چتری از جنس امضا و اثر انگشت؛ وقتی جای هدایا عوض می‌شود

همیشه روایتِ پروژه‌ها، داستانِ هدیه دادن و برآورده کردنِ آرزوهای کودکان بود؛ اما این پوستر، روایتی یک‌سره متفاوت، عمیق و وارونه دارد. این‌بار، این کودکان بودند که بزرگ‌ترین و ارزشمندترین هدیه را سپاسگزارانه به دستِ راهیانِ این مسیر بخشیدند. پوستری رنگارنگ با طرحِ چتری گشوده که زیر بارانی از اثر انگشت‌های آبی، قرمز و سبز، آغوش باز کرده است. چتری هفت‌رنگ که نه برای گریز از باران، بلکه برای جمع کردنِ قطره‌قطره‌ی مهرِ بچه‌ها برپاشده و حالا تمامِ پهنه‌ی سفیدِ کاغذ، با دست‌خط‌های کوچک، امضاها و نام‌های یادگاری پر شده است.

تک‌تکِ این لکه‌های رنگی و اثر انگشت‌های فشرده‌شده روی پوستر، شناسنامه‌ی زنده و ناطقِ یک دلِ پاک است. نام‌هایی که با خودکارها و مدادهای مختلف دور تا دورِ چتر کشیده شده‌اند—از «پارسیس» و «شایلین» گرفته تا «امیرعلی»، «محمدمهدی» و ده‌ها نامِ کوچکِ دیگر—هر کدام امضای گران‌بهایی است بر یک قدردانیِ زلال، بی‌واسطه و ماندگار. بچه‌ها انگشتانِ کوچکشان را به استامپ‌های رنگی آغشته کردند تا اثرِ ماندگارِ وجودشان را روی این برگه ثبت کنند؛ یادگاریِ زنده‌ای که با زبانی ساده می‌گوید: «ما شما را دیدیم، مهربانی‌تان را حس کردیم و ناممان را در سایه‌ی این چتر برای همیشه به یادگار گذاشتیم.»

نگاه کردن به خطوطِ نامنظم اما لبریز از احساسِ روی پوستر، حسِ شناور بودن در دريايی از صمیمیت را منتقل می‌کند. هر خطی که روی این پوستر کشیده شده، داستانی از لحظه‌ی تحویل هدیه، خنده‌ای کوتاه و نگاهی پر از ذوق را در خود جای داده است. این سندِ کاغذی، به شکلی شاعرانه نشان می‌دهد که چگونه یک فراخوانِ ساده یا یک جشنواره‌ی محلی می‌تواند تمامِ مرزهای میانِ آدم‌ها را بردارد و روحِ جمعیِ هم‌دلی را در یک قابِ متمرکز به تصویر بکشد.

این پوسترِ پر از اثر انگشت، سندِ افتخار و ارزشمندترین توشه‌ی سفرهای صبورانه‌ی مهدی صدیقیان «پدر آرزوها»دکتر مژده افشار دبیر جشنواره و همراهان است. تمامِ کیلومترها راه، تمامِ خستگیِ جاده‌های دور، گذر از مسیرهای ناهموار و شب‌زنده‌داری‌ها برای رسیدن به روستاها، در مواجهه با این سندِ محبّت، رنگ می‌بازد و به معنویتی خالص تبدیل می‌شود. وقتی بچه‌ها اثر انگشتشان را مهرِ این برگه می‌کنند، در واقع دل سپردن و اعتمادشان را به دست‌های مهربانی می‌سپارند که برای برآوردن رویاهایشان قدم برداشتند.

ارزشِ واقعیِ این یادگاری در این است که هیچ ثروتی در جهان نمی‌تواند جایگزینِ چنین سندِ زلالی از مهرِ کودکان شود. این برگه ثبتِ لحظاتی است که مهرورزی از یک اقدامِ یک‌طرفه فراتر رفته و به پیوندی دوطرفه میانِ دل‌ها تبدیل شده است. ردِ رنگیِ انگشتانِ کوچک بر بدنه و حاشیه‌ی چتر، همچون نشان‌هایی از افتخار، برای همیشه بر سینه و خاطره‌ی این جریانِ انسان‌دوستانه باقی خواهد ماند تا یادآورِ هدفِ اصلیِ تمامِ این دویدن‌ها باشد.

این برگه، تابلویی معنوی و جاودانه از یک معامله‌ی دلی است؛ روایتی از روزی که جای هدیه‌دهنده و هدیه‌گیرنده عوض شد. چترِ هفت‌رنگِ پوستر حالا سایه‌بانِ خاطره‌ای است که با صدها اثر انگشتِ کوچک گره خورده؛ یادگاریِ ارزشمندی که هر بار نگاه کردن به آن، یادآورِ این حقیقتِ بزرگ است که عمیق‌ترین و ماندگارترین آرزوها، همان‌هایی هستند که بر لوحِ جان و دلِ انسان‌ها حک می‌شوند.

“مهدی صدیقیان” روایتگر جشنواره آرزوهای رنگی می گوید:

این امضاها ؛سند رشد و تکامل جشنواره آرزوهای رنگی و پیوند کودکان و نوجوانان این مرز و بوم با پرواز است.پروازی عاشقانه که نقشی از بالندگی و شعور را بر پیشانی این سرزمین افسانه ای رسم می کند.

پیمایش به بالا