مدرسه‌ای که بچه‌ها دوست دارند…

مریم درویشیان_کارشناس تعلیم و تربیت

طرح مسئله: بحران گریز از مدرسه؛ زنگ خطری برای سلامت روان و آینده تحصیلی

هر ساله با آغاز مهرماه، تصاویر آشنا و تکراری در مقابل درهای مدارس تکرار می‌شوند؛ کودکانی که با چشمانی گریان و قلبی لرزان، از ورود به مدرسه امتناع می‌ورزند و با التماس از والدین خود می‌خواهند که آن‌ها را به خانه بازگردانند. این صحنه‌ها که در نگاه اول ممکن است طبیعی و زودگذر به نظر برسند، در واقع زنگ خطری جدی برای سلامت روانی، رشد اجتماعی و آینده تحصیلی کودکان هستند. اما متأسفانه، بسیاری از والدین و حتی مربیان، این نشانه‌ها را نادیده می‌گیرند و آن را به «لج بازی»، «ناز کردن» یا «عادت فصلی» نسبت می‌دهند.

پژوهش‌های روان‌شناسی تحولی و تربیتی نشان داده‌اند که اگر کودک در سال‌های اولیه دبستان، تصویر منفی از مدرسه در ذهن خود بسازد، این نگرش منفی تا پایان دوران تحصیل همراه او خواهد بود و حتی به بزرگسالی نیز تسری می‌یابد . کودکانی که مدرسه را به عنوان محیطی تنش‌زا، ترس‌آور و ناخوشایند تجربه می‌کنند، نه تنها از یادگیری لذت نمی‌برند، بلکه دچار اضطراب مزمن، کاهش اعتمادبه‌نفس و افت شدید انگیزه تحصیلی می‌شوند. این پدیده، که در ادبیات روان‌شناسی تحت عنوان «بیزاری از مدرسه» یا «گریز از مدرسه» شناخته می‌شود، یکی از مهم‌ترین چالش‌های نظام‌های آموزشی در سراسر جهان است .

این یادداشت، با تکیه بر مبانی علمی روان‌شناسی تربیتی، عصب‌شناسی و علوم رفتاری، به ریشه‌یابی علل گریز از مدرسه، تبیین پیامدهای آن و ارائه راهکارهای علمی و عملی برای تبدیل مدرسه به فضایی جذاب، امن و لذت‌بخش برای کودکان و نوجوانان می‌پردازد.

ریشه‌یابی علل گریز از مدرسه؛ نگاهی چندبعدی به پدیده‌ای پیچیده

بر اساس پژوهش‌های نظام‌مند، علل گریز از مدرسه را می‌توان در پنج حوزه اصلی طبقه‌بندی کرد که هر یک، به نوبه خود، نیازمند بررسی و مداخله‌های خاص هستند:

۱. عوامل فردی-روانشناختی

اضطراب جدایی (Separation Anxiety): در کودکان سال‌های اول دبستان، اضطراب جدایی از والدین، شایع‌ترین علت گریز از مدرسه است . این اضطراب، که ریشه در دلبستگی ناایمن دارد، کودک را به شدت از جدا شدن از والدین و ورود به محیط ناشناخته مدرسه می‌ترساند. کودکانی که در خانه با والدین بیش‌حمایت‌گر یا ناایمن بزرگ شده‌اند، بیشتر در معرض این نوع اضطراب قرار دارند.

اضطراب عملکرد و ترس از شکست: در سنین بالاتر، ترس از نمره پایین، ترس از مورد تمسخر قرار گرفتن و ترس از پاسخ ندادن به سؤالات معلم، از مهم‌ترین عوامل گریز از مدرسه هستند . کودکانی که تجربه شکست‌های مکرر یا تنبیه‌های شدید در کلاس داشته‌اند، یک شرط‌شدگی اجتنابی نسبت به مدرسه پیدا می‌کنند و برای فرار از این تجربه ناخوشایند، به هر بهانه‌ای از رفتن به مدرسه خودداری می‌کنند.

کاهش عزت‌نفس و خودپنداره منفی: دانش‌آموزانی که در مدرسه مدام با پیام‌های منفی (تحقیر، مقایسه با دیگران، نادیده گرفتن تلاش‌ها) مواجه می‌شوند، به تدریج به این باور می‌رسند که «من باهوش نیستم»، «من نمی‌توانم یاد بگیرم» و «مدرسه جای من نیست». این خودپنداره منفی، نه تنها انگیزه تحصیلی را از بین می‌برد، بلکه باعث اجتناب فعال از محیط مدرسه می‌شود .

۲. عوامل بین‌فردی و اجتماعی

مشکلات ارتباط با همسالان: یکی از مهم‌ترین دلایل گریز از مدرسه، مشکلات دوست‌یابی و طردشدگی اجتماعی است. دانش‌آموزانی که در مدرسه با زورگویی، قلدری یا انزوای اجتماعی مواجه می‌شوند، به شدت از حضور در مدرسه بیزار می‌شوند . پدیده قلدری (Bullying) که در بسیاری از مدارس ایران رواج دارد، یکی از مهم‌ترین عوامل گریز از مدرسه و افت تحصیلی است.

رابطه ضعیف با معلم: همان‌گونه که در یادداشت دوم اشاره شد، کیفیت رابطه عاطفی معلم و دانش‌آموز، یکی از تعیین‌کننده‌ترین عوامل در اشتیاق یا بی‌علاقگی به مدرسه است. معلمانی که با تحقیر، بی‌اعتنایی یا رفتارهای تنبیهی با دانش‌آموزان رفتار می‌کنند، به شدت به گریز از مدرسه دامن می‌زنند . در مقابل، معلمانی که با همدلی، احترام و تشویق، رابطه‌ای گرم و صمیمی با دانش‌آموزان برقرار می‌کنند، مدرسه را به محیطی جذاب تبدیل می‌سازند.

۳. عوامل آموزشی و محیطی

یکنواختی و خستگی: تدریس به روش سخنرانی محض، انجام تمرینات تکراری و حفظ کردن مطالب، مدرسه را به مکانی خسته‌کننده و بی‌روح تبدیل می‌کند . پژوهش‌های علوم اعصاب نشان داده‌اند که مغز انسان برای یادگیری مؤثر، به تنوع و تازگی نیاز دارد. تکرار مکرر و یکنواختی، باعث کاهش ترشح دوپامین و در نتیجه، کاهش انگیزه و توجه می‌شود.

پیمایش به بالا