جهانی‌شدن «گهر»؛ نقطه عطفی در مسیر مسئولیت‌پذیری؟

به گزارش پایگاه خبری دیدگاه مدیریت به نقل از خبرگزاری مهر، صبح که بر روی آب گهر نشسته می‌شود، کوه‌ها تصویر خود را در سطح آرام دریاچه مشاهده می‌کنند؛ گویی طبیعت برای لحظاتی زخم‌هایش را پنهان کرده است. اما زیر این آرامش، رسوب به آرامی به بستر دریاچه وارد می‌شود و فشار گردشگری، معادله شکننده این زیست‌بوم را پیچیده‌تر می‌کند. اکنون دریاچه گهر با شماره ۲۶۰۱ به عنوان بیست‌وهشتمین سایت ایران در فهرست جهانی کنوانسیون رامسر ثبت شده است؛ رویدادی که برای لرستان یک افتخار محیط‌زیستی مهم به شمار می‌رود، اما هم‌زمان پرسش جدی را برای مسئولان ایجاد می‌کند: وقتی گهر جهانی شده، آیا سازوکار حفاظت از آن نیز به اندازه نامش جهانی شده است؟

گهر؛ آرامش آبی در قلب اشترانکوه

گهر را نمی‌توان صرفاً با واژه «دریاچه» توصیف کرد. این پهنه آبی در دل منطقه حفاظت‌شده اشترانکوه، بخشی از تصویری بزرگ‌تر از طبیعت لرستان است؛ تصویری که کوهستان، آب، پوشش گیاهی، زیستگاه‌های طبیعی و گردشگری را در کنار هم قرار داده است. برای بسیاری از گردشگران که نام گهر را شنیده‌اند، نخستین تصویر همان آب زلال و چشم‌انداز کوهستانی است؛ اما برای محیط‌زیست، گهر پیش از آنکه مقصدی برای تماشا باشد، یک اکوسیستم حساس است. همین تفاوت نگاه، بخش مهمی از چالش امروز دریاچه را شکل می‌دهد. گردشگر، طبیعت را مقصد می‌بیند؛ محیط‌زیست، طبیعت را یک سامانه زنده می‌داند که ظرفیت مشخصی برای پذیرش فشار دارد. گهر زمانی می‌تواند گردشگری را در خود جای دهد که حضور انسان از ظرفیت تحمل این اکوسیستم عبور نکند. اگر تعداد گردشگران، میزان پسماند، تردد و فعالیت‌های انسانی از توان طبیعی منطقه بیشتر شود، آنچه در ابتدا به عنوان رونق گردشگری دیده می‌شود، می‌تواند به عاملی برای فشار بر همان جاذبه تبدیل شود. این موضوع در مورد گهر اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا مسئولان محیط‌زیست از شکنندگی و حساسیت اکولوژیک آن سخن گفته‌اند.

گهر؛ یک دریاچه، یک اکوسیستم

گهر در ارتفاع حدود ۲ هزار و ۳۶۰ متری از سطح دریا و در محدوده منطقه حفاظت‌شده اشترانکوه قرار دارد و از دو پهنه «گهر بزرگ» و «گهر کوچک» تشکیل شده است. گهر بزرگ حدود ۱۰۰ هکتار وسعت دارد و طول آن به حدود یک هزار و ۵۰۰ متر می‌رسد؛ عمق دریاچه نیز در بخش‌های مختلف بین چهار تا ۲۸ متر گزارش شده است. گهر کوچک با وسعتی حدود پنج هکتار، حدود دو کیلومتر با دریاچه بزرگ فاصله دارد و بخشی از چرخه آبی این مجموعه طبیعی را شکل می‌دهد. اما اهمیت گهر تنها به سیمای آبی و چشم‌انداز کوهستانی آن محدود نمی‌شود. این دریاچه بخشی از یک زیست‌بوم گسترده در اشترانکوه است که در آن صدها گونه گیاهی و ده‌ها گونه جانوری شناسایی شده‌اند؛ از بیش از ۶۰۰ گونه گیاهی و ۵۳ گونه درخت و درختچه گرفته تا ۴۵ گونه پستاندار، حدود ۳۰ گونه خزنده، ۱۹۵ گونه پرنده و پنج گونه دوزیست. قزل‌آلا از شناخته‌شده‌ترین آبزیان گهر است و در کنار آن، گونه‌هایی مانند لاک‌پشت و قورباغه نیز در زیست‌بوم آبی منطقه حضور دارند. در دامنه‌ها و ارتفاعات پیرامون نیز قوچ و میش، بزکوهی، خرس قهوه‌ای، گرگ، روباه، گراز و خرگوش دیده می‌شوند و پرندگانی مانند کرکس، عقاب، کبک و شاهین نیز بخشی از تنوع جانوری منطقه را تشکیل می‌دهند. پوشش گیاهی اطراف دریاچه نیز تصویری از تنوع زیستی اشترانکوه را پیش چشم می‌گذارد؛ بلوط، بید، بادام وحشی، پسته وحشی، سرو کوهی، زبان گنجشک، گون، آویشن و پونه کوهی از گونه‌های شاخص این محدوده هستند. در بهار و اوایل تابستان نیز رویش گل‌های کوهی، از جمله شقایق و لاله واژگون، بر جذابیت طبیعی مسیرهای منتهی به دریاچه می‌افزاید. همین مجموعه ویژگی‌هاست که گهر را از یک مقصد گردشگری صرف فراتر می‌برد؛ دریاچه‌ای که ارزش آن به سطح آب محدود نیست و هر تغییری در وضعیت آن می‌تواند بخشی از یک زنجیره بزرگ‌تر زیست‌محیطی را تحت تأثیر قرار دهد.

دریاچه‌ای که زمین آن را ساخته است

درباره شکل‌گیری گهر نیز یک فرضیه زمین‌شناسی مطرح است؛ اینکه این دریاچه در پی یک زمین‌لرزه بزرگ و در نتیجه جنبش گسل اصلی زاگرس شکل گرفته باشد. بر اساس این دیدگاه، حرکت گسل و بسته شدن مسیر دره بر اثر یک ریزش سنگی عظیم، می‌توانسته زمینه ایجاد این پهنه آبی را فراهم کند. آب گهر نیز از چرخه طبیعی بارش در ارتفاعات اشترانکوه تغذیه می‌شود. بارش برف و باران، به‌ویژه در فصل سرد، نقش مهمی در تأمین آب دریاچه دارد و بخشی از آب ناشی از ذوب برف‌ها نیز از مسیرهای سطحی و زیرزمینی به مجموعه دریاچه می‌رسد. رودخانه تاپله از منابع تأمین‌کننده آب این مجموعه است و جریان آب میان گهر کوچک و گهر بزرگ نیز بخشی از پیوستگی طبیعی این زیست‌بوم را شکل می‌دهد. از سوی دیگر، نبود جاده ماشین‌رو تا خود دریاچه یکی از ویژگی‌هایی است که به بکر ماندن نسبی منطقه کمک کرده است. مسیر دسترسی بیشتر ماهیتی کوهستانی دارد و طبیعت‌گردان و کوهنوردان برای رسیدن به گهر باید بخشی از مسیر را پیاده طی کنند. همین ویژگی، اگرچه دسترسی را دشوارتر کرده، اما در حفاظت از سیمای طبیعی منطقه نیز نقش داشته است. این مجموعه، همان زیست‌بومی است که حالا در فهرست تالاب‌های مهم بین‌المللی قرار گرفته و ثبت آن، بیش از آنکه صرفاً یک عنوان تازه برای گهر باشد، تأکیدی بر ضرورت حفاظت از تمام اجزای این چرخه طبیعی است.

یک خبر با شماره ۲۶۰۱

اکنون اما نام گهر در یک فهرست جهانی قرار گرفته است. کامران فرمان‌پور، مدیرکل حفاظت محیط زیست لرستان، به مهر اعلام کرده که بر اساس اعلام رسمی دبیرخانه کنوانسیون رامسر، دریاچه گهر به عنوان بیست‌وهشتمین سایت رامسر جمهوری اسلامی ایران و با شماره ۲۶۰۱ در فهرست جهانی این کنوانسیون ثبت شده است. این ثبت به دلیل مجموعه‌ای از ویژگی‌های اکولوژیک دریاچه انجام شده؛ از تنوع زیستی و زیستگاه گونه‌های ارزشمند گرفته تا اهمیت هیدرولوژیک آن. اهمیت این اتفاق برای لرستان تنها در اضافه شدن یک نام به فهرست جهانی خلاصه نمی‌شود. ثبت در کنوانسیون رامسر، گهر را در چارچوب توجه بین‌المللی به تالاب‌ها قرار می‌دهد و ظرفیت‌های بیشتری برای حفاظت، پایش، همکاری تخصصی و معرفی این زیست‌بوم ایجاد می‌کند. از نگاه مدیرکل حفاظت محیط زیست لرستان، این ثبت می‌تواند زمینه تقویت حفاظت از اکوسیستم گهر، توسعه گردشگری مسئولانه و طبیعت‌محور، جذب همکاری‌های تخصصی و ارتقای شیوه‌های پایش و مدیریت منطقه را فراهم کند. در واقع، اکنون گهر تنها یک مقصد گردشگری برای لرستان نیست؛ عنوانی جهانی نیز بر شناسنامه آن نشسته است.

ثبت جهانی؛ پایان راه نیست

اما درست همین‌جا باید مکث کرد؛ ثبت یک تالاب در یک فهرست بین‌المللی، به خودی خود رسوب را متوقف نمی‌کند، فشار گردشگری را کاهش نمی‌دهد و ظرفیت آبی دریاچه را افزایش نمی‌دهد. ثبت، بیشتر از آنکه پایان یک مسیر باشد، می‌تواند شروع مرحله‌ای جدی‌تر باشد؛ مرحله‌ای که در آن باید میان حفاظت و بهره‌برداری تعادل برقرار شود. گهر پیش از ثبت جهانی نیز ارزشمند بود. آنچه تغییر کرده، بیش از آنکه ارزش طبیعی دریاچه باشد، سطح توجه و مسئولیتی است که اکنون نسبت به آن ایجاد شده است. به همین دلیل، موفقیت واقعی ثبت گهر زمانی قابل لمس خواهد بود که آثار آن در مدیریت منطقه دیده شود؛ در پایش دقیق‌تر، کنترل فشارهای انسانی، مدیریت رسوبات و برنامه‌ریزی برای گردشگری.

تهدیدی که از بالادست می‌آید

یکی از مهم‌ترین مسائلی که در گزارش‌های مربوط به حفاظت گهر مطرح شده، ورود رسوبات به بستر و حوضه آبریز دریاچه است. رسوب‌گذاری در یک دریاچه کوهستانی موضوعی صرفاً ظاهری نیست. انتقال رسوبات می‌تواند به مرور بر وضعیت بستر و ظرفیت آبی دریاچه اثر بگذارد و در صورت تداوم، فرآیندهای طبیعی آن را تحت تأثیر قرار دهد. احمدرضا لاهیجان‌زاده، معاون محیط‌زیست دریایی و تالاب‌های سازمان حفاظت محیط‌زیست، پیش‌تر با اشاره به وضعیت حساس اکولوژیکی گهر، ورود رسوبات را یکی از عوامل طبیعی مؤثر بر روند تغییرات دریاچه دانسته بود. او در کنار عوامل طبیعی، به یک عامل انسانی نیز اشاره کرده بود: حضور گردشگران بیش از ظرفیت تحمل محیط اطراف دریاچه! این دو عامل وقتی در کنار هم قرار می‌گیرند، تصویری پیچیده‌تر از وضعیت گهر ارائه می‌کنند؛ از یک سو طبیعت خودش فرآیند رسوب‌گذاری دارد و از سوی دیگر، فعالیت انسانی می‌تواند فشار مضاعفی بر اکوسیستم وارد کند.

وقتی یک دریاچه پیر می‌شود

عبارت «پیری دریاچه» شاید در نگاه نخست برای یک پهنه آبی عجیب به نظر برسد، اما در ادبیات حفاظت از اکوسیستم‌های آبی، تغییرات تدریجی بستر، رسوب‌گذاری و تحول شرایط زیست‌بوم می‌تواند در بلندمدت وضعیت یک دریاچه را تغییر دهد. لاهیجان‌زاده درباره گهر هشدار داده بود که ترکیب ورود رسوبات و فشار ناشی از حضور انسانی، روند پیری دریاچه را سرعت بخشیده است. این هشدار اهمیت زیادی دارد، زیرا طبیعت همیشه با یک حادثه ناگهانی آسیب نمی‌بیند. گاهی آسیب اصلی در روندی آرام اتفاق می‌افتد؛ رسوبی که هر سال وارد بستر می‌شود، گردشگری که هر فصل فشار بیشتری ایجاد می‌کند و زیرساختی که متناسب با ظرفیت طبیعی منطقه توسعه پیدا نکرده است. در چنین شرایطی، تغییرات ممکن است در کوتاه‌مدت برای گردشگر قابل مشاهده نباشد، اما در مقیاس بلندمدت بر پایداری اکوسیستم اثر بگذارد. به همین دلیل، مسئله اصلی درباره گهر، فقط حفاظت از زیبایی امروز آن نیست؛ حفاظت از توانایی این دریاچه برای ادامه حیات در سال‌های آینده است.

رسوبات به زیر ذره‌بین رفتند

اکنون مسئولان محیط‌زیست یک گام عملی برای مقابله با این مسئله برداشته‌اند؛ کامران فرمان‌پور از بازدید معاون محیط‌زیست دریایی و تالاب‌های سازمان حفاظت محیط‌زیست و مدیران کل حفاظت محیط‌زیست استان‌های تالابی زاگرس از گهر خبر داده و گفته است که در این بازدید، وضعیت رسوبات بخش انتهایی دریاچه و راهکارهای مدیریت آن بررسی شده است. در ادامه این بررسی‌ها، عملیات تثبیت بخشی از رسوبات انتهای دریاچه نیز آغاز شده است. هدف این اقدام، کاهش جابه‌جایی رسوبات و کمک به پایداری بستر و ظرفیت آبی دریاچه عنوان شده است. این عملیات را باید بخشی از یک برنامه حفاظتی دانست، نه راه‌حلی مستقل برای همه مشکلات گهر. زیرا رسوب‌گذاری نتیجه مجموعه‌ای از فرآیندهای طبیعی و محیطی است و مدیریت آن نیز نیازمند شناخت دقیق منشأ رسوبات، مسیر انتقال، میزان ورود و اثرات آن بر بستر دریاچه است. به همین دلیل، اهمیت مطالعات و پایش در این مرحله بیشتر از هر زمان دیگری خود را نشان می‌دهد.

حداقل مداخله؛ نسخه‌ای برای یک اکوسیستم حساس

شاید مهم‌ترین بخش برنامه جدید گهر، نه صرفاً عملیات تثبیت رسوبات، بلکه تأکید بر نحوه انجام آن باشد. لاهیجان‌زاده تأکید کرده که اقدامات حفاظتی باید بر اساس مطالعات علمی و پایش مستمر انجام شود و در عین مدیریت رسوبات، کمترین مداخله در فرآیندهای طبیعی اکوسیستم صورت گیرد. این رویکرد برای منطقه‌ای مانند گهر اهمیت ویژه‌ای دارد. گاهی در مواجهه با یک مشکل محیط‌زیستی، نخستین راه‌حل، اجرای مداخلات گسترده است؛ اما در اکوسیستم‌های حساس، مداخله بیشتر الزاماً به معنای حفاظت بیشتر نیست. ممکن است یک اقدام با هدف حفاظت انجام شود اما اگر بدون شناخت دقیق فرآیندهای طبیعی صورت گیرد، خود به عامل جدیدی برای تغییر اکوسیستم تبدیل شود. بنابراین، چالش اصلی در گهر فقط این نیست که «چه کاری انجام شود»؛ بلکه این است که چه کاری، در چه مقیاسی، با چه مطالعه‌ای و با چه میزان مداخله‌ای انجام شود.

برنامه دو ساله برای مهار رسوبات

بر اساس برنامه اعلام‌شده از سوی مسئولان، عملیات تثبیت رسوبات قرار است متوقف به اقدام انجام‌شده در بخش انتهایی دریاچه نباشد. فرمان‌پور اعلام کرده است که با حمایت سازمان حفاظت محیط‌زیست و معاونت محیط‌زیست دریایی و تالاب‌ها، قرار است در سال آینده عملیات تثبیت رسوبات در بخش‌های بیشتری از انتهای گهر ادامه پیدا کند. پیش از این نیز در جریان بازدید مسئولان محیط‌زیست کشور از منطقه، مقرر شده بود پس از ارزیابی روش‌های کنترلی و اصلاحی انتقال رسوبات به مخزن تالاب گهر، برنامه‌های بیوم.

پیمایش به بالا