به گزارش پایگاه خبری دیدگاه مدیریت به نقل از خبرگزاری مهر، پس از شهادت دو بانوی خدمتگزار از کادر فراجا و سپاه در سیستانوبلوچستان، واکنش گستردهای از سوی جامعه استان به وقوع پیوست. از خطبههای نماز جمعه در برخی شهرها و مواضع سران طوایف گرفته تا حضور مردم در تجمعات شبانه زاهدان، زابل و ایرانشهر، صداهای مختلفی در محکومیت این ترورها به گوش رسید؛ واکنشی که نشاندهنده آن است که جامعه استان، هدف قرار دادن زنان را نه تنها یک اقدام خشونتآمیز، بلکه تعرض به ارزشهای فرهنگی و اجتماعی خود میداند.
در فرهنگ بلوچ، حرمت زن دارای جایگاهی بنیادین است و «میار»، بهعنوان آیینی دیرینه برای پناهدادن و حمایت از افراد، قرنها یکی از ارکان اخلاق اجتماعی این سرزمین بوده است. تروری که زن را هدف قرار میدهد، پیش از آنکه بخواهد پیام سیاسی خود را به جامعه تحمیل کند، به ارزشهایی اهانت میکند که نسلها در میان مردم این دیار پاس داشته شدهاند. طبیعی است مردمی که حرمت زن و سنت حمایت از پناهجویان را بخشی از هویت فرهنگی خود میدانند، چنین تعرضی را برنمیتابند.
از این رو، فاصله میان جامعه و نخبگان استان با گروهکهای تروریستی بیش از پیش نمایان میشود. به نظر میرسد گروهکهای تروریستی در تلاشند تا خشونت را عادیسازی کرده و به تدریج از خطوط قرمز فرهنگی و اجتماعی جامعه استان عبور کنند. این جریانها با طرح ادعاهایی درباره تبعیض قومی و مذهبی، میکوشند اقدامات خود را توجیه کنند؛ حال آنکه ترور زنان و هدف قرار دادن افراد خدمتگزار، نهتنها کمکی به تحقق مطالبات مردم نمیکند، بلکه امنیت، اعتماد اجتماعی و همبستگی میان اقوام و مذاهب را نیز تهدید میکند.
البته نمیتوان نارساییها و ضعفهای احتمالی در سیاستگذاری و روند توسعه استان را نادیده گرفت؛ اما نقد عملکردها و پیگیری مطالبات مردم، مسیری متفاوت از خشونت و ترور دارد. در سالهای اخیر، توسعه سیستانوبلوچستان، سرمایهگذاری در بخشهای مختلف و استفاده از ظرفیت نخبگان بومی، از جمله انتصاب استاندار اهلسنت، در کانون توجه قرار گرفته است. این اقدامات، فارغ از ارزیابی میزان موفقیت و تحقق اهداف آنها، نشان میدهد که مطالبات توسعهای و اجتماعی باید در چارچوب راهکارهای مدنی و سازوکارهای قانونی دنبال شود، نه با توسل به خشونت.
در چنین شرایطی، تداوم اقدامات تروریستی و عبور از حرمتهای فرهنگی میتواند تلاشی برای فرسایش حساسیت عمومی نسبت به جنایت باشد؛ مسیری خطرناک که اگر در برابر آن ایستادگی نشود، ممکن است دامنه خشونت را به دیگر بخشهای جامعه گسترش دهد. نگرانی اصلی آن است که با تکرار جنایت، قبح خونریزی از میان برود و هدف قرار دادن افراد، فارغ از جایگاه اجتماعی، قومی و مذهبی آنان، به امری عادی تبدیل شود.
سخن پایانی اینکه توسعه و پیشرفت سیستانوبلوچستان بدون امنیت پایدار و صیانت از حرمتهای انسانی امکانپذیر نیست. باید راه ترور را بست و اجازه نداد گروهکهای تروریستی با پوشاندن چهره جنایتکارانه خود در پس ادعاهای اعتراضی، برای خشونت مشروعیتسازی کنند. محکومیت این اقدامات از سوی مردم، علما و سران طوایف و تقویت همبستگی اجتماعی، نقشی اساسی در جلوگیری از عادیسازی جنایت دارد. این خطری است که امروز استان با آن روبهروست و غفلت از آن میتواند فردای جامعه را نیز تحت تأثیر قرار دهد.