نگاهی پاک‌تر از وسعتِ آسمان

در پرتره‌ای عمیق و از فاصله‌ای نزدیک، چهره‌ی پسربچه‌ای با تی‌شرتِ آبیِ روشن تمامیِ کادر را به تسخیرِ خود درآورده است. اما آنچه در همان ثانیه‌ی اول نگاه را متوقف می‌کند، چشمانِ بی‌نظیر، درخشان و زیتونی-عسلیِ اوست که با چشمانی زلال‌تر از آسمانِ بی‌ابر، مستقیماً به عدسیِ دوربین خیره شده‌اند؛ نگاهی لبریز از پاکی، زلالی و حقیقتِ محض.

‌خلوصِ مطلق در نگاهی بی‌واسطه

در این دو مردمکِ شفاف، هیچ غباری از تظاهر، تردید یا اندوهِ پیچیده‌ی دنیای بزرگ‌سالان به چشم نمی‌خورد. خالِ کوچکی که زیرِ چشمِ چپش جا خوش کرده، همراه با لب‌های بسته و آرامشِ چهره‌اش، پورتره‌ای خلق کرده که بی‌هیچ کلامی با جانِ بیننده سخن می‌گوید. این نگاه نه طلبکارِ چیزی است و نه آمیخته به ادعا؛ تنها بازتابی است از نجابت و معصومیتِ خالصی که در اعماقِ وجودش جریان دارد.

بومی از رنگِ امید و زندگی

در پس‌زمینه، موکتِ سبز‌رنگی با نقش‌های بومی و برگه‌های نقاشیِ بچه‌ها دیده می‌شود. ترکیبِ رنگیِ این قاب—آبیِ روشنِ پیراهن، سبزیِ موکت و درخششِ عسلیِ چشم‌ها—طبیعت و رویا را در یک نقطه پیوند زده است. او درست در میانه‌ی کارگاهی نشسته که قرار است آرزوها روی کاغذ بیایند، اما در این لحظه، چهره و حضورِ پر از وقارِ خودِ اوست که به ماندگارترین تابلوی این سفر بدل می‌شود.

انعکاسِ آفتاب و روشنیِ راه‌

در اعماقِ مردمک‌های روشنِ او، بازتابِ آفتاب و پهنه‌ی بی‌کرانِ نور هویداست. این نگاه‌های بی‌غش، رازِ اصلی و انگیزه بخشِ تمامِ سفرهای “مهدی صدیقیان” و تیم «آرزوهای رنگی» ست .

“مهدی صدیقیان”‌روایتگر آرزوهای رنگی می گوید:

این معجزه آرزوهای رنگی امتداد همان نگاه‌هایی ست که سختیِ راه را از تن می‌شویند و یادآوری می‌کنند که بزرگ‌ترین معجزه‌ی زمین، پاسداشتِ همین پاکی و نشاندنِ حسِ ارزش‌مندی بر دل‌های کوچک است.

پیمایش به بالا