گروه سیاست پایگاه خبری دیدگاه مدیریت به نقل از مهر- محسن صمیمی: روز ۱۳ آبان تنها به یادآوری تسخیر سفارت آمریکا در تهران محدود نمیشود؛ این روز در تاریخ سیاسی آمریکا نیز به یکی از بزرگترین شکستهای انتخاباتی این کشور مرتبط است. در چهارم نوامبر ۱۹۸۰، در نخستین سالگرد تسخیر سفارت، جیمی کارتر در انتخابات ریاستجمهوری از رونالد ریگان شکست خورد؛ انتخاباتی که بحران گروگانگیری به یکی از موضوعات اصلی آن تبدیل شده بود. اکنون، ۴۶ سال پس از آن انتخابات و در چهلوهفتمین سالگرد تسخیر سفارت، تحولات مرتبط با ایران دوباره در کنار یک شکست انتخاباتی برای حزب حاکم آمریکا قرار گرفته است. انتخابات میاندورهای سوم نوامبر ۲۰۲۶، در شرایطی برگزار شد که دونالد ترامپ و جمهوریخواهان با فشارهای سیاسی، اقتصادی و پیامدهای سیاست خارجی دولت خود مواجه بودند. نتایج اولیه نشاندهنده پیروزیهای مهم دموکراتها و از دست رفتن برخی کرسیهای جمهوریخواهان است؛ هرچند در زمان نگارش این گزارش، تعیین تکلیف نهایی اکثریت هر دو مجلس هنوز به اعلام نتایج قطعی همه رقابتها وابسته است. آنچه این دو مقطع را به یکدیگر پیوند میدهد، تنها تقارن تقویمی نیست؛ بلکه مسئلهای عمیقتر است: توانایی یک تحول مرتبط با ایران برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی آمریکا، تغییر اولویتهای انتخاباتی، تضعیف دولت مستقر و تبدیل سیاست خارجی به عاملی تعیینکننده در رقابتهای قدرت در واشنگتن.
۱۳ آبان ۱۳۵۸؛ بحرانی که به مسئلهای برای کاخ سفید تبدیل شد. چهارم نوامبر ۱۹۷۹، گروهی از دانشجویان ایرانی با تسخیر سفارت آمریکا در تهران، ۵۲ نفر از کارکنان این سفارت را به مدت ۴۴۴ روز در بازداشت نگه داشتند. این واقعه در شرایطی روی داد که انقلاب اسلامی ایران بهتازگی به پیروزی رسیده و مناسبات تهران و واشنگتن وارد مرحلهای کاملاً متفاوت شده بود. برای دولت جیمی کارتر، تسخیر سفارت تنها یک بحران دیپلماتیک نبود؛ این واقعه بهسرعت به آزمونی برای اعتبار، اقتدار و توانایی رئیسجمهور آمریکا در مدیریت سیاست خارجی تبدیل شد. اهمیت این موضوع را میتوان در روایت هامیلتون جوردن، رئیس دفتر کاخ سفید و از نزدیکترین مشاوران کارتر، در کتاب «بحران» مشاهده کرد. جوردن که خاطرات خود را بر پایه یادداشتهای روزانه و مشاهدات مستقیمش از تحولات کاخ سفید نوشته، از همان ساعات اولیه تسخیر سفارت به پیامدهای سیاسی و انتخاباتی این اتفاق توجه داشته است. بر اساس روایت او، در نخستین ساعات پس از انتشار خبر تسخیر سفارت، هنگامی که موضوع به کاخ سفید گزارش شد، جوردن حتی درباره احتمال تأثیر این اتفاق بر مبارزات انتخاباتی پیش رو تأمل میکرد. او در آن مقطع تصور داشت که شاید دولت ایران مانند ماجرای مشابهی در ماههای قبل برای پایان دادن به بحران مداخله کند؛ اما تحولات بعدی نشان داد مسئله بسیار پیچیدهتر از یک اختلاف دیپلماتیک معمولی است. این نکته از نظر تاریخی اهمیت زیادی دارد: بحران ایران از همان ابتدا در محاسبات انتخاباتی کاخ سفید حضور داشت. دولت کارتر نهتنها باید با یک بحران بینالمللی مواجه میشد، بلکه باید پیامدهای داخلی و انتخاباتی تصمیمهای خود را نیز مدیریت میکرد. در طول ماههای بعد، بحران گروگانگیری به یکی از شاخصهای اصلی ارزیابی عملکرد دولت کارتر تبدیل شد. تصاویر گروگانها، تجمعات اعتراضی، پرچمهای آمریکا و گزارشهای مستمر رسانهها از ناکامی تلاشهای دیپلماتیک، فضای افکار عمومی آمریکا را تحت تأثیر قرار داد. در واقع، ایران به موضوعی تبدیل شده بود که رئیسجمهور آمریکا نمیتوانست از آن فاصله بگیرد؛ موضوعی که نهتنها سیاست خارجی، بلکه اعتبار سیاسی دولت او را نیز به چالش کشیده بود.
تهران در برابر واشنگتن؛ انتخابات آمریکا در انتظار تصمیم مجلس. یکی از مهمترین بخشهای کتاب «بحران»، روایت هامیلتون جوردن از روزهای پایانی رقابت انتخاباتی سال ۱۹۸۰ است؛ زمانی که سرنوشت گروگانهای آمریکایی همچنان در تهران تعیین میشد و انتخابات ریاستجمهوری آمریکا تنها چند روز فاصله داشت. بر اساس روایت جوردن، در روزهای اول و دوم نوامبر ۱۹۸۰، گزارشهایی از منابع سوئیسی و دیگر منابع در تهران به دولت آمریکا میرسید که نشان میداد مجلس ایران قرار است درباره سرنوشت گروگانها تصمیمگیری کند. جوردن در این مقطع از کریستوفر، معاون وزیر خارجه آمریکا، میپرسد آیا احتمال دارد گروگانها پیش از انتخابات آزاد شوند. پاسخ او امیدوارکننده، اما فاقد قطعیت بود. جوردن در یادداشتهای خود تحلیلی صریح از شرایط آن روزها ارائه میکند: اگر گروگانها تا دوشنبه آزاد میشدند، کارتر با وجود همه تبلیغات انتخاباتی ریگان پیروز میشد؛ اما اگر همچنان در بازداشت باقی میماندند، احتمال پیروزی ریگان بسیار بالا بود. این ارزیابی، صرفاً برداشت یک ناظر بیرونی نبود؛ او یکی از نزدیکترین افراد به رئیسجمهور آمریکا و از مسئولان اصلی مدیریت فضای سیاسی کاخ سفید بود. در ادامه، جوردن از تماس ساعت ۳:۴۵ بامداد کریستوفر و اطلاعرسانی درباره مصوبه مجلس ایران سخن میگوید؛ «مصوبهای که چهار شرط اصلی اعلامشده از سوی امام خمینی(ره) برای حل مسئله گروگانها را مبنای تصمیمگیری قرار داده بود». این خبر بهاندازهای مهم بود که کارتر تصمیم گرفت برنامه خود را تغییر دهد و از شیکاگو به واشنگتن بازگردد تا درباره پاسخ آمریکا به شروط ایران تصمیمگیری کند. جوردن در توصیف آن لحظات، به جملهای از کارتر اشاره میکند که نشان میدهد رئیسجمهور آمریکا تا چه اندازه از وابستگی سرنوشت انتخاباتی خود به تحولات تهران آگاه شده بود: اینکه «نتیجه انتخابات آمریکا نه در شیکاگو یا نیویورک، بلکه در تهران تعیین میشود.» این روایت یکی از صریحترین اسناد تاریخی درباره میزان تأثیرگذاری بحران ایران بر فضای سیاسی آمریکا است. کشوری که انقلاب آن تنها یک سال از پیروزیاش گذشته بود، اکنون به موضوعی تبدیل شده بود که تصمیمهای سیاسی و دیپلماتیک آن میتوانست بر سرنوشت رقابت ریاستجمهوری در قدرتمندترین کشور جهان اثر بگذارد. نکته مهمتر اینکه این تأثیرگذاری تنها به روزهای پایانی انتخابات محدود نبود. کارتر در طول ماههای بحران، بخش قابلتوجهی از ظرفیت سیاسی و اجرایی خود را صرف مدیریت پرونده گروگانها کرده بود؛ موضوعی که به گفته جوردن، باعث شد او عملاً نتواند بهموقع و با تمرکز کافی وارد مبارزات انتخاباتی شود.
۱۲ آبان ۱۳۵۹؛ سالگرد تسخیر سفارت، آخرین ضربه به کارتر. شاید مهمترین بخش روایت جوردن، نه مذاکرات دیپلماتیک و نه حتی تصمیم مجلس ایران، بلکه اتفاقی باشد که در شب پیش از انتخابات ریاستجمهوری آمریکا رخ داد. سوم نوامبر ۱۹۸۰، تنها یک روز پیش از رأیگیری، شبکههای تلویزیونی آمریکا برنامههای مفصلی به مناسبت نخستین سالگرد تسخیر سفارت این کشور در تهران پخش کردند. در این برنامهها، تصاویر گروگانگیری، تظاهرات ضدآمریکایی، آتش زدن پرچم آمریکا و ناکامی مذاکرات برای آزادی گروگانها بار دیگر در برابر چشم میلیونها آمریکایی قرار گرفت. جوردن معتقد است این برنامهها تأثیر مهمی بر رأیدهندگان مردد گذاشت و به آخرین ضربه انتخاباتی به کارتر تبدیل شد. این روایت از یک منظر بسیار قابلتوجه است: در شرایطی که تیم انتخاباتی کارتر امیدوار بود تحولات مربوط به تصمیم مجلس ایران بتواند زمینه آزادی گروگانها و تغییر فضای انتخاباتی را فراهم کند، بازپخش تصاویر یکساله بحران، درست در آستانه رأیگیری، بار دیگر افکار عمومی را متوجه ناکامی دولت آمریکا کرد. به بیان دیگر، حتی اگر تصمیمات دیپلماتیک تهران در روزهای پایانی میتوانست شرایط را تغییر دهد، حافظه تصویری یک سال بحران، به عاملی مستقل در شکلدهی به قضاوت رأیدهندگان تبدیل شده بود. چهارم نوامبر ۱۹۸۰، رونالد ریگان با اختلافی چشمگیر کارتر را شکست داد. جمهوریخواهان علاوه بر پیروزی در انتخابات ریاست