تاب‌آوری: نگاهی نو به مفهوم و اهمیت آن

به گزارش پایگاه خبری دیدگاه مدیریت به نقل از خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: یکی از نکات مهم توجه به واژه «تاب‌آوری» است که پیش‌تر به تفصیل به آن پرداخته شده است. این نکته حائز اهمیت است که تاب‌آوری ملی نباید به معنای «تحمل رنج» یا «صبر منفعلانه» تفسیر شود. تاب‌آوری واقعی، وضعیتی پویا است که در آن کشور از دل بحران‌ها با ساختارهای مستحکم‌تر و دانش بیشتر خارج می‌شود. اگر دشمن از طریق جنگ ترکیبی به دنبال «تخریب و فروپاشی» است، تاب‌آوری ملی باید به سمت «بازسازی و جهش» حرکت کند. این امر تنها با پیوند میان «محاسبات صحیح مسئولین» و «اراده تزلزل‌ناپذیر مردم» امکان‌پذیر است تا از وضعیت «بقا» به وضعیت «پیشرفت» عبور کنیم و نشان دهیم که قدرت ملی، نه در نبود بحران، بلکه در توانایی عبور از آن‌ها نهفته است.

در این میان، مردم نشان داده‌اند که در بزنگاه‌ها و شرایط سخت با اراده‌ای پولادین در مسیر مقابله با مشکلات حرکت کرده‌اند، اما مسئله محاسبات صحیح مسئولین باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد و این دو لازم و ملزوم یکدیگر هستند. با توجه به تلاطمات اقتصادی اخیر، باید تصریح کرد که محاسبات و مدیریت مسئولین کشور باید با در نظر گرفتن وضعیت جنگ و پسا جنگ به گونه‌ای باشد که نه تنها شوک‌های ناگهانی را مدیریت کند، بلکه از حالت «واکنش‌گرا» به حالت «کنترل‌کننده» تغییر ماهیت دهد. مدیریت نباید تنها بر مهار خسارت‌ها متمرکز باشد، بلکه باید با استفاده از ابزارهای پیش‌بینانه، فضای پیش‌بینی‌ناپذیری را به یک فضای مدیریت‌شده تبدیل کند تا اراده پولادین مردم، نه در مسیر «دوام آوردن در سختی‌ها»، بلکه در مسیر «تولید ثبات و پیشرفت» هزینه شود.

به عبارت دیگر، محاسبات مسئولین باید از سطح «بقا در برابر بحران» به سطح «بهره‌گیری از بحران برای بازسازی ساختارهای اقتصادی» ارتقا یابد؛ چرا که در جنگ‌های ترکیبی، تنها «صبر» کافی نیست، بلکه «دقت در محاسبات استراتژیک و سرعت در تصمیم‌گیری‌های اصلاحی» است که می‌تواند از رخدادهای خسارت‌بار جلوگیری کرده و مسیر جهش را هموار سازد. در جنگ ترکیبی، اقتصاد یکی از اصلی‌ترین جبهه‌هاست. پیش‌تر نیز گفته شده بود که اگر اقتصاد اصلاح نشود، در حوزه‌های دیگر نمی‌توانیم به آن شکل که باید پیش برویم. جنگ اقتصادی دشمن نیز موضوعی است که بیش از دو دهه است بر اساس آن نقشه و طرح‌ریزی کرده است.

بدیهی است که اشتباه محاسباتی در زمانی رخ می‌دهد که مقابله با جنگ اقتصادی برای مسئولین ما دچار بی‌اهمیتی شده و در اولویت‌های پایین قرار گیرد. خنثی‌سازی تحریم‌ها، دیپلماسی اقتصادی فعال، اصلاح ساختار بودجه، تقویت تولید دانش‌بنیان، فرماندهی واحد اقتصادی، پیاده کردن اصول اقتصاد مقاومتی، شفافیت و مبارزه با فساد، مشارکت مردمی، مقابله با کاهش ارزش پول ملی، مقوله انرژی، عدم وابستگی به فروش نفت، حمایت از تولید داخلی و بسیاری موارد دیگر همگی موضوعاتی بودند که در بیش از یک دهه گذشته توسط رهبر شهید انقلاب و کارشناسان متعهد مورد توجه و تاکید قرار گرفتند، اما آنچه مانع تحقق این موارد شد، اشتباه محاسباتی و عدم تمرکز بر حل مسائل فوق‌الذکر بود.

پیمایش به بالا