نادر کوهی در گفتوگو با پایگاه خبری دیدگاه مدیریت به نقل از مهر اظهار داشت: کشاورزی در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری به تصمیمگیریهای هوشمندانه و مبتنی بر واقعیتهای اقلیمی، اقتصادی و اجتماعی نیاز دارد.
وی ادامه داد: افزایش جمعیت، محدودیت منابع آب و خاک، تغییرات اقلیمی و ضرورت تأمین امنیت غذایی، ما را به این پرسش اساسی هدایت میکند که چه محصولی، در کجا، چه زمانی و به چه میزان باید کشت شود؟
کوهی با اشاره به اینکه پاسخ علمی و عملی به این پرسش در مفهوم الگوی کشت نهفته است، تصریح کرد: الگوی کشت تنها شامل تعیین فهرستی از محصولات برای کشت نیست؛ بلکه برنامهای جامع برای ایجاد تعادل میان منابع موجود، نیازهای غذایی جامعه، ظرفیتهای تولیدی مناطق و منافع اقتصادی کشاورزان به شمار میآید.
وی افزود: انتخاب محصول مناسب باید بر اساس عواملی نظیر میزان آب در دسترس، شرایط اقلیمی، کیفیت خاک، نیاز بازار، ارزش اقتصادی محصول و مزیت نسبی هر منطقه انجام شود.
معاون پژوهش فناوری و انتقال یافتهها و عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان کرمان تأکید کرد: در کشور ما، مسئله آب اهمیت ویژهای دارد و ادامه کشت محصولات آببر در مناطق کمآب، علاوه بر افزایش فشار بر منابع زیرزمینی و سطحی، میتواند پایداری تولید و معیشت کشاورزان را در بلندمدت با خطر مواجه کند؛ بنابراین، اصلاح الگوی کشت باید بهعنوان بخشی از راهبرد مدیریت منابع آب و سازگاری با تغییرات اقلیمی مورد توجه قرار گیرد.
کوهی گفت: با این حال، موفقیت الگوی کشت تنها با صدور دستورالعمل و تعیین سهم محصولات محقق نمیشود و کشاورز زمانی به تغییر الگوی کشت روی میآورد که از نظر اقتصادی نیز اطمینان داشته باشد.
وی ادامه داد: بنابراین، سیاستهای حمایتی، تضمین یا تسهیل بازار فروش، بیمه محصولات، تأمین نهادهها، آموزش و ترویج کشاورزی نوین و ارائه مشوقهای مناسب باید در کنار برنامهریزی فنی الگوی کشت قرار گیرند.
وی افزود: از سوی دیگر، توسعه کشت محصولات کمآببر، ارقام مقاوم به خشکی و شوری، روشهای نوین آبیاری، کشتهای گلخانهای و فناوریهای دقیق کشاورزی میتواند به افزایش بهرهوری منابع کمک کند. لذا هدف نباید صرفاً کاهش مصرف آب باشد؛ بلکه باید افزایش تولید و درآمد به ازای هر واحد آب و زمین باشد.
وی با اشاره به اینکه الگوی کشت همچنین باید با امنیت غذایی کشور پیوندی جدی داشته باشد، افزود: کاهش سطح زیرکشت یک محصول بدون توجه به نیاز داخلی و وابستگی احتمالی به واردات، ممکن است چالش دیگری ایجاد کند؛ بنابراین لازم است میان حفظ منابع طبیعی، تأمین نیازهای اساسی جامعه و حفظ درآمد کشاورزان توازن برقرار شود.
کوهی در پایان گفت: در نهایت، الگوی کشت موفق، الگویی منطقهمحور، انعطافپذیر، اقتصادی و مشارکتمحور است؛ الگویی که کشاورز را نه مجری یک دستور اداری، بلکه شریک اصلی تصمیمگیری میداند.
عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان کرمان افزود: آینده کشاورزی کشور در گرو آن است که از کشاورزی مبتنی بر «عادت و تجربه صرف» به سمت کشاورزی مبتنی بر «داده، دانش و بهرهوری» حرکت کنیم.
وی اظهار داشت: امروز اصلاح الگوی کشت دیگر یک انتخاب نیست؛ بلکه ضرورتی است برای آنکه بتوانیم میان تولید غذا، حفظ منابع طبیعی و تداوم زندگی روستایی و کشاورزی، تعادلی پایدار ایجاد کنیم.
کوهی افزود: اگر این مسیر با مشارکت کشاورزان، دانشگاهها، بخش خصوصی و سیاستگذاران طی شود، میتوان امیدوار بود که کشاورزی کشور نهتنها با بحرانهای پیشرو سازگار شود، بلکه به الگویی برای بهرهوری و پایداری تبدیل گردد.