مهدی صدیقیان
عصر سهشنبه، بیستوهفتم مرداد، تالار سازمان سینمایی شاهد مراسمی بود که برای تجلیل از یک عمر هنرمندی مجید مظفری برپا شد. در این نشست، رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی، حرف قشنگی زد؛ او معتقد بود تقدیر از مجید مظفری، در واقع تعظیم در برابر کلیت سینمای ایران است. فریدزاده میگفت دریافت این نشان توسط هنرمندی در سطح مظفری، بیش از آنکه برای او اعتبار باشد، به خود آن نشان اعتبار میبخشد. او با ورق زدن کارنامهی هنری مظفری، از آثار ماندگاری مثل «یوزپلنگ» مرحوم ساموئل خاچیکیان تا آن تجربههای درخشان با بهرام بیضایی یعنی «مسافران» و «سگکشی» یاد کرد؛ آثاری که انگار بخشی از هویتِ فرهنگی ما را در خود ساختهاند. او حتی به فیلمهایی مثل «جنگ نفتکشها» و «کشتی آنجلیکا» هم اشاره کرد که با وجود گذشت سالها، هنوز هم حسوحالشان در جان سینمای ما جاری است و او امیدوار است همچنان شاهد درخشش این بازیگر بر پردهی نقرهای باشیم.
در ادامه، سید محمدمهدی طباطبایینژاد، معاون ارزشیابی و نظارت، از زاویهی دیگری به این نیمقرن پربار نگاه کرد. او از استاد مظفری سپاسگزار بود که این فرصت را به آنها داده تا با اهدای این گواهینامه، به کارِ خودشان اعتبار ببخشند. او با مرور خاطراتی که در ذهن همهی ما از نقشآفرینیهای مظفری ثبت شده، تأکید کرد که اهدای نشان به هنرمندان، در میان تمام وظایف اداری معاونت، برایش عزیزترین و باارزشترین کار است؛ کاری که به آن افتخار میکند و آن را مهمترین فعالیت مجموعهاش میداند.
ابوالفضل صادقینژاد، دبیر شورای ارزشیابی هنرمندان، که خودش را از هواداران پروپاقرص آثار مظفری میداند، نکتهی جالبی را مطرح کرد. او میگفت مجید مظفری به کارهای کارگردانها «شأن» بخشید و باعث شد آثار آنها جهانی شود. از نظر صادقینژاد، ویژگی اصلی مظفری این است که «نقش بازی نمیکند»؛ او همیشه خودش است و با «جان» و دل به نقشها روح میبخشد. او خاطرهای هم از توصیه وزیر فرهنگ گفت که وقتی مسئولیت این شورا را گرفت، به او گفتند قرار نیست هنرمندان را به بروکراسی اداری و فرمهای تکراری بکشانیم؛ شما باید بروید و هنرمندانی که در خانه هستند را پیدا کنید و از آنها سراغ بگیرید.
صداقتی که در سکوت تپید؛ روایت قهرمان پشت صحنه
در میانهی این مراسم، نیکی مظفری، بازیگر و دختر مجید مظفری، با جملهای که به عمق جان مینشست، حرف تازهای زد: «تشویق و دیده شدن، سنوسال ندارد.» او میگفت این توجهها، از یک کودک تا هنرمندی که مویی در این راه سفید کرده، معجزهی امید است و از مسئولان سازمان سینمایی تشکر کرد که بالاخره «صداقت کاری» پدرش را در سالهایِ سختِ کار، دیدهاند. کامران ملکی هم که اجرای برنامه را برعهده داشت، با نگاهی سینمایی به این تجلیل نگاه کرد؛ او یادآوری کرد که سیمرغهایی که مجید مظفری برای آنها نامزد شد یا به خانه برد، سیمرغهای معمولی نبودند؛ آنها متعلق به فیلمهای شناسنامهدار و بزرگی بودند که حضور مظفری، مثل یک ستون استوار، به آنها اعتبار و ارزش بخشیده بود.
سفر از کارخانهی «خاور» تا قلهی تنهایی
اما وقتی نوبت به خود مجید مظفری رسید، انگار ورقهای یک کتاب پنهان ورق خورد. او از روزهای دوری گفت که کارگر کارخانهی «خاور» بود و تقدیر، او را بیهوا به آموزشگاه بازیگری پرتاب کرد. خاطرات او از آشنایی با منوچهر انور و ساخت «شهر قصه» تا روزهایی که میان صحنه و بالین همسر بیمارش تکهتکه شده بود، فضای مراسم را به سکوت واداشت. او با همان صراحت همیشگیاش از عذاب وجدانی گفت که سالهاست همراهش است؛ اینکه شاید اگر سفرهای کاریاش نبود، امروز جای خالی همسرش اینقدر عمیق حس نمیشد.
شنیدن اینکه هشت سال تمام، بعد از فوت همسرش، از سینما فاصله گرفت و با آسم عصبی و کپسول اکسیژن، دور از چشم همه زندگی کرد، شاید تکاندهندهترین بخش این شب بود؛ روزهایی که جز آقایان ایوبی و مهدی فرجی، کسی سراغش را نگرفت. او با غرور گفت: «ناله نکردم، مصاحبه نکردم.» حتی از اینکه امروز هم مستأجر است، با عزتنفسی حرف زد که نمیخواست اجازه دهد سختیهای معیشت، تصویری که از او در ذهن مردم است را بشکند. او با افتخار از همکاری با بزرگان سینما مثل بیضایی، بزرگنیا و عیاری یاد کرد و در عین حال، صدای بغضآلود هنرمندان خانهنشینی شد که یک سکهی کوچک انجمن پیشکسوتان، تمام دلخوشیشان شده است.
تقدیم نشان به قهرمان حقیقی
لحظهی پایان این آیین، باشکوهترین لحظهی آن بود. مجید مظفری نشان هنریاش را به دخترش، نیکی، تقدیم کرد. جملهی او، حرف آخر این داستان بود: «پدر و مادرها همیشه قهرمان بچهها هستند، اما زمانی میرسد که بچهها قهرمان زندگی پدر و مادرشان میشوند.» نیکی، بعد از فوت مادرش، برای او همان قهرمانی بود که در روزهای سخت بیماری و تنهایی، ایستادن را به او یادآوری کرد.
در پایان، نشان درجه یک هنری مجید مظفری، به پاس بیش از نیمقرن تأثیرگذاری او در تئاتر و سینما، توسط رائد فریدزاده، محمدرضا شریفینیا، جمشید جهانزاده، سید محمدمهدی طباطبایینژاد، سید روحالله حسینی، شهرزاد راستانی و ابراهیم صادقینژاد به او اهدا شد. این مراسم با حضور جمعی از چهرههای سینما؛ از ابراهیم داروغهزاده، فرزانه نشاطخواه، فاطمه محمدی سیجانی، محمد طیب، سید حجت طباطبایی، مسعود نجفی، علیرضا اسماعیلی، علی قائممقامی، بهمن حبشی، مجتبی بهزادیان و منصوره وافری برگزار شد.
مراسمی که پیش از آغاز، با نمایش نسخهی مرمتشده و اصلاح رنگ فیلم «مسافران» بهرام بیضایی در فیلمخانهی ملی ایران همراه بود، با این تصویر ماندگار به پایان رسید: هنرمندی که طعم تلخ تنهایی را چشیده بود، اما حالا، در کنار قهرمان زندگیاش، ایستاده بود تا ثابت کند، قهرمانهای واقعی، نه روی پرده، که در زندگی پشت صحنه، قد میکشند.





