مهدی صدیقیان – پژوهشگر مطالعات فرهنگی
به گزارش Cognition and Emotion / دانشگاه یواسکیولا برای بعضی کودکان، باز کردن کتاب یا خواندن چند خط در مقابل همکلاسیها فقط یک تکلیف مدرسه نیست؛ ممکن است به موقعیتی اضطرابآور تبدیل شود. پژوهشی تازه روی صدها کودک فنلاندی نشان میدهد که ارتباط میان مهارت خواندن، علاقه به مطالعه و اضطراب هنگام خواندن میتواند از همان سالهای ابتدایی دبستان شکل بگیرد.
پژوهشگران دانشگاه یواسکیولا در فنلاند، در مطالعهای طولی وضعیت ۷۹۰ کودک را از پایه دوم تا پایه سوم دبستان دنبال کردند تا ببینند مهارت خواندن و علاقه به مطالعه چه ارتباطی با اضطراب مرتبط با خواندن دارد. نتایج این مطالعه در نشریه Cognition and Emotion منتشر شده است.
وقتی خواندن سخت میشود، اضطراب هم ممکن است از راه برسد
یافته اصلی مطالعه نشان داد کودکانی که در پایه دوم روانخوانی ضعیفتری داشتند، در پایه سوم با احتمال بیشتری افزایش اضطراب هنگام خواندن و کاهش علاقه به خواندن را تجربه کردند.
به زبان ساده، ممکن است کودکی که در خواندن از همکلاسیهای خود عقبتر است، بهتدریج احساس کند در این کار موفق نیست. چنین تجربهای میتواند خواندن را از یک فعالیت عادی مدرسهای به موقعیتی تبدیل کند که کودک در آن نگران اشتباه کردن یا ناتوانی خود باشد.
پژوهشگران برای سنجش اضطراب خواندن از پرسشهایی درباره احساس کودکان در موقعیتهای مرتبط با خواندن استفاده کردند؛ از جمله موقعیتهایی مانند خواندن با صدای بلند در کلاس.
یک چرخه که میتواند از سالهای ابتدایی شکل بگیرد
این مطالعه با تکیه بر نظریه «کنترل ـ ارزش» درباره هیجانهای تحصیلی، توضیح میدهد که مهارت، علاقه و اضطراب میتوانند در طول زمان با یکدیگر ارتباط پیدا کنند.
کودکی را تصور کنید که خواندن برایش دشوار است. او ممکن است اعتماد کمتری به توانایی خود داشته باشد و در نتیجه، هنگام خواندن احساس نگرانی کند. اگر این احساس ادامه پیدا کند، علاقه او به فعالیت خواندن نیز ممکن است کاهش پیدا کند.
از سوی دیگر، کاهش علاقه میتواند فرصت درگیر شدن کودک با کتاب و تمرین خواندن را کمتر کند.
البته پژوهش حاضر نمیگوید چنین چرخهای برای همه کودکان اتفاق میافتد و برای اثبات رابطه علت و معلولی به مطالعات طولی بیشتری نیاز است. خود پژوهشگران نیز تأکید کردهاند که برای درک کامل این روند، بررسی کودکان در دورههای زمانی طولانیتر ضروری است.
علاقه به کتاب میتواند اهمیت داشته باشد
یکی از یافتههای جالب مطالعه به علاقه کودکان به خواندن مربوط میشود.
پژوهشگران دریافتند میان علاقه بیشتر به خواندن و افزایش کمتر اضطراب خواندن در دختران ارتباط وجود داشت. به بیان دیگر، در نمونه مورد مطالعه، علاقه به خواندن برای دختران با افزایش کمتر اضطراب در سال بعد همراه بود.
با این حال، این یافته نیز نباید به معنای وجود یک تفاوت قطعی میان همه دختران و پسران تلقی شود. پژوهشگران تأکید کردهاند که برای شناخت دقیقتر نقش جنسیت در این رابطه، مطالعات بیشتری لازم است.
نقش مدرسه در تجربه کودک از کتاب
این یافتهها یک پرسش مهم را برای مدرسه مطرح میکند: آیا همه کودکان با یک سرعت و یک روش خواندن یاد میگیرند؟
پژوهشگران پیشنهاد میکنند برای پیشگیری از شکلگیری اضطراب خواندن، همزمان باید روی تقویت مهارت خواندن و ایجاد علاقه به مطالعه کار کرد. این مسئله برای معلمان اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا اگر سطح تکلیف خواندن بسیار بالاتر از توانایی فعلی یک کودک باشد، ممکن است تجربه خواندن برای او به جای لذت، با احساس ناتوانی و نگرانی همراه شود.
این مسئله برای معلمان اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا اگر سطح تکلیف خواندن بسیار بالاتر از توانایی فعلی یک کودک باشد، ممکن است تجربه خواندن برای او به جای لذت، با احساس ناتوانی و نگرانی همراه شود.
در مقابل، فراهم کردن فرصتهایی متناسب با سطح مهارت کودک میتواند به او اجازه دهد پیشرفت خود را تجربه کند.
مقایسه با دیگران؛ تجربهای که ممکن است کودک را عقبتر ببرد
یکی از نکات قابل توجه این موضوع آن است که مشکل فقط «ضعیف خواندن» نیست؛ برداشت کودک از توانایی خودش نیز اهمیت دارد.
وقتی کودک دائماً خودش را با همکلاسیای مقایسه میکند که روانتر میخواند، ممکن است به این نتیجه برسد که «من خواننده خوبی نیستم». چنین برداشتی میتواند تجربه عاطفی او از کتاب را تغییر دهد.

