«راز شرق؛ گاردهای سرخ و نقش آنها در انقلاب فرهنگی چین»

به گزارش پایگاه خبری دیدگاه مدیریت به نقل از خبرگزاری مهر – مجله مهر: در قسمت قبلی سلسله گزارشات «راز شرق»، به دوره‌ای رسیدیم که مائو پس از شکست طرح «جهش بزرگ به جلو» و قحطی گسترده‌ای که جان میلیون‌ها نفر را گرفت، با چالش جدیدی مواجه شد. این چالش به این صورت بود که بخشی از قدرت اجرایی کشور به دست سیاستمدارانی افتاد که در تلاش بودند اقتصاد چین را از بحران‌های مکرر نجات دهند. اما مائو که نگران فاصله گرفتن چین از آرمان‌های انقلاب کمونیستی بود، تصمیم گرفت این بار نه تنها اقتصاد، بلکه افکار و باورهای مردم را نیز تغییر دهد. او ابتدا با طرح «بگذار یکصد گل بشکفد» از روشنفکران خواست تا آزادانه انتقاد کنند، اما به سرعت همان منتقدان را سرکوب کرد. این اقدام به مردم نشان داد که انتقاد از حزب کمونیست می‌تواند هزینه‌های سنگینی به همراه داشته باشد.

با این حال، مائو هنوز به دنبال انقلابی گسترده‌تر بود؛ انقلابی که این بار قرار بود جوانان را به میدان بیاورد و تمام جامعه چین را تحت تأثیر قرار دهد. به سال ۱۹۶۶ برمی‌گردیم؛ در این زمان، سیاستمدارانی چون لیو شائوچی و دنگ شیائوپینگ در اداره کشور نقش پررنگ‌تری پیدا کرده بودند و تلاش می‌کردند با اصلاح سیاست‌های اقتصادی، چین را از پیامدهای فاجعه‌بار طرح‌های پنج ساله قبلی خارج کنند. اما مائو این تغییرات را تنها اصلاح اقتصادی نمی‌دید و نگران بود که با قدرت گرفتن این افراد به بهانه اصلاح اقتصاد، انقلاب کمونیستی به تدریج از مسیر تعیین شده توسط او فاصله بگیرد. بنابراین، مائو برای بازگشت به قدرت به نیرویی نیاز داشت که بتواند در برابر مخالفان سیاسی‌اش بایستد. او این نیرو را در میان جوانانی یافت که سال‌ها تحت تأثیر تبلیغات حکومتی و آموزه‌های کمونیستی قرار گرفته بودند و مائو را رهبر بی‌چون‌وچرای انقلاب می‌دانستند.

با این حال، کهولت سن مائو، مانعی بزرگ برای حضور او در عرصه قدرت و رقابت با دیگر سیاستمداران به شمار می‌رفت. به همین دلیل، در همان سال، مائوی ۷۲ ساله با حضوری پرسروصدا، تصمیم گرفت در رود یانگ تسه شنا کند تا جوانی خود را اثبات کند. تصاویر شنا کردن او که حرکتی نمادین برای رد شایعات ضعف و ناتوانی‌اش بود به سرعت توسط رسانه‌ها منتشر شد. پیام این تصویر برای اذهان عمومی کاملاً روشن بود: مائو هنوز در میدان است و برای بازگشت به مرکز قدرت تصمیمش را گرفته است. اما این بازگشت قرار بود چه نتایجی به همراه داشته باشد؟ پاسخ در انقلابی نهفته است که به نام «انقلاب فرهنگی» شناخته می‌شود و از سال ۱۹۶۶ آغاز شد و زندگی میلیون‌ها چینی را تغییر داد.

گاردهای سرخ؛ جوانانی که مائو نیروی لازم برای بازگشت به قدرت را در آن‌ها می‌دید. به همین دلیل، او از جوانان خواست تا برای دفاع از انقلاب چین وارد میدان شوند و با آنچه بقایای تفکر بورژوایی و فرهنگ کهنه می‌نامید، مبارزه کنند. او معتقد بود برای حفظ انقلاب، باید با افرادی که به تصور او مسیر کمونیسم را منحرف می‌کردند، مقابله کرد. به این ترتیب، گروه‌هایی از دانش‌آموزان و دانشجویان با عنوان «گاردهای سرخ» شکل گرفتند و خود را نگهبانان واقعی انقلاب دانستند و با شور و تعصب از مائو حمایت می‌کردند. اما این حمایت به تدریج از یک وفاداری سیاسی فراتر رفت و به نوعی به پرستش لیدر تبدیل شد. پرستشی که کتاب هم داشت! کتاب مقدسی به نام (کتاب سرخ) که سخنان مائو در آن نوشته شده بود و همیشه همراه این جوانان بود. جدا از این کتاب، اعضای گارد سرخ جملات مائو را از بر بودند و در فعالیت‌های روزانه خود به کار می‌بردند، چرا که نظرات مائو برای آن‌ها به معیاری برای تشخیص درست و غلط تبدیل شده بود و جایی برای تردید و مخالفت باقی نمی‌گذاشت.

این فضای سیاسی به تدریج چنان گسترش یافت که مخالفت با مائو در هر لحظه می‌توانست فرد را به دشمن انقلاب تبدیل کند. گاردهای سرخ نیز با اتکا به حمایت رهبرشان، خیابان‌ها را قُرق کردند تا بتوانند کسانی را که مخالف یا حتی مشکوک به مخالفت با مائو بودند، شناسایی و مجازات کنند. اما سوال این است که اعضای گارد سرخ دقیقاً با چه چیزی مبارزه می‌کردند؟ جواب، چهار عاملی است که شامل ۱- اندیشه‌های کهنه، ۲- فرهنگ کهنه، ۳- آداب و رسوم کهنه و ۴- عادت‌های کهنه می‌شد. عواملی که هرکدام در نگاه مائو با اندیشه‌های کمونیستی سازگار نبود و نشانه‌ای از هرکدام از این عوامل در افراد می‌توانست آن‌ها را در نظر اعضای گارد سرخ مجرم تلقی کند.

همین نگاه مائو باعث شد که گاردهای سرخ به بناهای تاریخی، معابد، کتاب‌ها و آثار هنری حمله کنند و باعث تخریب بخش‌هایی از میراث فرهنگی چین شوند. در کنار این تخریب‌ها، گروه‌های قومی و مذهبی نیز تحت فشار قرار گرفتند و در برخی مناطق، سنت‌ها و مناسک مذهبی محدود یا سرکوب شدند. حتی زندگی روزمره مردم نیز از این تغییرات در امان نماند. نوع پوشش، مدل مو و برخی نشانه‌های ظاهری که به تصور گاردهای سرخ یادآور فرهنگ غربی یا زندگی بورژوایی بودند، می‌توانستند بهانه‌ای برای تحقیر و برخورد با افراد شوند. به عنوان مثال، پوشیدن لباس‌های خاص یا داشتن موهای بلند به نشانه‌ای از انحراف سیاسی تبدیل می‌شد. در چنین فضایی، مردم نه تنها باید مراقب حرف‌هایشان می‌بودند، بلکه ظاهر و رفتارشان نیز می‌توانست آن‌ها را در معرض اتهام قرار دهد.

آگوست سرخ، قسمت پیش‌بینی نشده انقلاب فرهنگی در تابستان ۱۹۶۶، خشونت‌های گارد سرخ برای از بین بردن دشمنان انقلاب مائو به شکل گسترده‌تری در جامعه چین گسترش پیدا کرد. یکی از شناخته‌شده‌ترین دوره‌های این خشونت‌ها، رویدادی است که به «آگوست سرخ» معروف شد. گاردهای سرخ به خانه‌ها، مدارس و محل کار مردم هجوم می‌بردند و افرادی را که به داشتن افکار مخالف متهم می‌شدند، تحقیر و شکنجه و حتی اعدام می‌کردند. قربانیان این تحقیر و شکنجه‌ها، تنها سیاستمداران نبودند؛ بلکه معلمان، استادان دانشگاه، نویسندگان، هنرمندان و خانواده‌هایی که به داشتن پیشینه اجتماعی نامطلوب متهم می‌شدند، هدف قرار می‌گرفتند.

بر اساس آمار رسمی منتشر شده در سال ۱۹۸۰، گاردهای سرخ در پکن در مجموع ۱٬۷۷۲ نفر را فقط در طول ماه اوت کشتند، در حالی که ۳۳٬۶۹۵ خانه غارت و ۸۵٬۱۹۶ خانواده به اجبار آواره شده بودند. اما در این میان، حمایت مائو از گاردهای سرخ به آن‌ها جسارت بیشتری می‌داد تا حدی که فعالیت‌های آموزشی در مدارس و دانشگاه‌ها مختل شد و بسیاری از جوانان به جای درس خواندن، درگیر فعالیت‌های سیاسی و درگیری‌های خیابانی شدند. در همین زمان، پاکسازی مخالفان سیاسی نیز شدت گرفت. لیو شائوچی، رئیس‌جمهور وقت چین، از قدرت کنار گذاشته شد و تحت آزار قرار گرفت و در سال ۱۹۶۹ در زندان درگذشت. دنگ شیائوپینگ نیز از مقام‌های خود برکنار شد و مدتی را در شرایط سخت و به دور از مرکز قدرت گذراند و حتی پسر دنگ نیز در جریان این دوره آسیب شدیدی دید و دچار معلولیت شد.

گاردهای سرخ غیرقابل مهار در نهایت مائو با استفاده از گاردهای سرخ توانست بسیاری از مخالفان سیاسی خود را کنار بزند، اما روی دیگر سکه، برای خود مائو هم مشکل‌ساز بود؛ چرا که این گروه‌ها به تدریج وارد اختلافات داخلی شدند. گروه‌هایی که تا دیروز در کنار یکدیگر علیه دشمنان انقلاب چین فعالیت می‌کردند، حالا یکدیگر را به خیانت و ضد

پیمایش به بالا