به گزارش پایگاه خبری دیدگاه مدیریت به نقل از خبرگزاری مهر، دوران کودکی باید به عنوان فصلی برای یادگیری، بازی، کسب تجربه و تحقق رویاهای بزرگ تلقی شود. با این حال، برای برخی از کودکان، مشکلات معیشتی خانوادهها این دوران را با مسئولیتهای زودهنگام اقتصادی پیوند میزند. کودکانی که باید در محیطهای آموزشی و خانوادههای امن رشد کنند، گاهی برای کمک به تأمین هزینههای زندگی به دنیای کار وارد میشوند، وضعیتی که پیامدهای آن میتواند از محدود شدن فرصتهای آموزشی تا آسیبهای جسمی، روانی و اجتماعی را شامل شود.
کار کودک پدیدهای جدید نیست، اما در سالهای اخیر توجه سیاستگذاران و نهادهای حمایتی در ایران به این موضوع افزایش یافته است. تصویب قانون حمایت از کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۸۱ و قانون حمایت از اطفال و نوجوانان در ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، از مراحل مهم در توسعه چارچوب قانونی حمایت از کودکان در کشور به شمار میرود. با این حال، حل مسئله کودکان کار تنها با تصویب قوانین یا اجرای طرحهای مقطعی امکانپذیر نیست. کارشناسان اجتماعی، فقر، ناپایداری درآمد خانوار، بیکاری یا اشتغال غیررسمی والدین، محرومیت آموزشی، مهاجرت و ضعف شبکههای حمایتی را از عوامل مؤثر در شکلگیری این پدیده میدانند.
در بسیاری از خانوادههای آسیبپذیر، کار کودک ممکن است به راهی برای جبران کمبود درآمد تبدیل شود. اگرچه این راهکار ممکن است در کوتاهمدت بخشی از نیازهای معیشتی را تأمین کند، اما در بلندمدت فرصتهای تحصیل، مهارتآموزی و دستیابی به شغل مناسب را محدود میکند. بر اساس گزارشی از مرکز آمار و اطلاعات راهبردی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی که در سال ۱۳۹۸ منتشر شد، تعداد کودکان ۱۰ تا ۱۷ ساله فعال اقتصادی کشور در سال ۱۳۹۶ حدود ۴۹۹ هزار نفر برآورد شده است. در همین گزارش، تعداد کودکان شاغل در این گروه سنی ۳۷۸ هزار و ۱۱۹ نفر اعلام شده است. این ارقام مربوط به سال ۱۳۹۶ است و نمیتوان آنها را به عنوان آمار روز کودکان کار خیابانی در نظر گرفت، اما ابعاد اقتصادی و اجتماعی این مسئله را نشان میدهد.
در چنین شرایطی، اشتغال والدین یکی از مسیرهای مهم مداخله به شمار میرود. اگر خانواده بتواند از درآمدی پایدار برخوردار شود، احتمال وابستگی معیشت آن به کار کودک کاهش مییابد و امکان بیشتری برای استمرار تحصیل و رشد فرزندان فراهم میشود. این رویکرد بهجای تمرکز صرف بر جمعآوری کودکان از محیطهای کاری، بر کاهش عواملی متمرکز است که آنان را به سمت کار سوق میدهد.
در کهگیلویه و بویراحمد، مقابله با کار کودک با تمرکز بر شناسایی، ارائه خدمات حمایتی، آموزش و تقویت توان اقتصادی خانوادهها دنبال میشود. بر اساس اعلام مسئولان بهزیستی استان، ۲۳۵ پرونده فعال کودکان کار در استان شناسایی شده است که بیشترین تعداد آن به شهرستان بویراحمد اختصاص دارد. در همان گزارش، شمار پروندههای فعال در گچساران و کهگیلویه هر کدام ۱۴ مورد و در چرام چهار مورد اعلام شده است. در گزارشی دیگر که متولیان بهزیستی در پنجم اسفند ۱۴۰۴ منتشر کردند، از شناسایی ۳۵۸ کودک کار و خیابانی در استان خبر داده شد. تفاوت این ارقام میتواند به زمان ثبت اطلاعات، دامنه شناسایی و تعریف گروههای آماری مربوط باشد؛ بنابراین، نمیتوان بدون بررسی مبنای محاسبه، آنها را نشانه افزایش یا کاهش تعداد کودکان کار دانست.
آنچه در این میان اهمیت دارد، حرکت از مرحله شناسایی به سوی حمایتهای ماندگار است، مسیری که در آن، هر کودک بر اساس شرایط خانوادگی، آموزشی و اجتماعی خود از خدمات متناسب بهرهمند شود و خانواده نیز برای عبور از مشکلات اقتصادی تنها نماند. در همین راستا، طرح توانمندسازی خانوادهها در محله مادوان یاسوج، با تمرکز بر مهارتآموزی و اشتغال والدین، یکی از برنامههای مطرحشده در استان است. این برنامه میتواند با پیوندزدن حمایتهای اجتماعی به ایجاد درآمد پایدار، زمینه بهبود شرایط زندگی خانوادهها و کاهش فشار اقتصادی بر کودکان را فراهم کند.
دبیر کارگروه تحول اجتماعی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی کهگیلویه و بویراحمد در گفتوگو با خبرنگار مهر، با تأکید بر ضرورت ایجاد زنجیره ارزش در ساماندهی کودکان کار، اظهار کرد: اجرای برنامهای منسجم از مرحله شناسایی کودکان تا ارجاع، ساماندهی و مهارتآموزی آنان در دستور کار قرار گرفته است. علیاصغر فضیلت گفت: بر اساس دستورالعملها و تفاهمنامههای موجود، نقش دستگاههای مختلف در حوزه شناسایی، ارجاع و ساماندهی کودکان کار مشخص شده است و اجرای هماهنگ این مسئولیتها میتواند به اثربخشی بیشتر برنامههای حمایتی کمک کند.
وی با اشاره به اینکه کار کودک یک مسئله اجتماعی چندبعدی است، افزود: مشارکت فعال و قانونی دستگاههای متولی، از جمله شهرداری، آموزش و پرورش، دانشگاه علوم پزشکی، نیروی انتظامی و بهویژه قوه قضائیه، برای پیشبرد این برنامه ضروری است. دبیر کارگروه تحول اجتماعی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی کهگیلویه و بویراحمد تصریح کرد: ساماندهی کودکان کار زمانی میتواند به نتیجه مطلوب برسد که اقدامات دستگاهها بهصورت هماهنگ دنبال شود و حمایتها از مرحله شناسایی فراتر رفته و به آموزش، توانمندسازی و ایجاد فرصتهای مناسب برای آینده کودکان منتهی شود.
وی با اشاره به اینکه این رویکرد، چارچوبی برای پیوند میان اقدامات اجرایی و حمایتهای اجتماعی فراهم میکند، اضافه کرد: در این چارچوب شناسایی کودک آغاز مسیر است و ادامه حمایت، متناسب با نیازهای او و خانوادهاش اهمیت پیدا میکند.
رئیس اداره فوریتهای اجتماعی، پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و بازتوانی بهزیستی کهگیلویه و بویراحمد، در گفتوگو با خبرنگار مهر، با اشاره به تمرکز بخشی از کودکان کار شهرستان بویراحمد در محله مادوان، از برنامهریزی برای توانمندسازی خانوادههای آنان خبر داده بود. مریم بهروز با اشاره به ضرورت رسیدگی به ریشههای اقتصادی این آسیب اجتماعی افزود: طرح ویژه توانمندسازی خانوادهها با همکاری همیاران سلامت و دفتر کاهش آسیبها در حال نهاییشدن است و مهارتآموزی و اشتغال والدین از محورهای اصلی آن به شمار میرود.
به گفته وی توجه به توان اقتصادی خانوادهها میتواند در کنار حمایت مستقیم از کودکان، به کاهش مشکلات معیشتی و فراهمشدن فرصتهای مناسبتر برای تحصیل و رشد آنان کمک کند. رئیس اداره فوریتهای اجتماعی، پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و بازتوانی بهزیستی کهگیلویه و بویراحمد همچنین از آغاز دورههای رایگان آموزش هوش مصنوعی و فضای مجازی برای تعدادی از کودکان کار با هماهنگی پارک علم و فناوری خبر داده بود. وی با اشاره به اهمیت شناسایی استعدادهای کودکان افزود: آشنایی با مهارتهای نوین و فراهمکردن فرصتهای آموزشی میتواند زمینه رشد تواناییهای آنان و شناخت مسیرهای تازه یادگیری را فراهم کند.
بهروز اضافه کرد: این برنامهها در صورت تداوم، برخورداری از امکانات مناسب و همراهی مربیان متخصص، میتوانند فرصتهای آموزشی بیشتری در اختیار کودکان قرار دهند و به تقویت اعتمادبهنفس و توانمندیهای فردی آنان کمک کنند.
مدیرکل فرهنگی و اجتماعی استانداری کهگیلویه و بویراحمد نیز در گفتوگو با خبرنگار مهر، توانمندسازی خانوادهها را یکی از محورهای مهم ساماندهی کودکان کار و کاهش آسیبهای اجتماعی عنوان کرد و گفت: قوانین، آییننامهها و تفاهمنامههای موجود، وظایف نهادهای مختلف را مشخص کرده است و همکاری منسجم دستگاههای اجرایی میتواند روند حمایت از کودکان کار را اثربخشتر کند.
سید خدادوست موسوی با تأکید بر اینکه جمعآوری کودکان بهتنهایی برای حل این مسئله کافی نیست، تصریح کرد: حمایت از خانوادهها، مهارتآموزی و فراهمکردن زمینه اشتغال باید در کنار اقدامات اجرایی مورد توجه قرار گیرد. وی با اشاره به ظرفیت سازمان بهزیستی و کمیته امداد امام خمینی(ره) برای ارائه آموزشهای مهارتی و تسهیلات اشتغالزایی افزود: دانشگاه علوم پزشکی و جمعیت هلال احمر نیز برای ارائه حمایتهای درمانی اعلام آمادگی کردهاند.
مدیرکل فرهنگی و اجتماعی استانداری کهگیلویه و بویراحمد همچنین با تأکید بر نقش رسانهها و فضای مجازی در آگاهیبخشی به خانوادهها، یادآور شد: استمرار همکاری نهادهای مسئول در آگاهی بخشی، پیشگیری بسیار تأثیرگذار است.
مدیر یکی از مؤسسات نگهداری کودکان کار در یاسوج، نیز در گفتوگو با خبرنگار مهر، ارتقای کیفیت زندگی خانوادهها را از محورهای فعالیت این مرکز عنوان کرد و گفت: آموزشهای روانشناختی، مدیریت دوران بلوغ و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی برای والدین، در کنار دورههای سرگرمی، رایانه و مهارتهای نوین برای کودکان دنبال میشود.
محمدامین جعفری با تأکید بر اهمیت فراهمکردن محیطی مناسب برای رشد کودکان تصریح کرد: هدف این برنامهها، تقویت توانمندیهای کودکان و کمک به آنان برای کسب مهارتهایی است که بتوانند در آینده از آنها بهره ببرند. وی با اشاره به اینکه فعالیت چنین مراکزی در کنار حمایتهای دولتی و برنامههای اشتغالزایی میتواند به شکلگیری شبکهای گستردهتر از خدمات اجتماعی کمک کند، اضافه کرد: در این شبکهای، کودک تنها دریافتکننده کمک نیست و خانواده نیز برای بهبود شرایط زندگی و افزایش توان اقتصادی خود از حمایتهای لازم برخوردار میشود.
با وجود ظرفیتهای موجود، موفقیت طرح توانمندسازی خانوادههای کودکان کار در یاسوج را باید با نتایج عملی آن سنجید. تعداد والدین آموزشدیده، میزان اشتغال ایجادشده، استمرار درآمد خانوار و وضعیت تحصیلی کودکان، از جمله شاخصهایی هستند که میتوانند تصویری روشن از میزان اثربخشی این برنامه ارائه دهند. در این مسیر، مهارتآموزی والدین باید با نیازهای بازار کار و فرصتهای واقعی اشتغال هماهنگ باشد. آموزش بدون امکان ورود به بازار کار، بهتنهایی نمیتواند مشکلات معیشتی را برطرف کند، همانطور که اعطای تسهیلات بدون مشاوره، شناخت ظرفیتهای اقتصادی و پیگیری وضعیت کسبوکار ممکن است به درآمد پایدار منجر نشود.
از سوی دیگر، حمایت اقتصادی از خانوادهها باید با نظارت بر وضعیت تحصیلی کودکان و دسترسی آنان به خدمات آموزشی، درمانی و روانشناختی همراه شود. هدف نهایی، صرفاً کاهش حضور کودک در خیابان نیست؛ بلکه فراهمکردن شرایطی است که او بتواند بدون فشار اقتصادی، مسیر طبیعی رشد و آموزش را طی کند. انتشار گزارشهای دورهای از نتایج طرح نیز میتواند اعتماد عمومی را تقویت کند. ارائه آمار مشخص درباره تعداد خانوادههای بهرهمند از حمایت، میزان اشتغال پایدار ایجادشده و وضعیت بازماندگی از تحصیل، امکان ارزیابی دقیقتر عملکرد دستگاهها و اصلاح برنامهها را فراهم میکند.
اشتغال والدین، آموزش مهارتهای نوین و همکاری نهادهای حمایتی، سه ظرفیت مهم برای کاهش کار کودک در کهگیلویه و بویراحمد هستند. برنامههای مطرحشده در یاسوج، بهویژه تمرکز بر توانمندسازی خانوادههای ساکن مادوان، میتواند زمینه حرکت از کمکهای کوتاهمدت به حمایتهای پایدارتر را فراهم کند. تداوم این مسیر به تأمین منابع، ایجاد فرصتهای واقعی اشتغال، هماهنگی دستگاهها و ارزیابی منظم نتایج وابسته است. همچنین لازم است حمایتها بر اساس شرایط هر خانواده طراحی شود تا والدین بتوانند با اتکا به تواناییهای خود، درآمدی پایدار به دست آورند و کودکان نیز از فرصت تحصیل و رشد برخوردار بمانند. در نهایت، مهمترین دستاورد چنین رویکردی زمانی رقم میخورد که حمایت اجتماعی به تغییر ملموس در زندگی خانوادهها منجر شود، والدین با امید و توان بیشتری برای تأمین معاش تلاش کنند و کودکان بهجای پذیرش مسئولیتهای زودهنگام اقتصادی، فرصت آموختن، شکوفایی استعدادها و ساختن آیندهای روشنتر را به دست آورند.