به گزارش پایگاه خبری دیدگاه مدیریت به نقل از خبرگزاری مهر، ایرنا نوشت: نوجوانان امروزی در دنیایی بزرگ میشوند که بسیاری از تجربیات آن برای نسلهای قبلی در دوران نوجوانی وجود نداشته است. فناوری و شبکههای اجتماعی به بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره آنها تبدیل شده و دسترسی به اطلاعات و ارتباطات جهانی، نحوه تجربه این دوره از زندگی را دگرگون کرده است. به همین دلیل، طبیعی است که آنچه برای والدین در دوران نوجوانی عادی یا قابل انتظار بوده، برای فرزندانشان معنای متفاوتی داشته باشد. برخی رفتارهای نوجوانان امروز ممکن است برای والدین ناآشنا یا حتی نگرانکننده به نظر برسد.
با این حال، متفاوت بودن نوجوانان به معنای کنار کشیدن والدین یا پذیرش بیقید و شرط همه انتخابهای آنها نیست. مسئله اصلی این است که والدین چگونه میتوانند بین تجربیات نسل خود و واقعیتهای نسل جدید پلی برقرار کنند؛ نوجوان را بشناسند، صدای او را بشنوند و در عین حال چارچوبهای خانواده و جامعه را حفظ کنند.
سیما فردوسی، روانشناس کودک و نوجوان و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی، بر این باور است که نخستین گام برای مواجهه با این تفاوتها، شناخت نسلی است که هماکنون نوجوانی را تجربه میکند. او میگوید: «ما باید ابتدا بدانیم که نسل نوجوان و جوان امروزی وارد دنیای جدیدی از زندگی خود شده است. نسلها بهطور کامل با یکدیگر متفاوتاند و تفاوت میان نسل والدین و نسل نوجوان امروز بسیار چشمگیر است.»
فردوسی تأکید میکند که یکی از وظایف والدین، شناخت ویژگیهای این نسل است و نباید تصور کنند که نوجوانان امروز «آدمهای بدی شدهاند» یا قصد دارند گمراه شوند و والدین خود را آزار دهند. او توضیح میدهد: «نسل امروز در شرایطی متفاوت از نسل والدین خود رشد کرده است؛ جهانیشدن، فناوریهای نوین و دسترسی گسترده به اطلاعات و آنچه در فضای مجازی مشاهده میکنند، بر شکلگیری این نسل تأثیر گذاشته و باعث ایجاد تفاوتهای زیادی با نسل والدین شده است.»
به گفته این روانشناس، اگر این تفاوتها به درستی درک نشود، میتواند فاصلهای میان والدین و نوجوان ایجاد کند. او همچنین تأکید دارد که متفاوت بودن نسل جدید به معنای رها کردن نوجوان نیست و والدین باید همچنان نقش خود را ایفا کنند.
فردوسی تصریح میکند که تفاوتهای نسلی نباید بهانهای برای عقبنشینی والدین از نقش تربیتی خود باشد. به گفته او، شناخت ویژگیهای نوجوان امروز بیش از هر چیز مستلزم یافتن شیوه مناسب ارتباط با اوست؛ ارتباطی که در آن والدین ضمن حفظ حضور و نظارت خود، از شیوههای مؤثر گفتوگو با نوجوان، دوستان او و همچنین سرگرمیهای متناسب با این دوره سنی آگاه باشند. او میگوید: «والدین باید راههای گفتوگوی مؤثر با نوجوانشان را بشناسند، دوستان بچههایشان را بشناسند و سرگرمیهای مناسب برای نوجوان خود فراهم کنند.»
به باور این روانشناس، کیفیت ارتباط والدین با نوجوان نیز در این میان اهمیت دارد. گفتوگو با نوجوان نباید با تحقیر، تمسخر یا مقایسه او با دیگران همراه باشد؛ بلکه والدین باید ضمن حفظ رابطهای نزدیک با فرزندشان، نسبت به وضعیت و شرایط او نیز مراقبت و توجه داشته باشند. «والدین باید در کنار بچههای خود باشند و مواظب و مراقبشان باشند تا خدای نکرده آسیبی به آنها وارد نشود.»
فردوسی یکی از عوامل مؤثر در حفظ ارتباط نوجوان با خانواده را ایجاد فضایی آرام، بانشاط و جذاب در خانه میداند. به گفته او، والدین باید با فراهم کردن سرگرمیهای متنوع و متناسب با نوجوان، زمینهای ایجاد کنند که فرزندشان تا حد امکان پیوند خود را با خانواده حفظ کند و صرفاً برای یافتن جذابیت و همراهی، به بیرون از خانه پناه نبرد.
او همچنین نسبت به تأثیرپذیری نوجوان از گروه دوستان هشدار میدهد و میگوید: «اگر نوجوان به سمت دوستان خود برود، ممکن است همه این دوستان «موجه» نباشند و در میان آنها افرادی وجود داشته باشند که بتوانند بر فرزند تأثیر بگذارند.» فضای آرام و سرگرمکننده در خانه، مانع پناه بردن نوجوان به بیرون میشود.
این روانشناس کودک و نوجوان تأکید میکند که جذابیت خانواده فقط به سرگرمیهایی که برای نوجوان فراهم میشود محدود نیست و فضای حاکم بر خانه نیز نقش مهمی دارد. او میافزاید که حتی اگر نوجوان در برخی رفتارها و انتخابهای خود با نظر والدین همراه نباشد، در صورت حاکم بودن آرامش و نشاط بر فضای خانواده، همچنان میتواند ارتباط خود را با خانواده حفظ کند و از آن فاصله نگیرد.
فردوسی در ادامه به این نکته اشاره میکند که اگر نوجوان و والدین درباره یک موضوع مشخص به توافق نرسند، باید به دنبال یک راهحل میانه باشند. به گفته او، نه میتوان والدین را به رها کردن کامل نوجوان و پذیرش همه خواستههای او توصیه کرد و نه میتوان از نوجوان انتظار داشت خواستهها و آرزوهای دوران نوجوانی خود را کنار بگذارد و بهطور کامل تابع نظر والدین باشد.
او بر ضرورت یافتن «یک راه بینابینی» تأکید میکند؛ مسیری که از گفتوگو میان والدین و نوجوان، تعیین قوانین و مقررات و تبیین فرهنگ خانواده و جامعه برای نوجوان میگذرد. فردوسی میگوید: «باید بنشینند و با هم صحبت کنند، قوانین و مقرراتی وضع کنند و فرهنگ خانواده و فرهنگ جامعه را برای بچهها باز کنند. به هر حال والدین نه آنقدر سختگیر باشند و نه آنقدر سهلگیر.»
این روانشناس کودک و نوجوان، میانهروی را لازمه چنین رویکردی میداند و تأکید میکند: «والدین باید درباره مسائل مختلف با فرزندان خود گفتوگو کنند و در مواردی که احتمال آسیب وجود دارد، پیامدهای آن را برای نوجوان توضیح دهند.» از نگاه فردوسی، نحوه این گفتوگو نیز به اندازه محتوای آن اهمیت دارد: «والدین باید با بچههایشان خیلی دوستانه و محترمانه صحبت کنند تا آنها هم یاد بگیرند با والدینشان بهطور محترمانه صحبت کنند.»
فردوسی در پایان تأکید میکند که در مواجهه با تفاوتهای میان والدین و نوجوانان، نمیتوان یکی از این دو دیدگاه را بهطور کامل بر دیگری ترجیح داد، بلکه باید بر تعامل و احترام متقابل میان آنها تکیه کرد.