به گزارش پایگاه خبری دیدگاه مدیریت به نقل از خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: پرچم، پارچهای است که بر روی آن رنگها و شکلهای خاصی طراحی یا دوخته شده و معمولاً به میلهای متصل میشود تا به ارتفاع برود و از فاصله دور قابل مشاهده باشد. وظیفه اصلی آن مشخص کردن یک گروه از انسانهاست، خواه آن گروه یک ارتش، یک کشور، یک تیم ورزشی یا حتی یک جنبش باشد. پرچم بیانگر این است که «اینها متعلق به ما هستند» یا «ما اینجا هستیم.» واژه «پرچم» در سدههای پنجم و ششم قمری از زبان ترکی به فارسی وارد شده و از سده دوازدهم قمری به معنای کنونی آن رایج گردیده است. در زبان فارسی واژههایی چون «بیرق»، «درفش»، «علم»، «رایت» و «لوا» نیز به همین مفهوم به کار رفتهاند.
مطالعه علمی پرچمها «وکسیلولوژی» (Vexillology) نام دارد، که واژهای است برگرفته از «وکسیلوم»، نوعی پرچم مربعی که سربازان رومی به دوش میکشیدند. این اصطلاح توسط دکتر ویتنی اسمیت آمریکایی در سال ۱۹۵۷ ابداع شد و او به عنوان «پدر علم پرچم» شناخته میشود. اسمیت همواره بر این نکته تأکید میکرد که وکسیلولوژی یک علم اجتماعی است، زیرا در نهایت به بررسی مردم و نحوه ارتباط آنها با پرچمها میپردازد.
زمان دقیق برافراشتن نخستین پرچم مشخص نیست، اما محققان معتقدند که ریشههای این سنت به هزاران سال پیش بازمیگردد. قدیمیترین نمونه فیزیکی کشفشده، «درفش شهداد» است که صفحهای برنزی است و در شهداد ایران پیدا شده و به حدود ۲۴۰۰ سال پیش از میلاد مسیح تعلق دارد. بر روی این صفحه برنزی، نقش یک مرد نشسته و یک زن زانو زده در مقابل هم دیده میشود که ستارهای میان آنها قرار دارد، نمادی که در دیگر آثار هنری عصر برنز ایران نیز یافت شده است.
در مصر باستان، سپاهیان نشانهایی با سر حیوانات مقدس مانند شاهین حمل میکردند. در چین، از حدود سه هزار سال پیش پرچمهای پارچهای رایج بوده و این کشور را میتوان نخستین کشور جهان دانست که پرچم را به شکل نظاممند به کار گرفت. کتاب «آیینهای ژو» که به سنت دوره ژو بازمیگردد، مقرراتی برای رتبهبندی، طراحی و استفاده از پرچمهای ملی، فئودالی و نظامی وضع کرده است. پرچم پادشاه در چین باستان «داچانگ» نام داشت و تصویر خورشید و ماه بر آن نقش میبست.
در روم باستان، «وکسیلوم» (vexillum) تنها پرچم پارچهای رومیان بود که مربعی از پارچه بود و به میلهای افقی بر نیزه بسته میشد و معمولاً قرمز رنگ بود. این پرچم چندمنظوره بود و به عنوان پرچم دائمی واحدهای سوارهنظام، پرچم موقت گروههای جدا شده، پرچم علامتدهی، استاندارد امپراتور و نشان مذهبی به کار میرفت. حامل آن «وکسیلاریوس» نامیده میشد و وکسیلوم به افسران عالیرتبه به عنوان نشان افتخار نظامی اهدا میشد. وکسیلوم را میتوان «ریشه سنت پرچم اروپایی مدرن» دانست.
پرچم ایران باستان؛ از درفش شهداد تا درفش کاویانی در فرهنگ ایرانی، داستان پرچم با افسانهای گره خورده که هزاران سال در حافظه جمعی این سرزمین زنده مانده است: درفش کاویانی. روایت است که کاوه آهنگر، از ظلم ضحاک به تنگ آمده بود. او پیشبند چرمی کارگاهش را بر نیزهای چوبین آویخت و مردم را گرد خود جمع کرد. فریدون، پس از پیروزی، آن چرم ساده را با طلا و زربافت، سنگهای گرانبها و شرابههای سرخ (منگوله و یا آویزهای قرمز رنگ)، زرد و بنفش آراست و آن را «درفش کاویان» نامید. درفش کاویانی صرفاً یک افسانه نبوده و به استناد تاریخ، تا پیش از ورود اعراب به ایران، بهویژه در زمان ساسانیان، پرچم ملی و نظامی ایران را «درفش کاویان» مینامیدند.
به روایت اکثر کتب تاریخی، درفش کاویان زمان ساسانیان از پوست شیر یا پلنگ ساخته شده بود. بر اساس منابع تاریخی، تا قرن ششم میلادی یک «پرچم ملی» پدید آمده بود که «درفش کاویان» نام داشت و از زمینهای بنفش و جواهرنشان، ستارهای به عنوان نشان، و شرابههای سرخ، طلایی و بنفش تشکیل میشد. به دلیل همین نشان، آن را «اختر کاویان» نیز مینامیدند، زیرا واژه «اختر» هم به معنای «ستاره» و هم «بخت و اقبال» بود. اهمیت ملی این درفش چنان بود که یک قهرمان تورانی میگفت: «آن اختری است که نیروی ایرانیان در آن نهفته است» و «اگر آن درفش بنفش را بگیریم، پیروز شدهایم.» به راستی که تصرف و نابودی این پرچم، نشانه فروپاشی امپراتوری پارس بود.
در جنگ قادسیه، ساسانیان در مقابل اعراب شکست خوردند و این پرچم به دست سپاه اسلام افتاد. روایت دیگری نیز از پرچم در ایران باستان وجود دارد. گزنفون اشاره کرده که پرچم هخامنشیان، عقابی طلایی نقششده بر سپری بود که بر بالای نیزهای حمل میشد. در دوره هخامنشی، پرچم ایران به شکل عقابی با بالهای گشوده و قرص خورشیدی در پشت سر آن بود که نشانه قدرت ایرانیان در جنگ به شمار میرفت.
پرچم در جهان اسلام و قرون وسطی در اروپا با ظهور اسلام، سنت پرچمداری ادامه یافت. پیامبر اکرم(ص) در جنگها پرچمهایی به نام «لواء» و «رایت» داشت. پیش از اسلام، قبیله قریش دو پرچم داشت: یکی «رایت» موسوم به عقاب که احتمالا تقلیدی از رومیان بود و دیگری «لواء» که مخصوص جنگها بود. حکومتهای بعدی نیز رنگهای خاصی را برای خود برگزیدند. امویان سفید، عباسیان سیاه و گروههای شیعه بیشتر رنگ سبز را انتخاب کردند. ابومسلم خراسانی دو پرچم بزرگ برافراشت: یکی سیاه و دیگری سفید. پرچم امپراتوری خلفای عباسی سیاه بود با نوشته سفید.
در اروپا نیز وضعیت مشابهی حاکم بود. در قرون وسطی، پادشاهان و شوالیهها نشان خانوادگی خود را روی پرچم میانداختند. پرچم دانمارک، با صلیب سفید بر زمینه قرمز، قدیمیترین پرچم ملی جهان است که هنوز استفاده میشود. این پرچم که «دانبروگ» (Dannebrog) به معنای «پارچه دانمارکی» نام دارد، در کتاب رکوردهای گینس به عنوان قدیمیترین پرچم ملی که به طور مداوم استفاده میشود ثبت شده است. افسانهاش به سال ۱۲۱۹ میلادی بازمیگردد، زمانی که در جنگ با استونی، پرچمی با صلیب سفید بر زمینه قرمز از آسمان فرود آمد و دانمارکیها پیروز شدند.
وقتی پرچم از آنِ مردم شد تا قرن هجدهم، پرچم بیشتر متعلق به پادشاهان، ارتشها و مذاهب بود و مردم عادی کمتر با آن احساس نزدیکی میکردند. اما در این قرن، فکر تازهای در جهان شکل گرفت: «کشور مال مردم است، نه مال پادشاه.» در سال ۱۷۸۹، انقلاب فرانسه پرچم سهرنگ آبی-سفید-قرمز را به عنوان نماد آزادی، برابری و برادری برگزید. این پرچم از ترکیب رنگهای شهر پاریس (آبی و قرمز) و رنگ خاندان بوربون (سفید) پدید آمد. از این پس، هر کشوری که استقلال مییافت یا حکومت تازهای تشکیل میداد، یکی از اولین کارهایش طراحی پرچم بود. پرچم دیگر فقط ابزار جنگ نبود؛ نماد هویت یک ملت شده بود.
پرچم ایران؛ از نادرشاه تا امروز پرچم ایران مسیر پرفراز و نشیبی را طی کرده است. در دوره صفویه، نشان شیر و خورشید به عنوان نمادی از حضرت امیرالمومنین، علی (علیهالسلام) بر پرچم ایران تثبیت شد. در دوره نادرشاه افشار (حدود ۳۰۰ سال پیش) سه رنگ سبز، سفید و سرخ کنار هم قرار گرفتند. در دوره قاجار، شکل پرچم از سهگوش به چهارگوش تغییر کرد و نشان شیر و خورشید بر نمط گذشته بر آن ثبت شد. در زمان فتحعلیشاه قاجار، شمشیر نیز در دست شیر قرار گرفت تا عدالت علوی را نشان دهد.
در زمان مشروطه (سال ۱۲۸۶ خورشیدی) برای نخستین بار در قانون نوشته شد که رنگهای رسمی پرچم ایران سبز و سفید و سرخ است و نشان آن شیر و خورشید. گفته میشود پرچم سهرنگ ایران در حقیقت یادگاری از دوران امیرکبیر نیز دانسته شده است، او دستور داد پرچم ایران مستطیل باشد با دو نوار باریک سبز در بالا و سرخ در پایین. در دوره پهلوی این شکل استاندارد شد. پس از انقلاب اسلامی، نشان شیر و خورشید برداشته شد و در سال ۱۳۵۹ طرح جدید تصویب شد: نشان «الله» در وسط پرچم و ۲۲ بار عبارت «اللهاکبر» در حاشیه بالا و پایین. عدد ۲۲ به نشانه پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن ماه بود.
بر اساس اصل ۱۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، پرچم رسمی کشور به رنگهای سبز، سفید و سرخ، و با علامت مخصوص جمهوری اسلامی و شعار «الله اکبر» است. سه رنگ اما حفظ شدند. معانی رایجی که برای این رنگها گفته میشود چنین است: سبز: نماد دین اسلام، سرسبزی، آبادانی و امید. این رنگ نشانه مذهب شیعه و یکی از نشانههای معتقدین به دین مبین اسلام است. سفید: نماد صلح، پاکی و دوستی. این رنگ بیانگر صلحطلبی و آرامشطلبی ملت ایران است. سرخ: نماد شجاعت، پایداری و خون کسانی که برای کشور جان دادهاند. این رنگ نشانه آمادگی ملت برای دفاع از استقلال و آزادی به قیمت ریخته شدن خون فرزندان این مرز و بوم است.
چرا پرچم اینقدر مهم و محترم است؟ امروز تقریباً همه کشورهای دنیا پرچم دارند و در قوانین بینالمللی نیز به رسمیت شناخته شده است. هر کشوری حق دارد پرچمش را روی سفارتخانهاش در کشور دیگر بالا ببرد. در حقوق بینالملل بشردوستانه نیز استفاده از پرچم کشورهای بیطرف در مخاصمات مسلحانه ممنوع است. پرچم سازمان ملل متحد نیز نمادی جهانی است. نقشه جهان در تصویری قطبی با دو شاخه زیتون، به رنگ سفید بر زمینه آبی روشن. دلیل احترام پرچم را میتوان در چند نکته ساده خلاصه کرد: ۱. هویت میدهد. پرچم سریعترین راه برای فهمیدن این است که یک نفر یا یک گروه به کجا تعلق دارد. در دنیای شلوغ امروز، پرچم مثل یک کارت شناسایی بزرگ عمل میکند. ۲. خاطره جمعی را نگه میدارد. رنگها و شکلهای روی پرچم، یادآور جنگها، پیروزیها، استقلال و رنجهای مشترک یک ملت است. ۳. در لحظههای سخت مردم را دور هم جمع میکند. وقتی جنگ میشود، بلایای طبیعی میآید یا یک اتفاق ملی رخ میدهد، دیدن پرچم به مردم حس «ما هنوز با هم هستیم» میدهد. ۴. احساس تعلق ایجاد میکند. خیلیها وقتی پرچم کشورشان را در سرزمینی غریب میبینند، یا وقتی در مسابقه ورزشی پرچم بالا میرود، احساس عجیبی پیدا میکنند. این احساس شاید منطقی نباشد، اما واقعی است.
البته همیشه همهچیز مثبت نبوده است. در بعضی دورهها، حکومتها (همچون رژیم اشغالگر صهیونیستی) از پرچم برای فشار آوردن به مردم استفاده کردهاند و همین باعث شده بخشی از دنیا نسبت به آن دلخوری پیدا کند. اما در مجموع، پرچم یکی از پایدارترین نمادهایی است که انسانها ساختهاند.
پرچم و ملت جنگدیده ایران؛ وحدت زیر یک پرچم اگر بخواهیم بفهمیم پرچم برای ایرانیان چه معنایی دارد، باید به سالهای جنگ نگاه کنیم. ملت ایران جنگ را در عمل دیده است، نه از دور، بلکه با تمام وجود. در هشت سال دفاع در برابر تجاوز عراق، شهرها موشکباران شد، مرزها آتش گرفت، خانوادهها شهید و اسیر و آواره دادند. در همان روزها، پرچم ایران فقط روی ساختمانهای دولتی نبود. روی سنگرها، روی دوش رزمندگان، روی آمبولانسها، روی دیوار خانههای نیمهویران و روی تابوت شهدا بود. نکته مهم اینجاست که زیر آن پرچم، فقط یک قوم، یک زبان یا یک مذهب نایستاد. در جبههها، نمونههای بیشماری از کرد و لر و آذری و فارس و عرب و بلوچ و ترکمن و گیلک و مازنی، شیعه و سنی و مسیحی و زرتشتی و کلیمی، از شهرها و روستاها، در کنار هم زیر یک پرچم ایستادند. پرچم ایران در آن سالها تبدیل شد به یک نقطه مشترک، جایی که تفاوتها فراموش میشد و فقط یک چیز مهم بود: ایران بماند. این وحدت، نه با بخشنامه، بلکه با خون و خاطره ساخته شد.
وقتی خرمشهر آزاد شد و پرچم ایران بر فراز مسجد جامع آن بالا رفت، مردم در شهرهای مختلف از پنجرهها و پشتبامها فریاد شادی کشیدند. این پرچم برای آنها دیگر یک پارچه نبود؛ نشانه «ما هنوز هستیم» بود. بعد از جنگ هم، هر سال در مراسم بزرگداشت شهدا، وقتی پرچم روی مزارهای ساده و بینام بالا میرود، همان احساس برمیگردد، اینکه یک ملت، با همه زخمها، زیر یک پرچم نفس میکشد. امروز هم ملت ایران دوباره و چندباره جنگ را از نزدیک لمس کرده و میداند امنیت و آب و خاک رایگان به دست نیامده است. هجوم ظالمانه ناجوانمردان آمریکایی – صهیونیستی به این آب و خاک، کاری کرده که پرچم ایران برای بسیاری از مردم، به یک یادگار زنده تبدیل شده است. ممکن است مردم درباره سیاستها، دولتها و مدیریتها با هم اختلاف نظر داشته باشند، اما در زیر پرچم ایران، همه یک ملت هستند.