شهریار؛ شاعری که غزل فارسی و «حیدربابا» را به هم پیوند زد

شهریار در ۱۱ دی ۱۲۸۵ در تبریز به دنیا آمد. خانواده او اصالتاً از روستای خشگناب در منطقه بستان‌آباد بودند و بخشی از دوران کودکی‌اش نیز در همین روستا سپری شد؛ سال‌هایی که خاطرات و تصاویرشان بعدها در شعر او، به‌ویژه در «حیدربابایه سلام»، جان گرفتند.

از تبریز تا تهران؛ پزشکی که شاعر ماند

شهریار پس از گذراندن دوره نخست تحصیلات خود در تبریز، در سال ۱۳۰۰ راهی تهران شد. مدتی در دارالفنون تحصیل کرد و سپس وارد رشته پزشکی شد؛ اما درحالی‌که فاصله چندانی با پایان تحصیلاتش نداشت، پزشکی را رها کرد. در روایت‌های مربوط به زندگی او، شکست عشقی و آشفتگی‌های روحی آن دوران از عوامل این تصمیم دانسته شده است.

همین تجربه عاشقانه، بعدها با بخش مهمی از چهره ادبی شهریار گره خورد. عشق، فراق، تنهایی و حسرت از مضامین پررنگ شعر او شدند و زبان صمیمی و عاطفی‌اش سبب شد بسیاری از غزل‌هایش راه خود را از صفحات کتاب‌ها به حافظه عمومی مردم باز کنند.

نخستین کتاب شعرش در جوانی منتشر شد و او در فضای ادبی تهران با شماری از چهره‌های برجسته فرهنگ و هنر زمان خود، از جمله ابوالحسن صبا، ملک‌الشعرای بهار، ایرج میرزا و عارف قزوینی معاشرت داشت. در سال‌های بعد نیز با شاعرانی چون نیما یوشیج و هوشنگ ابتهاج ارتباط و دوستی پیدا کرد.

شهریار در قالب‌های گوناگون شعر فارسی، از قصیده و مثنوی گرفته تا قطعه، رباعی و شعر نیمایی طبع‌آزمایی کرد، اما شهرت اصلی او به غزل‌هایش بازمی‌گردد. شعر او از یک سو با سنت غزل فارسی پیوند داشت و از سوی دیگر، از زبان روزمره، تجربه‌های شخصی و مضامین تازه بهره می‌گرفت.

او تنها شاعر نبود؛ به موسیقی و خوش‌نویسی نیز علاقه داشت، سه‌تار می‌نواخت و در خطوطی چون نسخ و نستعلیق مهارت داشت. همین پیوند با موسیقی را می‌توان در آهنگ و ریتم بسیاری از سروده‌هایش نیز احساس کرد.

از مشهورترین شعرهای فارسی او می‌توان به «آمدی جانم به قربانت»، «علی ای همای رحمت» و شماری از غزل‌های عاشقانه‌اش اشاره کرد؛ آثاری که بسیاری از ابیات آنها در فرهنگ عمومی ایرانیان ماندگار شده‌اند.

«حیدربابا»؛ بازگشت شاعر به کودکی

اگر غزل‌های فارسی شهریار بخش مهمی از شهرت او را رقم زدند، «حیدربابایه سلام» جایگاه او را در ادبیات ترکی آذربایجانی تثبیت کرد. این منظومه که شهریار آن را در سال‌های ۱۳۲۹ و ۱۳۳۰ سرود، بازگشتی شاعرانه به سرزمین کودکی، روستا، طبیعت، آدم‌ها و خاطرات جهانی است که شاعر سال‌ها از آن فاصله گرفته بود.

«حیدربابا» فقط روایت دلتنگی یک شاعر برای زادگاهش نیست؛ تصویری از زندگی، فرهنگ و روابط انسانی در آذربایجان نیز هست. زبان ساده و صمیمی اثر و پیوند آن با خاطرات مشترک مردم، باعث شد این منظومه به یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار شهریار تبدیل شود. «سهندیه» نیز از دیگر آثار مهم ترکی او به شمار می‌رود.

شهریار پس از سال‌هایی پر فراز و نشیب، در مرداد ۱۳۳۲ با عزیزه عبدالخالقی، از بستگان خود، ازدواج کرد. حاصل این ازدواج سه فرزند به نام‌های شهرزاد، مریم و هادی بود. او سال‌های مهمی از زندگی خود را در تبریز گذراند و دانشگاه تبریز نیز بعدها به پاس جایگاه ادبی‌اش، دکترای افتخاری دانشکده ادبیات و علوم انسانی را به او اعطا کرد.

پایان زندگی و آغاز یک روز در تقویم ادبی ایران

شهریار در سال‌های پایانی زندگی به دلیل بیماری مدتی در بیمارستان بستری بود و سرانجام در ۲۷ شهریور ۱۳۶۷، در ۸۱ سالگی درگذشت. پیکر او دو روز بعد، بنا بر وصیت خودش، در مقبرةالشعرای تبریز به خاک سپرده شد؛ آرامگاهی که محل دفن بسیاری از شاعران و ادیبان این سرزمین است.

سالروز درگذشت شهریار، ۲۷ شهریور، در تقویم ایران «روز شعر و ادب فارسی» نام گرفته است و هر سال برنامه‌هایی برای بزرگداشت این شاعر برگزار می‌شود.

شهریار از آن شاعرانی است که بخشی از شهرتش نه فقط در تاریخ ادبیات، بلکه در حافظه مردم شکل گرفته است. او هم به فارسی سرود و هم به ترکی آذربایجانی؛ هم از عشق و جدایی گفت و هم از خانه، مادر، زادگاه و خاطره. شاید همین توانایی در تبدیل تجربه‌های شخصی به احساساتی آشنا برای مخاطبان بسیار، یکی از دلایل ماندگاری شعر او باشد.

بیش از سه دهه پس از درگذشتش، هنوز نام شهریار با غزل‌های عاشقانه، «علی ای همای رحمت» و صدای نوستالژیک «حیدربابا» همراه است؛ شاعری که در ۲۷ شهریور ۱۳۶۷ از دنیا رفت، اما بسیاری از سروده‌هایش همچنان در زبان و خاطره مردم زندگی می‌کنند.

پیمایش به بالا