مهدی صدیقیان – – پژوهشگر مطالعات فرهنگی
به گزارش مؤسسه بینالمللی برنامهریزی آموزشی یونسکو، آموزش کودکان در جهان بهتدریج در حال عبور از الگوی سنتی انتقال اطلاعات است. در کنار خواندن، نوشتن، ریاضی و علوم، مهارتهایی مانند شناخت احساسات، کنترل خشم، همدلی، همکاری و تصمیمگیری مسئولانه نیز به یکی از موضوعات مهم برنامهریزی آموزشی تبدیل شدهاند.
مؤسسه بینالمللی برنامهریزی آموزشی یونسکو (IIEP-UNESCO) در گزارشی که ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶ منتشر کرد، از تدوین روششناسی تازهای برای واردکردن نظاممند یادگیری اجتماعی و عاطفی به برنامههای ملی آموزش خبر داد. این روش به کشورها کمک میکند بررسی کنند که آیا مهارتهای اجتماعی و عاطفی در سیاستهای آموزشی آنها بهدرستی تعریف شده و در مقاطع مختلف تحصیلی مورد توجه قرار گرفتهاند یا خیر.
یادگیری اجتماعی و عاطفی به مجموعهای از تواناییها گفته میشود که به افراد کمک میکند احساسات خود را بشناسند و مدیریت کنند، روابط سالمتری بسازند، تصمیمهای مسئولانه بگیرند و در موقعیتهای اجتماعی رفتار مناسبی داشته باشند.
برای مثال، کودکی که در مدرسه یاد میگیرد هنگام عصبانیت بهجای پرخاشگری درباره احساس خود صحبت کند، در واقع مهارتی را تمرین میکند که میتواند در روابط خانوادگی و اجتماعی آینده نیز به کارش بیاید.
همدلی نیز یکی از بخشهای مهم این آموزش است؛ یعنی کودک بتواند شرایط و احساسات دیگران را درک کند، به تفاوت دیدگاهها احترام بگذارد و هنگام اختلافنظر، راهی برای گفتوگو پیدا کند.
یونسکو تأکید میکند که این تواناییها تنها برای بهترشدن روابط اجتماعی نیستند، بلکه میتوانند با نتایج آموزشی و حتی آمادگی برای ورود به بازار کار نیز ارتباط داشته باشند.
سه پرسش مهم درباره آینده آموزش
روش جدید مؤسسه برنامهریزی آموزشی یونسکو بر سه پرسش اصلی تمرکز دارد:
نخست اینکه برنامههای آموزشی هر کشور دقیقاً چه مهارتهایی را در حوزه اجتماعی و عاطفی در نظر گرفتهاند و این مهارتها چگونه تعریف شدهاند؟
دوم اینکه آیا این تواناییها در بخشهای مختلف نظام آموزشی، از اهداف کلان و برنامه درسی گرفته تا آموزش معلمان و ارزیابی دانشآموزان، بهصورت هماهنگ مورد توجه قرار گرفتهاند؟
و سوم اینکه آیا کودکان و نوجوانان در تمام مقاطع تحصیلی، از پیشدبستانی تا آموزش عالی، فرصت یادگیری این مهارتها را دارند؟
اهمیت این پرسشها در آن است که گاهی یک کشور در اسناد آموزشی خود از مهارتهایی مانند مسئولیتپذیری، خلاقیت و همکاری نام میبرد، اما برای آموزش و ارزیابی واقعی آنها برنامه مشخصی ندارد.
تجربه رواندا؛ وقتی همدلی در برنامه درسی کمرنگ میشود
یونسکو برای آزمایش روش جدید خود، برنامه آموزشی رواندا را بررسی کرده است؛ کشوری که در سالهای اخیر تلاش کرده آموزش اجتماعی و عاطفی را در اصلاح برنامه درسی و آموزش معلمان وارد کند.
نتایج این بررسی هشت موضوع مرتبط با یادگیری اجتماعی و عاطفی را در برنامه آموزشی رواندا شناسایی کرد. با این حال، پژوهشگران دریافتند که توجه به تواناییهای شناختی مانند تفکر انتقادی و انعطافپذیری ذهنی بیشتر از مهارتهای عاطفی مانند شناخت احساسات و همدلی است.
همچنین مشخص شد که بخشی از این مهارتها بیشتر با هدف اشتغالپذیری و توسعه اقتصادی تعریف شدهاند و شاخصهای ارزیابی نیز اغلب فعالیتهای آموزشی را اندازهگیری میکنند، نه میزان پیشرفت واقعی دانشآموزان در مهارتهای اجتماعی و عاطفی.
این یافته نشان میدهد که حتی زمانی که یک نظام آموزشی اهمیت مهارتهای نرم را میپذیرد، ممکن است در تبدیل آنها به تجربه واقعی دانشآموزان با چالش روبهرو شود.
خانواده و مدرسه؛ دو محیط مکمل برای تربیت اجتماعی
آموزش همدلی و مدیریت احساسات تنها وظیفه مدرسه نیست. خانواده نخستین محیطی است که کودک در آن شیوه ارتباط با دیگران، بیان خواستهها و مواجهه با اختلافنظر را تجربه میکند.
مدرسه نیز میتواند این مهارتها را از طریق فعالیتهای گروهی، گفتوگو، بازی، پروژههای مشترک و مشارکت دانشآموزان تقویت کند.
برای نمونه، وقتی چند دانشآموز برای انجام یک پروژه گروهی همکاری میکنند، فرصت پیدا میکنند مسئولیت تقسیم کنند، به نظر یکدیگر گوش دهند، اختلافها را حل کنند و نتیجه تلاش مشترک را ببینند.
همچنین گفتوگو درباره احساسات شخصیتهای یک داستان، فعالیتهای نمایشی و هنری و مشارکت در برنامههای اجتماعی میتواند به کودکان کمک کند موقعیتهای انسانی را از زاویه دید دیگران درک کنند.
شاید یکی از مهمترین پرسشها برای نظامهای آموزشی امروز این باشد: آیا مدرسه فقط به کودکان میآموزد چگونه پاسخ درست یک سؤال را پیدا کنند، یا به آنها یاد میدهد چگونه در کنار دیگران زندگی کنند؟

