاک و پیامدهای زیستمحیطی فراهم شود. مدیریت پسماند نیازمند شناخت دقیق از مقدار و نوع تولید زباله، رفتار مصرفکننده، میزان بازیافت، ظرفیت پردازش و ویژگیهای اقلیمی هر منطقه است.