معماری گذشته باید بازتعریف شود؛ نه کپی، بلکه متناسب با نیازهای انسان!

به گزارش پایگاه خبری دیدگاه مدیریت به نقل از خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، مائده سادات مرویان حسینی: معماری تنها به ساخت بنا و طراحی فضای آن محدود نمی‌شود، بلکه بخشی از فرهنگ و سبک زندگی هر جامعه است و می‌تواند بر نحوه ارتباط انسان با خانواده، طبیعت، محیط اطراف و حتی نگرش او به زندگی تأثیر بگذارد. به همین دلیل، معماری ایرانی ـ اسلامی صرفاً به معنای بازگشت به شکل‌ها و عناصر معماری گذشته نیست. موضوع اصلی این است که مبانی و تجربیاتی که در طول تاریخ در شکل‌گیری این معماری نقش داشته‌اند را شناسایی کنیم و تلاش کنیم آن‌ها را متناسب با زندگی انسان امروز بازتعریف کنیم.

در بخش اول گفت‌وگو با حسین کریمی، مدیر مجموعه معماری «مصاف» و فعال در حوزه معماری ایرانی ـ اسلامی، درباره همین موضوع گفتگو کردیم. در این گفت‌وگو به پیشینه چند هزار ساله معماری در ایران و تأثیر اسلام بر شکل‌گیری هویت معماری ایرانی ـ اسلامی پرداخته شد و همچنین اشاره شد که فاصله گرفتن معماری معاصر از این هویت، تنها به تغییر شکل بناها محدود نمی‌شود و ریشه‌های عمیق‌تری دارد.

در این بخش از گفت‌وگو بیان شد که معماری ایرانی ـ اسلامی را نمی‌توان صرفاً در برخی عناصر ظاهری مانند قوس، گنبد، آجر، کاشی یا حیاط مرکزی خلاصه کرد. آنچه اهمیت بیشتری دارد، نوع نگاه به انسان و زندگی است؛ اینکه معماری چه نسبتی با نیازهای جسمی و روحی انسان، خانواده، طبیعت، آرامش و ارتباط انسان با خدا دارد. همچنین به چگونگی انتقال تجربه معماری گذشته به بناهای امروزی اشاره شد و این فعال حوزه معماری ایرانی ـ اسلامی دو رویکرد را نادرست دانست؛ نخست، کپی کردن عین معماری گذشته و دوم، فاصله گرفتن کامل از فرم و هویت تاریخی و باقی گذاشتن مفاهیم انتزاعی.

معماری ایرانی ـ اسلامی باید بتواند با فناوری، نیازها و سبک زندگی امروز هماهنگ شود، بدون اینکه هویت خود را از دست بدهد. در این حالت، هدف، کپی کردن گذشته یا کنار گذاشتن آن نیست، بلکه بازآفرینی معماری ایرانی ـ اسلامی با زبان و امکانات امروز است. در ادامه این گفت‌وگو به این موضوع می‌پردازیم که این نگاه چگونه می‌تواند از سطح نظریه به فرآیند طراحی و ساخت وارد شود و چگونه می‌توان الگوهای معماری گذشته را با شرایط انسان امروز تطبیق داد.

* شما گفتید که می‌توان از اصول و الگوهای معماری گذشته در بناهای امروز استفاده کرد، اما باید متناسب با شرایط و نیاز انسان بازتعریف کرد. در این بازتعریف چگونه می‌توان تشخیص داد یک الگو برای انسان امروز مناسب است؟

وقتی می‌گوییم فرم‌ها، اشکال و مصالح مختلف ذاتاً خوب یا بد نیستند و هرکدام ظرفیت‌های متفاوتی دارند، به این معنا نیست که می‌توانیم از همه آن‌ها در معماری استفاده کنیم. برخی فرم‌ها ممکن است ذاتاً بد نباشند، اما برای انسان ظرفیت مناسبی نداشته باشند. به عنوان مثال، بسیاری از هندسه‌های منظم و دقیق که در معماری گذشته ما مشاهده می‌شود، به دلیل نظم و تناسبشان می‌توانند به تمرکز و آرامش ذهن کمک کنند؛ در مقابل، وقتی با فرم‌های پراکنده، بی‌قاعده و آشفته مواجه می‌شویم، این بی‌نظمی می‌تواند بر ذهن و ادراک انسان تأثیر بگذارد. ما نمی‌توانیم از قواعد فیزیکی و تأثیر محیط بر انسان فرار کنیم. بنابراین ما از برخی فرم‌ها و مصالح بیشتر استفاده می‌کنیم و از برخی کمتر؛ نه صرفاً به دلیل اینکه یکی اسلامی و دیگری غیراسلامی است، بلکه به این دلیل که بعضی از آن‌ها با فطرت انسان، با معنا، با آرامش و با روح معماری اسلامی ـ ایرانی همخوانی بیشتری دارند.

ما در مجموعه مصاف دقیقاً تلاش می‌کنیم این نگاه را از سطح یک ایده و نظریه، به یک روش قابل استفاده و علمی تبدیل کنیم. به همین دلیل از ظرفیت نزدیک به ۱۷۰ کارشناس در حوزه‌های مختلف استفاده می‌کنیم؛ از متخصصان حوزوی و فقهی گرفته تا پزشکان، روان‌شناسان، متخصصان علوم اعصاب، کارشناسان محیط‌زیست، مهندسان و متخصصان معماری و منظر، و همچنین با بهره‌گیری از پیشرفته‌ترین نرم‌افزارها و ابزارهای تخصصی روز دنیا تلاش می‌کنیم ابعاد مختلف رابطه انسان، محیط و معماری را دقیق‌تر بررسی کنیم.

هدف ما این است که با کنار هم گذاشتن دانش دینی، حوزوی و علمی روز بفهمیم یک فرم، یک ماده، یک میزان نور، یک عنصر طبیعی یا یک الگوی فضایی، در کجا، برای چه انسانی، با چه شرایط اقلیمی و با چه میزان و کیفیتی می‌تواند بهترین اثر را داشته باشد. این دقیقاً همان جایی است که تلاش می‌کنیم اصول معماری اسلامی ـ ایرانی را از یک مفهوم کلی، به یک دانش قابل استفاده برای معماری امروز تبدیل کنیم.

ما امروز یک ساختمان طراحی می‌کنیم. اگر این ساختمان صرفاً یک کالبد باشد و محتوای فکری مشخصی نداشته باشد، یک ساختمان عادی است. اما اگر بر اساس مبانی فکری، فلسفی و فقهی مشخصی طراحی شود، آن زمان دیگر صرفاً با یک ساختمان مواجه نیستیم، بلکه با یک رویکرد و یک سبک معماری مواجهیم. ما در معماری امروز، دو بخش را در کنار یکدیگر دنبال می‌کنیم: محتوا و الگوواره‌های معماری گذشته یا همان ظاهر. در بخش اول، محتوای اسلامی ـ ایرانی توسط متخصصان حوزوی ما وارد طراحی می‌شود. یعنی فقه اسلامی که در طول تاریخ توسط فقها و با روش اصولی تبیین شده، باید برای انسان امروز دوباره فهم و تبیین شود. ما نمی‌توانیم صرفاً احکام و روایات را همان‌گونه که در گذشته فهمیده می‌شده، بدون توجه به شرایط انسان امروز در معماری استفاده کنیم. باید این مبانی برای انسان امروز تبیین شود و سپس در طراحی خودش را نشان دهد.

این محتوا می‌تواند در موضوعات مختلفی خودش را نشان دهد؛ مثلاً پیش‌بینی نمازخانه، توجه به ارتفاع، هندسه‌هایی که در روایات مورد توصیه قرار گرفتند، انتخاب مواد اولیه و رنگ‌هایی که در قرآن و روایات مورد تأکید قرار گرفتند، نوع فضاسازی و کیفیت فضا و همچنین سلسله‌مراتب فضایی که در منابع دینی مورد توجه قرار گرفته است. اما بخش دوم، الگوواره‌های معماری گذشته ماست. در این بخش می‌توانیم از ظرفیت‌هایی که معماری اسلامی ـ ایرانی در طول تاریخ ایجاد کرده استفاده کنیم؛ مثلاً قوس، حوض، حیاط مرکزی، طاق، شیشه‌های رنگی و حتی هندسه‌های معماری و به‌ویژه ریاضیات معماری گذشته می‌توانند در معماری امروز بازتعریف شوند. البته این به این معنا نیست که هر چیزی که در معماری گذشته وجود داشته، باید عیناً به امروز منتقل شود.

* اگر قرار نیست عناصر معماری گذشته عیناً تکرار شود، چگونه تشخیص داده می‌شود که کدام ویژگی معماری گذشته قابل استفاده است و کدام باید حذف شود؟

اگر ما در تاریخ معماری خودمان را هم نگاه کنیم، می‌بینیم که خود معماری اسلامی ـ ایرانی نیز همیشه متناسب با شرایط زمانه تغییر کرده است. برای مثال، زمانی که از دوره تیموریان عبور کردیم و وارد دوره صفویه شدیم، دیگر قرار نبود تمام پیچیدگی‌های اجرایی و تزئینی دوره‌های قبل عیناً ادامه پیدا کند. در استفاده از شیوه‌های کاشی‌کاری نیز تغییراتی اتفاق افتاد و کاشی هفت‌رنگ در دوره صفویه ابداع و توسعه پیدا کرد، امکان ساخت سریع‌تر و اقتصادی‌تر نسبت به کاشی معقلی و معرق را فراهم کرد و نسبت به برخی شیوه‌های پیچیده‌تر، فرآیند اجرا را ساده‌تر کرد. بنابراین ما هم امروز همین نگاه را داریم. اگر یک عنصر معماری گذشته، مثل بعضی از مقرنس‌ها یا گره‌کاری‌های بسیار پیچیده، قرار باشد هزینه بسیار زیادی ایجاد کند، لزوماً دلیلی ندارد که آن را عیناً وارد ساختمان امروز کنیم. اگر این پیچیدگی صرفاً هزینه ایجاد کند و ضرورت واقعی برای کیفیت فضا نداشته باشد، حتی می‌تواند با مفهوم اسراف در تعارض قرار بگیرد.

از طرف دیگر، ساختار ساختمان امروز با گذشته متفاوت است. در معماری گذشته، ساختار بنا و تزئینات تا حد زیادی در هم تنیده بودند؛ یعنی خودِ نیارش و ساختار بنا، از اسکلت و دیوارها گرفته تا نحوه ساخت و شکل‌گیری اجزای بنا، می‌توانست همزمان نقش تزئینی نیز داشته باشد. به بیان دیگر، ساختار بنا و تزئینات آن از یکدیگر جدا نبودند. اما امروزه ساختار بنا و اسکلت ساختمان تغییر کرده است. دیگر اسکلت و دیوارهای ساختمان الزاماً همان چیزی نیستند که نقش تزئینی بنا را ایفا می‌کنند و در بسیاری از موارد، برای ایجاد ظاهر و تزئینات باید عناصر دیگری به ساختمان الحاق کنیم. بنابراین ممکن است بخشی از تزئینات تاریخی، در شرایط امروز به چیزی مازاد بر ساختار بنا تبدیل شوند.

اگر ما در تاریخ معماری خودمان را هم نگاه کنیم، می‌بینیم که خود معماری اسلامی ـ ایرانی نیز همیشه متناسب با شرایط زمانه تغییر کرده است. زمانی که از دوره تیموریان عبور کردیم و وارد دوره صفویه شدیم، دیگر قرار نبود تمام پیچیدگی‌های اجرایی و تزئینی دوره‌های قبل عیناً ادامه پیدا کند. به نظر می‌رسد باید متناسب با شرایط امروز، بخشی از پیچیدگی‌های گذشته را حذف یا بازتعریف کنیم؛ دقیقاً همان کاری که نیاکان ما در دوره‌های مختلف انجام می‌دادند و برای تطبیق معماری با اقتصاد، فناوری و شرایط زمانه خودشان تغییراتی در شیوه ساخت و تزئین ایجاد می‌کردند.

ما قرار نیست معماری گذشته را کپی کنیم. محتوا و الگوواره‌های معماری اسلامی ـ ایرانی را می‌گیریم، آن‌ها را می‌فهمیم، بازتفسیر می‌کنیم و با زندگی، نیازها، فناوری و شرایط اقتصادی انسان امروز تطبیق می‌دهیم. پس در نهایت، معماری اسلامی ـ ایرانی وارد معماری امروز می‌شود؛ اما نه به عنوان یک سری عناصر تزئینی که به یک ساختمان مدرن اضافه شوند. محتوا و مبانی فکری از یک طرف، و الگوواره‌های اصلی معماری گذشته از طرف دیگر، وارد فرآیند طراحی می‌شوند و در نهایت با زندگی انسان امروز تطبیق پیدا می‌کنند.

البته شاید برای شما جالب باشد که بدانید بعد از اینکه این موضوعات توسط ۱۷۰ کارشناس ما در حوزه‌های مختلف بررسی می‌شوند، کار در همین‌جا متوقف نمی‌شود. ما نتایج را در ادامه در اختیار علما، معماران و اساتید شناخته‌شده ایرانی و حتی برخی معماران خارجی قرار می‌دهیم و از نگاه و نقد آن‌ها نیز استفاده می‌کنیم. این فرآیند به ما کمک می‌کند اگر خطایی در برداشت یا تحلیل‌هایمان وجود دارد، آن را زودتر شناسایی و اصلاح کنیم. در مرحله بعد، این مباحث در کارگاه‌های «معماری اسلامی ـ ایرانی مصاف»، ارائه می‌شوند و در معرض نگاه و نقد دانشجویان و فعالان معماری قرار می‌گیرند. بنابراین ایده‌ها چندین بار محک می‌خورند، نقد می‌شوند و کامل‌تر می‌شوند.

* این رویکردی که در مجموعه‌تان دارید چقدر با استقبال مردم مواجه شده است؟ آیا مخاطبان شما با این نوع معماری ارتباط برقرار کردند؟

بازخوردهایی که ما از پروژه‌های معماری‌مان گرفتیم، نشان می‌دهد که استقبال مردم بسیار خوب بوده است. ما بخشی از طراحی‌ها و کارهایی را که در مجموعه انجام دادیم در رسانه‌مان منتشر کردیم و میزان بازدید و واکنش‌هایی که مردم نشان دادند، برای ما بسیار قابل‌توجه بود. در کنار آن، افزایش درخواست‌های طراحی و استقبال بیشتر از کارگاه‌های آموزشی‌مان هم همین موضوع را تأیید می‌کند. این موضوع از این جهت برای ما مهم بود که پیش از این بارها شنیده بودیم وقتی از معماری ایرانی ـ اسلامی صحبت می‌شود، مردم یا سنتی بودن آن را نمی‌پذیرند، یا اگر هم آن را بپسندند، می‌گویند برای زندگی امروز خودشان چنین خانه‌ای را نمی‌خواهند. یعنی یک تصور عمومی وجود داشت که معماری ایرانی ـ اسلامی الزاماً با معماری سنتی و تاریخی گره خورده است. اما تجربه ما نشان داد که مسئله، خودِ معماری ایرانی ـ اسلامی نیست؛ مسئله این است که چگونه آن را به زبان امروز بیان کنیم. ما تلاش کردیم محتوای عمیق ایرانی ـ اسلامی را کامل کنیم و آن را با زبان امروزی ارائه کنیم؛ به شکلی که یک بنا هم ریشه در گذشته داشته باشد و هم کاملاً متعلق به زندگی امروز و حتی آینده به نظر برسد. به نظرم افزایش درخواست‌های طراحی، استقبال از کارگاه‌ها و واکنش‌هایی که در رسانه‌ها دریافت کردیم، نشان می‌دهد که مردم با معماری ایرانی ـ اسلامی مسئله‌ای ندارند؛ اگر این معماری با زبان درست، جذاب و متناسب با زندگی امروز ارائه شود، اتفاقاً استقبال بسیار خوبی هم از آن می‌کنند.

* آیا فعالیت‌هایی از جنس کار شما می‌تواند…

پیمایش به بالا