“`html
مهدی شکیبایی، کارشناس رسانه و روابط بینالملل، در گفتوگو با پایگاه خبری دیدگاه مدیریت به نقل از مهر، در خصوص سفر رئیسجمهور به نیویورک برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل، با انتقاد از برخی که سفر پزشکیان را به عنوان راهی برای خروج ایران از انزوا میدانند، بیان کرد: این تعبیر که سفر آقای پزشکیان به خروج ایران از انزوا کمک میکند، به نظر من گمراهکننده است؛ زیرا ایران در انزوای مطلقی که آنها مطرح میکنند، نیست. موضوع ایران اکنون یک مسئله بینالمللی است و در گذشته بحث هستهای و صلحآمیز بودن آن مطرح بود و اکنون موضوع تنگه هرمز مورد توجه قرار دارد.
وی افزود: از سوی غرب و رسانههای حاکم در آنجا تلاش میشود ایران کشوری ضد اقتصاد جهانی، ضد امنیت بینالمللی و ضد صلح جهانی معرفی شود، اما جمهوری اسلامی ایران از منظر موازین حقوق بینالملل توانسته درباره مسئله تنگه هرمز با دنیا صحبت کند و وارد دیالوگ شود؛ البته درست است که برخی کشورهای غربی به دلیل منافع خود، به جمهوری اسلامی ایران درباره بستن تنگه ایراد میگیرند، اما کشورهای دیگر، همانند آنچه در پاناما، کانال سوئز و دیگر تنگهها وجود دارد، مدیریت این مناطق توسط کشورهای ساحلی را میپذیرند.
شکیبایی عنوان کرد: بنابراین، پیام جمهوری اسلامی ایران از منظر حقوق بینالملل قابل طرح است و از این منظر نمیتوان ایران را کشوری منزوی یا تهدیدکننده صلح جهانی معرفی کرد. در شرایط فعلی نیز مسئله اصلی باید افزایش وزن و قدرت چانهزنی ایران در یک نظم بینالمللی در حال تغییر باشد، نه خروج از انزوا؛ زیرا مفروض ما این است که ایران در انزوا نیست.
کارشناس روابط بینالملل با تأکید بر اهمیت حضور رئیسجمهور در مجمع عمومی سازمان ملل، گفت: اصل حضور ایران در قلب سیاسی غرب، خود دارای پیام روشنی است و آن اینکه ایران قرار نیست به دلیل فشارهای آمریکا از صحنه دیپلماسی جهانی کنار برود. اما اگر سفر آقای پزشکیان صرفاً به سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل و چند دیدار تشریفاتی محدود شود، نباید انتظار داشت قدرت چانهزنی کشورمان تقویت شود.
وی ادامه داد: اثر واقعی حضور رئیسجمهور زمانی ایجاد میشود که در حاشیه مجمع عمومی، ائتلافها و اتحادهایی با کشورهای مستقل، قدرتهای شرقی، کشورهای منطقه و حتی کشورهای اروپایی شکل بگیرد. بسیاری از کشورهای مستقل، حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی را بهصورت مستقل محکوم کردند، لذا باید بتوان با این کشورها اتحاد و ائتلاف ایجاد کرد و این دیدارها و نشستها را به دستاورد مشخص سیاسی و اقتصادی تبدیل کرد.
شکیبایی بیان کرد: هدف اصلی آقای پزشکیان در این سفر باید افزایش وزن و قدرت چانهزنی ایران در نظم بینالمللی در حال تغییر باشد. حضور صرف کافی نیست و این سفر باید مابهازای سیاسی، اقتصادی یا امنیتی برای جمهوری اسلامی ایران داشته باشد. وی افزود: دیپلماسی نباید جای مقاومت را بگیرد، بلکه باید پشتوانه سیاسی و بینالمللی قدرتمندی برای مقاومتی باشد که در میدان ایجاد شده است.
هیئت ایرانی باید به گونهای در آمریکا حاضر شود که روایت و موضع خود را در برابر روایت مسلط غرب مطرح کند و نشان دهد، آمریکا تنها بازیگر تعیینکننده در نظم بینالمللی نیست، لذا در این خصوص لازم است آقای پزشکیان ابتکار عمل را در اختیار داشته و احیاناً در حالت تدافعی نباشد.
شکیبایی درباره عدم اعطای ویزا به خبرنگاران ایرانی اظهار کرد: آمریکاییها مدعی جریان آزاد اطلاعات هستند، اما تیم رسانهای هیئت همراه رئیسجمهور را با محدودیت مواجه کردند. تحریم تیم رسانهای هیئت همراه، از نظر رسانهای حتی میتواند از خود سفر آقای پزشکیان مهمتر باشد؛ زیرا محدود شدن رسانههای همراه، امکان پوشش مستقیم، تولید تصویر و انتقال روایت از محل رویداد را کاهش میدهد.
کارشناس روابط بینالملل گفت: رسانهها معمولاً تلاش میکنند در نقاط مختلف جهان، خبرنگار داشته باشند تا بتوانند روایت مستقیم و زندهای از رویدادها ارائه کنند. کاری که مهر، صدا و سیما و دیگر خبرگزاریها انجام میدهند، از همین منظر اهمیت دارد و محروم کردن رسانههای ایرانی از حضور در محل، این امکان را محدود میکند، لذا این اقدام آمریکا یک تناقض جدی نیز ایجاد میکند؛ زیرا آمریکا از یک طرف به رئیسجمهور ایران اجازه میدهد برای سخنرانی در سازمان ملل وارد خاک این کشور شود، اما بخشی از تیم رسانهای او را از ورود به آمریکا منع میکند.
این اقدام را میتوان در چارچوب تلاش برای کنترل میدان روایت و جلوگیری از تولید و انتشار روایت ایران ارزیابی کرد. شکیبایی با اشاره به آنکه هرگونه تبعات سنگین ممانعت از حضور رئیسجمهور کشورمان به مجمع عمومی سازمان ملل، عنوان کرد: اجازه ندادن به محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، برای حضور در سازمان ملل و سخنرانی را از سوی آمریکاییها داشتیم، اما بدون شک وزن تشکیلات خودگردان با جمهوری اسلامی ایران قابل مقایسه نیست.
اگر به رئیسجمهوری ایران اجازه ورود داده نمیشد، این اقدام میتوانست تبعات سیاسی زیادی برای آمریکا داشته باشد؛ بنابراین، زمانی که امکان جلوگیری از حضور سیاسی ایران در سازمان ملل وجود نداشت، آنها تلاش کردند محدودیتهایی در محیط رسانهای علیه کشورمان و پیرامون این سفر اعمال کنند تا از تولید و انتشار روایت اصلی تیم همراه رئیسجمهوری ایران جلوگیری شود.
وی تأکید کرد: خود خبر منع حضور خبرنگاران ایرانی یا تیم رسانهای ایران میتواند به یک خبر بینالمللی تبدیل شود و حتی به خروج ایران از انزوای مورد ادعای آنها کمک کند. بنابراین پاسخ ایران به این اقدام نباید صرفاً اعتراض دیپلماتیک باشد، بلکه باید از این رویداد برای تقویت دیپلماسی رسانهای استفاده شود.
در نتیجه اگر خبرنگار ایرانی امکان حضور ندارد، باید از شبکهای از رسانههای بینالمللی، خبرنگاران مستقل و پلتفرمهای رسانهای استفاده کرد تا روایت ایران از بیرون سالن سازمان ملل دنبال و منتقل شود. رسانههای ایران و دولت جمهوری اسلامی ایران باید به جای بسنده کردن به محکومیت اقدام آمریکا، از همه ظرفیتهای خود، بهویژه شبکههای رسانهای بینالمللی که طی ۴۷ سال ایجاد شده است، استفاده کنند تا روایت مورد نظر خود را دنبال و منتقل کنند.
“`