در چنگال محاصره

یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی: معاون سازمان توسعه تجارت دیروز اعلام کرد که پیش از آغاز محاصره دریایی، ۷۵ درصد از صادرات ایران از طریق خلیج فارس و دریای عمان انجام می‌شد. انتظار می‌رفت که صادرات به میزان ۷۵ درصد کاهش یابد، اما در واقع کاهش شش‌ماهه تنها ۳۵ درصد بوده است. این موضوع نشان‌دهنده اهمیت بالای خبر است و به معنای آن است که ما توانسته‌ایم راه‌هایی برای ادامه تجارت پیدا کنیم. اما سوال مهم‌تری وجود دارد؛ از این مسیرها چه کالاهایی و به کدام سمت ارسال می‌شود؟

تحریم‌ها گاهی به گونه‌ای توصیف می‌شوند که گویی تنها مجموعه‌ای از مقررات سخت‌گیرانه بانکی هستند. در حقیقت، تحریم همانند محاصره است؛ تنها این‌که هنوز کشتی جنگی خود را به‌طور آشکار در برابر ما قرار نداده‌اند. زمانی که امکان خرید دارو، فروش کالا، دریافت پول یا حمل بار از ما سلب می‌شود، در واقع با زندگی مردم در حال جنگ هستند. محاصره دریایی ادامه همان روند است، با ابزارهای واضح‌تری. هدف تنها کاهش ارقام تجارت نیست؛ بلکه می‌خواهند جامعه را فرسوده کنند، مردم را آسیب‌پذیر سازند و حکومت را به نابودی بکشند.

در برابر چنین جنگی، دفاع نظامی ضروری است. همچنین، باز کردن مسیرهای بسته و یافتن راه‌های جدید حمل‌ونقل نیز اهمیت دارد. اما هیچ‌یک از این اقدامات به تنهایی نمی‌تواند بنیان مقاومت را تشکیل دهد. کشوری که نتواند نیازهای خود را تولید کند و کالای قابل صادراتی نداشته باشد، حتی با وجود جاده‌ها و بندرهای باز نیز در تنگنا خواهد ماند. بنیان مقاومت اقتصادی بر تولید استوار است. این نکته نیز حائز اهمیت است که درباره چه نوع تولیدی صحبت می‌کنیم. برخی افراد مفتولی را خم کرده و گوشواره می‌سازند، برخی دیگر در اینستاگرام محتوا تولید می‌کنند و برنامه‌نویسان نیز ساعت‌های کاری خود را به مشتریان خارجی می‌فروشند. این افراد کار می‌کنند و به گمان خود تولید می‌کنند، اما در شرایط محاصره کشور، این فعالیت‌ها نمی‌تواند جایگزین کالاهایی مانند گندم، فولاد، ماشین‌آلات و دارو شود.

باید محصولاتی تولید کنیم که مردم کشورهای دیگر واقعاً به آن‌ها نیاز داشته باشند؛ به اندازه‌ای که حاضر به پرداخت هزینه و پیدا کردن راه برای رسیدن به آن‌ها باشند. در اینجا جغرافیا به کمک اقتصاد می‌آید. ایران همسایگانی دارد که می‌توانیم با آن‌ها از طریق زمین تجارت کنیم. اما مرز مشترک به‌تنهایی مشتری نمی‌سازد. مشتری زمانی پیدا می‌شود که کالای مورد نیازش را با کیفیت و قیمت مناسب تولید کنیم. در این صورت، حفظ مسیر تجارت تنها خواست ما نیست؛ بلکه خواست طرف مقابل نیز خواهد بود.

به روسیه نگاه کنیم؛ این کشور هم تحریم شده و هم درگیر جنگ است. با این حال، در اخبار می‌بینیم که تورم و سقوط ارزش پول آن به اندازه ایران نبوده است. نمی‌توان نقش سیاست‌های پولی، نرخ بهره و کنترل‌های ارزی را نادیده گرفت. اما روسیه گندم، انرژی، فلزات و محصولات صنعتی را صادر می‌کند. اقتصاد آن تنها مصرف‌کننده ارز نیست؛ بلکه توانایی کسب ارز را نیز دارد. این تفاوت در روزهای عادی ممکن است تنها یک موضوع اقتصادی به نظر برسد، اما در شرایط جنگی، موضوع استقلال در تصمیم‌گیری است. کسی که برای تأمین نیازهای اولیه خود به اجازه دشمن وابسته باشد، در انتخاب زمان و شیوه مقاومت و حفظ جامعه آزادی کامل نخواهد داشت.

اگر توانسته‌ایم بخشی از محاصره دریایی را دور بزنیم، کار مهمی انجام داده‌ایم. اما راه باز، بدون کالایی که از آن عبور کند، چه ارزشی دارد؟ اگر قرار باشد از مسیرهای جدید بیشتر کالا وارد کنیم، تنها شیوه هزینه‌کرد منابع ما تغییر کرده است. ارزش راه‌های جدید به صادراتی است که ممکن می‌سازد. حلقه محاصره را تولید می‌شکند؛ راه‌های زمینی و دریایی تنها امکان صادرات محصول را فراهم می‌کنند.

پیمایش به بالا