از کیمیای کهن تا درمان‌های نوین؛ روایتی به بهانه روز بزرگداشت زکریای رازی و داروساز

مهدی صدیقیان – پژوهشگر مطالعات فرهنگی
اگر تاریخ علم را ورق بزنیم، در میان انبوه نام‌هایی که طب و کیمیاگری را با وهم، خرافه یا رمز و رازهای دست‌نیافتنی درآمیخته بودند، نام مردی از دیار ری می‌درخشد که مرز میان حدس و مشاهده، و جادو و تجربه را برای همیشه روشن کرد: ابوبکر محمد بن زکریای رازی. مردی که نه تنها کاشف الکل و جوهر گوگرد (اسید سولفوریک) لقب گرفت، بلکه بنیان‌گذار روش تجربی و شک‌گرایی عالمانه در پزشکی و داروشناسی جهان بود. پنجم شهریورماه در تقویم ایران، همزمان با سالروز تولد این اندیشمند بزرگ، به نام «روز داروساز» نام‌گذاری شده است؛ فرصتی برای بازخوانی نقش حیاتی کسانی که زنجیره اتصال میان درد انسان و شفا هستند.

مردی که کیمیاگری را به داروسازی پیوند زد
رازی پیش از آن‌که پزشک شود، دل در گرو کیمیاگری و زرگری داشت. افسانه‌ها و روایت‌های کهن می‌گویند بوی تند بخارات گوگرد و آزمایش‌های مداوم به چشمانش آسیب زد و همین نقطه عطف، او را به سوی دانش پزشکی و درمان کشاند. رازی متوجه شد که «اکسیر اعظم» برای جاودانگی یا تبدیل مس به طلا وجود خارجی ندارد؛ اکسیری اگر هست، در مرهم نهادن بر رنج انسان و ساخت دارویی است که تن رنجور را آرام کند.
او داروسازی را از حصار جادوگری و ترکیب‌های اتفاقی خارج کرد. رازی نخستین کسی بود که به دقت خواص شیمیایی مواد را دسته‌بندی کرد، تقطیر را سامان بخشید، الکل را با روش‌های علمی به دست آورد و کاربرد آن را به عنوان یک ضدعفونی‌کننده اساسی مطرح نمود. کتاب پرآوازه او، «الحاوی فی الطب»، تنها یک دانشنامه بالینی نبود، بلکه فهرست مفصلی از خواص گیاهان دارویی، واکنش‌های ترکیبی و فرمولاسیون پمادها و شربت‌ها بود؛ میراثی که بعدها قرن‌ها در دانشگاه‌های برجسته اروپا مانند پاریس و بولونیا تدریس شد.
آزمایشگری جسور در برابر بیماری‌های صعب‌العلاج
شاید برای مخاطب امروز دشوار باشد تصور کند که در قرون وسطی، تشخیص آبله از سرخک تا چه اندازه به کلافی سردرگم شباهت داشت. این رازی بود که با دقت میکروسکوپی چشم و حواس خود، رساله ماندگار «فی الجدری و الحصبة» (آبله و سرخک) را نوشت و تفاوت‌های بالینی و درمانی این دو بیماری واگیردار را تبیین کرد.
او هم‌زمان با شجاعتی کم‌نظیر، کارآزمایی بالینی دارو را روی نمونه‌های مختلف آغاز کرد. رازی معتقد بود تا دارویی بر روی تن و جان اثری شفاف نگذارد و دوز مناسب آن سنجیده نشود، نباید به عموم تعمیم یابد؛ مفهومی که امروز آن را پایه فارماکولوژی بالینی و کارآزمایی مرحله‌ای می‌دانیم. او بارها تاکید می‌کرد که سلامت بیمار، بیش از هر منفعت مالی یا نظری، بر دوش طبیب و داروساز سنگینی می‌کند.
اگر به زندگی امروزمان نگاه کنیم، مواجهه با بیماری همیشه همراه با حس تعلیق، اضطراب و جست‌وجوی امید است. بیمار پس از خروج از مطب پزشک، با نسخه‌ای در دست، گام به داروخانه می‌گذارد. در پشت پیشخوان‌های شیشه‌ای و در لابه‌لای ردیف‌های منظم قفسه‌های دارو، کسانی ایستاده‌اند که آخرین لایه مراقبت درمانی را شکل می‌دهند.
داروسازی تنها یک تخصص تکنیکال در علم شیمی یا مدیریت یک فروشگاه نیست؛ تلفیقی است از دقت علمی، روان‌شناسی ارتباط با بیمار نگران، و مسئولیتی سنگین در بررسی تداخلات دارویی. در روزگاری که جهان با بیماری‌های نوظهور، چالش‌های مربوط به آنتی‌بیوتیک‌ها و بحران‌های درمانی مواجه است، جامعه داروسازی در پژوهشگاه‌ها، کارخانه‌های تولید دارو و خطوط مقدم داروخانه‌ها نقشی انکارناپذیر در حفظ تاب‌آوری جامعه ایفا می‌کند.
بزرگداشت زکریای رازی صرفاً مرور افتخارات گذشته نیست، بلکه یادآور یک مشی فکری است: شجاعت پرسیدن، احترام به عقلانیت و خدمت صادقانه به انسان دردمند.
رازی در روزگار خویش از ملامت‌ها نهراسید و نوشت: «حق در گرو تجربه است و هر آنچه با مشاهده و آزمایش تایید نشود، سزاوار شک است.»
روز پنجم شهریور، یادآور تقاطع علم و انسانیت است؛ روزی برای درود فرستادن به روح دانشمند بزرگ ری، و ادای احترام به تلاش‌های شبانه‌روزی داروسازانی که ناممکن‌ها را با اکسیر دانش به بهبودی تبدیل می‌کنند.

پیمایش به بالا