میلاد محمودیان
این رویداد با استقبال گسترده هنرجویان و علاقهمندان همراه بود، بهطوریکه به دلیل تکمیل ظرفیت سالن، برخی از حاضران بهصورت ایستاده به تماشای اثرها و نشست نقد و بررسی نشستند.
در این مراسم چهرههایی همچون بهروز شعیبی (مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران)، فاطمه محمدی سیجانی (مدیرعامل موزه سینما)، بیژن میرباقری، داریوش کاردان، کریم امینی، مریم بحرالعلومی و ابراهیم امینی به همراه جمعی از فیلمسازان و هنرمندان حضور داشتند.
چهار فیلم کوتاه «آدمک» (سیاوش گرجستانی)، «انار» (مهرداد جلالی)، «به صدای زمین گوش کن» (شهاب مهربان) و «متولد تهران» (جواد حکمی) در این برنامه به نمایش درآمدند. در ادامه، نشست بررسی آثار با اجرای میثم کریمی و تحلیلی امیر قادری (منتقد سینما) برگزار شد.
مشروح سخنان و نقد و بررسیها
امیر قادری (منتقد سینما)
ارزیابی کلی: «امروز در فیلم کوتاه نمیتوان ایراد واضحی به بسیاری از فیلمها گرفت. اغلب فیلمها از یک استاندارد برخوردارند و کار سخت این است که ببینیم چه چیزی بالاتر از استاندارد میتوانیم به مخاطب ارائه بدهیم. دیگر نمیشود ایراد مشخصی گرفت که مثلاً کارگردان کارش را بلد نبوده است.»
فیلم «انار»: «فیلم موفقی بوده و جوایز زیادی هم گرفته است، اما در زمان جشنواره که فیلم را دیدم، انتظار من را از تعریفهایی که درباره آن شنیده بودم برآورده نکرد و به جز توئیست آخر، چیز زیادی برای من نداشت. بزرگترین امتیاز فیلم همین است که نادر را در شرایطی قرار میدهد که ما نمیبینیم و معرفی اینگونهی مادر که نگران فرزندش است، برای مخاطب غافلگیرکننده است. آسیبشناسی اصلی من این است که راه برای ورود استعدادها باز نیست و خود این نتیجه مشکلات دیگری است.»
فیلم «به صدای زمین گوش کن»: «فیلم اشتباه دستوری ندارد، اما بازی بازیگران کنترلنشده است. انگار یک داستان مدرن سطح بالا را میخواهد روایت کند، اما بازیها جاهطلبی کارگردان را حمایت نمیکنند. به نظرم ریتم درونی صحنهها میتوانست بهتر باشد؛ نه به معنای تدوین، کاتها یا ریتم. در حرکت درونی افراد، در بازیها، حرکت بازیها و بازیگران یک کندی میبینیم. وقتی بازیگر فیلمی درباره استراق سمع میسازد و در سکانسی ما در تلویزیون پخش فیلم کاپولا را میبینیم، یعنی کارگردان سینما را دوست دارد. اندازه بازیگران را رعایت کردن چیزی است که شما را از بقیه منفک میکند. باید چیزی فراتر از تعریف نعلبهنعل داستان داشته باشیم. این پوچی که مثلاً در بعضی فیلمهای خارجی میبینیم فرق میکند. البته اینها در شرایطی است که توقع ما از فیلمهای کوتاه بالا رفته وگرنه شاید این فیلمها را سالهای پیش میدیدیم و اینطور نبود. همانطور که گفتم، این فیلم هم مانند فیلمهای دیگر این باکس استانداردها را رعایت کرده است. وقتی فیلمی اثر بگذارد و مجذوب فیلم بشوید، اشتباهات کارگردان را نادیده میگیریم.»
فیلم «آدمک»: «این فیلم کوتاه یک نمونه کوچک از یک فیلم بلند بود. انتظار من این بود که یک مقدار ایدهپردازتر، تجربهمحورتر و کمی خطرپذیرتر باشد. گویی هدف نشان دادن توانایی برای ساختن فیلم بلند بوده است. کارگردانی که این فیلم را با این دکوپاژ، نورپردازی و قاببندی ساخته، همین حالا میتواند سریال یا محصولی با پروداکشن بزرگتر بسازد.»
فیلم «متولد تهران»: «“متولد تهران”، فیلم مورد علاقه من در این باکس بود. ارزش افزوده این که که چه چیزی به مخاطب ارائه میدهیم، این بود که ایده “متولد تهران” را در فیلمهای دیگر ندیدم. این افراد در فیلم هویت اجتماعی ندارند و بدون اینکه کارگردان از این بُعد استفاده کند، شخصیت افغان فیلم مدام از مادری که حافظهاش از بین رفته میخواهد او را به یاد بیاورد و در سطحی فراتر، بدون اینکه در ذوق بزند، دنبال هویت میگردد. چالش در جای دیگری است و وقتی دوربین با شخصیت دختر باقی میماند، اثر احساسی فیلم را بالا میبرد.»
عوامل و کارگردانان آثار
محمد مرادی (مشاور فیلم «انار»):
«این ایده از جایی شکل گرفت که پدرم قرار بود چند نهال انار بکارد و از خاطرهای از پدرش بود. این فیلم اولین فیلمی بود که در جشنواره تهران حضور داشت.»
سیاوش گرجستانی (کارگردان «آدمک»): ««آدمک» دومین فیلم کوتاه داستانی من بود و بسیار خوشحالم که در «قرار» حضور دارد. این فیلم در بخش مسابقه جشنواره فیلم کوتاه تهران و جشنواره فجر هم حضور داشت و نامزد شد. این فیلم تجربه شخصی نبود؛ فقط یک دغدغه برای من پیش آمده بود. بعد از فوت پدرم، آقای سیروس گرجستانی، برای انحصار وراثت کاری دادگاهی داشتم و در واقع یک الهام و دغدغه برایم ایجاد شد. من قبل از فیلم کوتاه «آدمک» تصمیم داشتم فیلم بلند بسازم، اما بعد از «آدمک» دنبال سرمایه هستم تا دوباره یک فیلم کوتاه دیگر بسازم.»
محمدجواد حکمی (کارگردان «متولد تهران»): «من در جامعهالمصطفی به طلاب غیرایرانی درس میدادم و به واسطه این ارتباط، میدیدم که اتباع مشکلاتی داشتند؛ از جمله اینکه نمیتوانستند چیزی به نام بزنند و دنبال شخص قابل اعتمادی بودند تا بتوانند چیزی بخرند. این مشکل برای آنها جدی بود و این ایده به ذهن من رسید که میتواند یک دغدغه جدی باشد. نگاه من قانون بود؛ نه در دفاع از اتباع و نه در تخریب اتباع. مسئله قانون بود. این قانون وضع شده بود تا اتباع به خاطر تحت فشار بودن و نداشتن شهروندی از ایران بروند و تأثیری هم نداشته و این مسئله قانونی جدی نبود. شخصیتها در دو سه جا نقطهگذاری شدهاند که برای مخاطب جا بیافتند، اما اگر این اتفاق نیافتاده، هم به دلیل ظرفیت فیلم کوتاه و هم شاید ضعف کار من بوده است.»
داریوش کاردان (کارگردان و مجری پیشکسوت)
«بسیار خوشحالم که بعد از مدتها این جلسات برگزار میشود و در آن حضور دارم. مقایسه فیلم بلند و کوتاه اشتباه است، چراکه بستگی دارد از کدام POV یا زاویه دید به موضوع نگاه کنیم. کار فیلم کوتاه سخت است؛ برای مثال باید در ده دقیقه یک فیلم را شروع کنیم، به اوج برسانیم، احساس مخاطب را درگیر کنیم و به پایان برسانیم. چه فیلم کوتاه و چه فیلم بلند باید وظیفه خود را انجام دهند. شخصیتپردازی، فیلمنامه و کارگردانی در فیلم کوتاه و فیلم بلند تعریفهای متفاوتی دارند. بنابراین اگر قرار است این دو گونه با یکدیگر مقایسه شوند، باید فیلم کوتاه خوب را با فیلم بلند خوب مقایسه کنیم، نه اینکه بهصورت کلی درباره آنها قضاوت کنیم. نمیتوان فیلمهای بلند بیکیفیت و صرفاً گیشهای را که نه داستان دارند و نه کارگردانی، با یک فیلم کوتاه که با امکانات اندک، ایده و خلاقیت و هزینه کم ساخته شده است، مقایسه کرد. اگر چنین مقایسهای انجام دهیم، این فیلمهای کوتاه به اندازه ۸۰۰ فیلم بلند ارزش دارند. برگزاری چنین نشستهایی نعمت و غنیمت است. اگر قرار است فیلم کوتاه و در پی آن فیلم بلند ما قابل دیدن باشد، آسیبشناسیها باید از همین نشستها اتفاق بیافتد. این نقد و بررسیها دید کارگردانها را گسترش میدهد.»
بیژن میرباقری (کارگردان)
«ما وقتی فیلمی را میسازیم، یک جهانی را میخواهیم ترسیم کنیم که قهرمان داستان به یک جایی برسد. ۸۰۰ صفحه رمان «جنایت و مکافات» نوشته شد که بگوید اگر جنایتی مرتکب شدی، باید مکافات آن را هم بکشی. مثلاً امروز در فیلم «انار»، درخت انار کجای داستان بود؟ یعنی قصه تمام نمیشود؛ برای یکی از شخصیتهای اصلی داستان تمام نمیشود. همین مورد درباره فیلم «متولد تهران» نیز وجود دارد. شخصیت برای مخاطب حرکت نمیکند و مخاطب این حرکت را نمیبیند. فیلمی که قهرمان از نقطه A به B رفته باشد، فیلم کوتاه «آدمک» سیاوش گرجستانی بود. درست است که فیلم کوتاه را نباید با فیلم بلند مقایسه کنیم. شرف فیلم کوتاه به شرفش است و نباید مقایسه کرد. در ادوار مختلف، کسانی که از فیلم کوتاه آمدند، مانند امیرشهاب رضویان، مهدی جعفری، کیانوش عیاری، شهرام مکری، مجید برزگر و… از فیلم کوتاه آمدند. به طوری که ما در جشن خانه سینما فیلمها را میدیدیم، همه تولیدات را میدیدیم، نه فقط فیلمهای جشنواره را. به طوری که میگفتیم مکتب کردستان، مکتب تبریز و شیراز و… و فیلمسازها را به این نام میشناختیم. فیلم کوتاه باید امتداد داشته باشد و نام فیلمساز کوتاه باید در یاد مخاطب بماند.»
هنرمندان دیگری نظیر شیرین اسماعیلی، بهادر زمانی، فرشید نوابی، علیرضا دهقان، حمیدرضا محمدی و مجریانی همچون وحید رونقی و وستا جعفری نیز در این رویداد حضور داشتند
.
