گردشگری؛ کلید تحول اقتصادی ایران

به گزارش پایگاه خبری دیدگاه مدیریت به نقل از خبرگزاری مهر- گروه جامعه، جواد قارایی، تهیه‌کننده و مستندساز برنامه «ایرانگرد»، بر اهمیت و ظرفیت‌های وسیع تاریخی، طبیعی و فرهنگی ایران تأکید کرده و معتقد است که گردشگری باید به یکی از ارکان اصلی اقتصاد کشور تبدیل شود. او با انتقاد از بی‌توجهی به این صنعت، بر این نکته تأکید می‌کند که توسعه گردشگری علاوه بر ایجاد درآمد و اشتغال، می‌تواند به معرفی فرهنگ و تمدن ایران و تقویت ارتباطات بین‌المللی کمک کند. قارایی در گفت‌وگوی تفصیلی خود، به تجربیات سال‌ها سفر در نقاط مختلف کشور اشاره کرده و بر ضرورت افزایش سفرهای داخلی، معرفی جاذبه‌های کمتر شناخته‌شده تهران، سرنوشت پروژه «تهران دوست‌داشتنی»، پیشنهادهای کاری از خارج و نگرانی‌های خود درباره آینده ایران سخن گفته است.

او در پاسخ به پرسشی درباره راهکارهای تقویت بازدارندگی کشور با توجه به تهدیدات اخیر، از مقام معظم رهبری خواسته است که دستور ساخت یا تهیه سلاح هسته‌ای را با هدف بازدارندگی صادر کنند. قارایی تأکید می‌کند که در شرایط کنونی، دشمنان به صراحت از نابودی ایران سخن می‌گویند و باید به فکر حفاظت از کشور و تمدن چند هزار ساله‌اش باشیم. او این درخواست را صرفاً از منظر بازدارندگی مطرح کرده و معتقد است که هدف باید این باشد که هیچ دشمنی جرئت تعرض به ایران را نداشته باشد.

قارایی همچنین به این نکته اشاره می‌کند که استفاده تهاجمی از سلاح هسته‌ای و حمله به کشوری که تهدیدی هسته‌ای ایجاد نکرده، اقدامی جنایت‌بار علیه بشریت است. او بر این باور است که ایران باید با قدرت در میز مذاکره حاضر شود و حقوق خود را به دست آورد. به گفته او، تاریخ درس‌های مهمی برای ما دارد و باید از تجربیات گذشته عبرت بگیریم تا دوباره با پیامدهای سنگینی روبه‌رو نشویم. او تأکید می‌کند که امنیت ایران و جلوگیری از جنگ باید در اولویت قرار گیرد و تصمیم‌گیران باید برای تقویت بازدارندگی کشور چاره‌اندیشی کنند.

قارایی در ادامه به ظرفیت‌های کم‌نظیر ایران برای جذب گردشگر خارجی اشاره کرده و می‌گوید که با وجود این ظرفیت‌ها، گردشگری کشور به جایگاه مورد انتظار نرسیده است. او معتقد است که ایران از نظر تنوع جاذبه‌های تاریخی، طبیعی و فرهنگی ظرفیت بسیار بزرگی دارد، اما این ظرفیت به اندازه کافی به یک مزیت اقتصادی تبدیل نشده است. او یکی از مشکلات را نگاه مدیریتی به گردشگری می‌داند و می‌گوید که تا زمانی که مسئولان اهمیت این صنعت را درک نکنند، نمی‌توان انتظار سیاست‌گذاری منسجم و بلندمدتی داشت.

قارایی همچنین به این نکته اشاره می‌کند که زیرساخت‌ها، تبلیغات و شیوه مدیریت گردشگری نیز از اهمیت بالایی برخوردارند و باید مجموعه این عوامل اصلاح شوند. او بر این باور است که اگر برنامه‌ریزی درست، تبلیغات مؤثر و زیرساخت‌های مناسب برای جذب گردشگر داشته باشیم، گردشگری می‌تواند به یکی از منابع مهم درآمد کشور تبدیل شود.

در ادامه، قارایی به برآورد درآمد سالانه بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار از گردشگری اشاره کرده و می‌گوید که این عدد برآورد شخصی او از ظرفیت بالقوه گردشگری ایران است. او با اشاره به درآمدهای گردشگری کشورهایی مانند ترکیه، معتقد است که ایران نیز با وجود جاذبه‌های تاریخی و طبیعی، باید این ظرفیت‌ها را به محصول گردشگری تبدیل کند و خدمات باکیفیت ارائه دهد.

او در پاسخ به این سؤال که چگونه مردم می‌توانند به رونق گردشگری داخلی کمک کنند، می‌گوید که یکی از کارهایی که مردم می‌توانند انجام دهند، افزایش سفرهای داخلی متناسب با توان اقتصادی خانواده‌هاست. او تأکید می‌کند که سفر کردن الزاماً به معنای اقامت در هتل‌های گران‌قیمت نیست و می‌توان با خودروی شخصی به مناطق نزدیک سفر کرد و از اقامتگاه‌های اقتصادی استفاده کرد.

قارایی همچنین به فصل پاییز اشاره کرده و می‌گوید که این فصل در بسیاری از مناطق ایران فصل جذابی برای سفر است. او جنگل‌های شمال و مناطق جنگلی زاگرس را به عنوان مقاصد پیشنهادی معرفی کرده و تأکید می‌کند که انتخاب مقصد باید با توجه به شرایط آب‌وهوایی و توان اقتصادی خانواده انجام شود.

در مورد پروژه «تهران دوست‌داشتنی» که قرار بود ظرفیت‌های پایتخت را معرفی کند، قارایی می‌گوید که این پروژه با هدف معرفی جاذبه‌های تهران طراحی شده بود و قرار بود در قالب ۵۰ قسمت تولید شود. اما به دلیل مشکلات مالی و آغاز جنگ، کار متوقف شد. او امیدوار است که مشکلات برطرف شود و بتوانند این پروژه را به سرانجام برسانند.

قارایی همچنین به این نکته اشاره می‌کند که بسیاری از مردم تهران را با ترافیک و آلودگی می‌شناسند، اما تهران ظرفیت‌های تاریخی، طبیعی و فرهنگی بسیار متنوعی دارد. او تأکید می‌کند که تا زمانی که این جاذبه‌ها معرفی نشوند، مردم شناخت کافی از آنها پیدا نمی‌کنند و هدف پروژه «تهران دوست‌داشتنی» تغییر نگاه مردم به ظرفیت‌های مغفول پایتخت بوده است.

در پایان، قارایی در مورد مهاجرت خود می‌گوید که او از ایران مهاجرت نکرده و تنها سفری چهارروزه به عمان داشته است. او تأکید می‌کند که علاقه‌اش به ایران و فعالیت حرفه‌ای‌اش در ارتباط با این سرزمین ادامه خواهد داشت و ترجیح می‌دهد در ایران زندگی و کار کند.

پیمایش به بالا