از باران فومن تا آفتاب رشت؛ مردی که جاده‌ها را با عشق هموار می‌کند

در میان هیاهوی پروژه‌های عمرانی و پیچیدگی‌های مدیریتی، مردی از تبار باران و خاکِ نمناک گیلان، تصمیم گرفته تا با فناوری نوین «آسفالت سرد»، چهره جاده‌های شهر باران را دگرگون کند. غفار قربانی چناری، مهندس عمرانی که سال‌ها در پروژه‌های ملی و شرکت‌های دانش‌بنیان خدمت کرده، حالا در رشت، به دنبال پیوند دانش و عشق است. با او به گفت‌وگو نشستیم.

گفتگو بامهندس غفار قربانی چناری-کارآفرین برتر

پایگاه خبری دیدگاه مدیریت

در میان هیاهوی پروژه‌های عمرانی و پیچیدگی‌های مدیریتی، مردی از تبار باران و خاکِ نمناک گیلان، تصمیم گرفته تا با فناوری نوین «آسفالت سرد»، چهره جاده‌های شهر باران را دگرگون کند. غفار قربانی چناری، مهندس عمرانی که سال‌ها در پروژه‌های ملی و شرکت‌های دانش‌بنیان خدمت کرده، حالا در رشت، به دنبال پیوند دانش و عشق است. با او به گفت‌وگو نشستیم.

دیدگاه مدیریت: آقای قربانی، از فومن شروع کنیم. آن شهر بارانی چه نقشی در شکل‌گیری شخصیت و مسیر حرفه‌ای شما داشت؟

غفار قربانی چناری: فومن، فقط یک شهر نیست؛ یک «حال» است. من در شهری بزرگ شدم که هر روز صبحش با صدای باران بر شیروانی‌های سفالی آغاز می‌شد. این باران، به من آموخت که مهندسی، فقط ساختن نیست؛ بلکه هم‌نوایی با طبیعت است. در فومن یاد گرفتم که آب، اگرچه نرم است، اما می‌تواند سنگ را هم بشکافد. این درسِ «استقامت در عین لطافت» را سال‌ها در مدیریت پروژه‌های سخت به کار گرفتم. حتی وقتی در تهران و البرز بودم، قلبم در گیلان می‌تپید.

دیدگاه مدیریت: شما سال‌ها در پروژه‌های بزرگ عمرانی و شرکت‌های دانش‌بنیان فعالیت کرده‌اید. چه شد که تصمیم گرفتید به رشت بازگردید و کارخانه آسفالت سرد را تأسیس کنید؟

غفار قربانی چناری: من در تمام این سال‌ها، در پروژه‌های سنگین، از مسکن مهر البرز تا مهندسی ارزش‌های شهری، یک چیز را همیشه کم داشتم: «خاکِ خودم». مهندس بودن یعنی حل مسئله. و من در رشت، یک مسئله بزرگ دیدم: باران‌های بی‌امان، جاده‌های ما را فرسوده می‌کند و آسفالت‌های سنتی، با حرارت بالا، هم هوا را آلوده می‌کنند و هم به طبیعت آسیب می‌زنند. من آمدم تا با «آسفالت سرد»، هم به دادِ جاده‌های رشت برسم و هم به دادِ هوای گیلان. این، یک انتخاب اقتصادی نبود؛ یک تعهد به زادگاه بود.

دیدگاه مدیریت: آسفالت سرد چه ویژگی خاصی دارد که شما را مجذوب خود کرد؟

غفار قربانی چناری: آسفالت سرد، یک «انقلاب خاموش» است. در روش سنتی، سنگ و قیر را با حرارت ۱۵۰ تا ۱۶۰ درجه مخلوط می‌کنند که هم آلودگی صوتی دارد، هم دود فراوانی تولید می‌کند و هم مصرف انرژی بالایی دارد. اما در آسفالت سرد، همه این مراحل در دمای محیط انجام می‌شود. این یعنی: کاهش چشمگیر آلودگی هوا، صرفه‌جویی در انرژی، و سرعت بالای اجرا. برای من که به باران و هوای پاک گیلان عشق می‌ورزم، این فناوری، همان «بارانِ زلال» است که در قالبی صنعتی ریخته شده است.

دیدگاه مدیریت: شما در کنار کارهای بزرگ، همیشه بر خانواده‌دوستی تأکید کرده‌اید. چطور بین این حجم از مسئولیت و خانواده تعادل برقرار می‌کنید؟

غفار قربانی چناری: (لبخند می‌زند) مدیریت، فقط در دفتر کار و کارگاه نیست. سخت‌ترین مدیریت، مدیریت بر خود است تا بتوانی برای خانواده هم وقت بگذاری. من در تمام این سال‌ها، هر شب که از پروژه‌های سخت برمی‌گشتم، با خودم می‌گفتم: «غفار، امروز چه کار ارزشمندی برای خانواده‌ات کردی؟» خانواده، لنگرگاه من است. اگر آنها نباشند، من هیچ‌ام. در واقع، آرامشی که در خانواده دارم، به من انرژی می‌دهد تا در کارخانه و پروژه‌ها، شجاعانه تصمیم بگیرم. من به همسرم و فرزندانم مدیونم.

دیدگاه مدیریت: شما اهل عشق و ادبیات و هنر هستید. این روحیه هنری، چطور با مهندسی که پر از عدد و فرمول است، کنار می‌آید؟

غفار قربانی چناری: مهندسی، خودش یک هنر است. شما وقتی یک پل طراحی می‌کنید یا یک جاده را هموار می‌سازید، در حال آفرینش هستید. من عاشق باران، شعر و موسیقی‌ام. اما این‌ها با عمران تضاد ندارند؛ بلکه به آن روح می‌دهند. در واقع، اگر عشق به انسان و طبیعت نباشد، مهندسی فقط یک کار خشک و بی‌روح است. من به همکاران جوانم همیشه می‌گویم: «قبل از اینکه بتن بریزید، به این فکر کنید که این سازه، قرار است میزبان زندگی یک خانواده باشد.»

دیدگاه مدیریت: به‌عنوان یک کارآفرین، مهم‌ترین درسی که در این سال‌ها آموخته‌اید چیست؟

غفار قربانی چناری: مهم‌ترین درس، «مقاومت در برابر ناامیدی» است. کارآفرینی، یک مسیر پر از سنگلاخ است. من از سال ۱۳۶۸ در شرکت «سازه» شروع کردم و بعدها مدیریت عامل شرکت‌های عمران و دانش‌بنیان را بر عهده گرفتم. در تمام این سال‌ها، بارها با چالش‌های بزرگ مواجه شدم. اما هرگز تسلیم نشدم. کارآفرین واقعی، کسی است که وقتی همه می‌گویند «نمی‌شود»، او بگوید «بیایید راهی پیدا کنیم». و مهم‌تر از آن، مسئولیت‌پذیری اجتماعی است. یک کارآفرین، فقط برای جیب خودش کار نمی‌کند؛ باید به فکر اشتغال جوانان و آبادانی شهرش باشد.

دیدگاه مدیریت: در پایان، اگر بخواهید پیامی به جوانان گیلانی و به‌ویژه جوانان فومن و رشت بدهید، چه می‌گویید؟

غفار قربانی چناری: به جوانان می‌گویم: «به آسمان بارانی گیلان نگاه کنید. باران، هیچ‌وقت از باریدن خسته نمی‌شود. شما هم از تلاش خسته نشوید.» گیلان، سرزمین استعدادها و ظرفیت‌های بزرگ است. لازم نیست برای موفقیت به تهران بروید. من با تمام وجودم تجربه کردم که می‌توان از دلِ فومن و رشت، برای کشور کارهای بزرگ کرد. کافی است باور داشته باشید و علم را با عشق پیوند بزنید. من امروز اینجا هستم تا با تأسیس کارخانه آسفالت سرد، سهمی در آبادانی این خطه داشته باشم. و امیدوارم جوانان گیلانی، با همت خودشان، فردای بهتری برای این سرزمین بسازند.

دیدگاه مدیریت: از اینکه وقت خود را در اختیار ما گذاشتید، صمیمانه سپاسگزاریم. برای شما و کارخانه آسفالت سرد در رشت، آرزوی موفقیت داریم.

غفار قربانی چناری: من هم از شما و پایگاه خبری دیدگاه مدیریت سپاسگزارم. امیدوارم صدای این حرکت، به گوش همه جوانان گیلان برسد.
 
پیمایش به بالا