به گزارش پایگاه خبری دیدگاه مدیریت به نقل از مهر، ناباروری یکی از چالشهای مهم در زمینه فرزندآوری است که زوجهای جوان با آن مواجه هستند. در این راستا، روشهای درمانی مختلفی وجود دارد که برخی از آنها با موفقیت همراه است و برخی دیگر ممکن است نتیجهای نداشته باشد. اما نکته حائز اهمیت، مشاوره صحیح زوجین در استفاده از این روشها است. به همین دلیل، فرهاد یغمایی، مدیر مرکز درمان ناباروری ابن سینا وابسته به جهاددانشگاهی، در گفتگویی به تشریح روشهای درمان ناباروری پرداخته است.
سؤال: مهمترین چالش پیش روی استفاده از درمانهای ناباروری در کشور چیست؟
یغمایی: در درمان ناباروری، ما با چالشهای متعددی مواجه هستیم که شامل عوامل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و همچنین آگاهی و زمان مراجعه زوجها به درمان میشود. یکی از بزرگترین موانع، هزینههای درمان و توان مالی خانوادهها برای شروع و ادامه فرایند درمان است. درمان ناباروری ممکن است نیازمند چند مرحله بررسی، مصرف دارو، اقدامات تشخیصی و درمانهای کمکباروری باشد و اگر بخش عمدهای از این هزینهها بر عهده خانواده باشد، ممکن است برخی زوجها درمان را به تعویق بیندازند یا نتوانند آن را ادامه دهند. مسئله هزینه و دسترسی مالی به درمان، در سطح جهانی نیز بهعنوان یکی از موانع مهم درمان ناباروری شناخته شده است. سازمان جهانی بهداشت نیز بر ضرورت دسترسی عادلانه و مقرونبهصرفه به خدمات باروری تأکید کرده است. از سوی دیگر، زمان در درمان ناباروری اهمیت زیادی دارد. افزایش سن، بهویژه در زنان، میتواند بر ظرفیت باروری و همچنین نتایج برخی درمانها تأثیر بگذارد. بنابراین افزایش سواد باروری جامعه و آگاهی زوجها از زمان مناسب مراجعه نیز بسیار مهم است. به اعتقاد من، اگر بتوانیم سه موضوع آگاهی عمومی، دسترسی مناسب به مراکز تخصصی و حمایت مالی و بیمهای مؤثر را در کنار یکدیگر تقویت کنیم، بخش مهمی از موانع موجود در مسیر درمان زوجهای نابارور کاهش خواهد یافت.
سؤال: آیا فریز تخمک میتواند جایگاهی در افزایش آمار فرزندآوری داشته باشد یا چندان تأثیرگذار نیست؟
یغمایی: باید میان «حفظ فرصت باروری» و «افزایش قطعی فرزندآوری» تفاوت قائل شویم. فریز تخمک در اصل یکی از روشهای حفظ باروری است و نمیتوان آن را بهتنهایی راهکاری برای افزایش نرخ فرزندآوری جامعه معرفی کرد. اما این روش میتواند برای گروه خاصی از زنان، فرصت باروری آینده را تا حدی حفظ کند؛ بهخصوص افرادی که به دلایل پزشکی ممکن است باروری آنها در معرض آسیب قرار گیرد یا زنانی که به دلیل شرایط فردی و اجتماعی امکان فرزندآوری در سنین پایینتر را ندارند. در چنین شرایطی، اگر فرد در زمان مناسب و پس از ارزیابی و مشاوره تخصصی اقدام کند، فریز تخمک میتواند گزینهای برای حفظ بخشی از ظرفیت باروری او برای آینده باشد. راهنماهای تخصصی نیز حفظ باروری را در شرایط پزشکی و همچنین در برخی موارد کاهش باروری مرتبط با سن مورد توجه قرار دادهاند اما نکتهای که باید بهوضوح به مردم گفته شود این است که فریز تخمک تضمینکننده بارداری یا تولد فرزند در آینده نیست. احتمال موفقیت به عوامل متعددی وابسته است که یکی از مهمترین آنها سن فرد هنگام فریز تخمک و تعداد تخمکهای ذخیرهشده است. مراجع معتبر بینالمللی نیز تأکید میکنند که این روش نباید بهعنوان نوعی «بیمه قطعی باروری» معرفی شود. بنابراین، فریز تخمک را میتوان یکی از ابزارهای حفظ فرصت فرزندآوری دانست، نه جایگزینی برای فرزندآوری در سن مناسب و نه راهحلی مستقل برای مسئله جمعیت. این موضوع دقیقاً جایی است که آگاهیرسانی اهمیت پیدا میکند؛ زنان باید پیش از کاهش قابل توجه ذخیره و کیفیت تخمک، درباره تغییرات باروری با افزایش سن اطلاعات صحیح داشته باشند تا در صورت نیاز بتوانند با مشورت پزشک تصمیم آگاهانهتری بگیرند.
سؤال: بیمه این قبیل خدمات، بهویژه فریز تخمک، تا چه اندازه برای گرایش مردم به فرزندآوری مهم است؟
یغمایی: پوشش بیمهای قطعاً یکی از مؤلفههای مهم در دسترسی مردم به خدمات درمان ناباروری و حفظ باروری است. وقتی یک خدمت پزشکی هزینه قابل توجهی داشته باشد، حتی اگر فرد از ضرورت انجام آن آگاه باشد، ممکن است به دلیل محدودیت مالی از انجام آن منصرف شود یا تصمیم خود را به تعویق بیندازد. در مورد فریز تخمک، مسئله اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا این فرایند تنها به مرحله فریز محدود نیست و میتواند شامل ارزیابیهای اولیه، داروهای تحریک تخمدان، پایش درمان، عمل تخمکگیری، فرایند انجماد و سپس هزینه نگهداری باشد. بنابراین میزان و نوع پوشش بیمهای میتواند در امکان دسترسی گروههای واجد شرایط به این خدمت اثرگذار باشد. البته بهتر است میان فریز تخمک با اندیکاسیون پزشکی و فریز انتخابی به دلایل غیرپزشکی تفکیک قائل شویم. از دیدگاه نظام سلامت، حمایت از افرادی که به دلیل بیماری یا درمانهایی مانند برخی درمانهای سرطان در معرض از دست دادن قدرت باروری قرار دارند، اهمیت ویژهای دارد. در سطح کلان نیز شواهد نشان میدهد هزینه پرداختی از جیب میتواند بر استفاده از درمانهای کمکباروری اثر جدی داشته باشد. سازمان جهانی بهداشت، تأمین مالی و کاهش فشار اقتصادی درمان ناباروری را بخشی از مسئله دسترسی عادلانه به مراقبتهای باروری میداند. بنابراین هر اندازه بتوان حمایت بیمهای را هدفمند، علمی و متناسب با شرایط پزشکی افراد توسعه داد، میتوان یکی از موانع مهم دسترسی به خدمات ناباروری و حفظ باروری را کاهش داد. اما بیمه بهتنهایی نمیتواند موجب افزایش فرزندآوری شود. حمایت بیمهای باید در کنار افزایش آگاهی درباره سن و باروری، دسترسی به مشاوره تخصصی، تشخیص بهموقع و حمایت از زوجهایی که نیازمند درمان ناباروری هستند دیده شود.