مهدی صدیقیان_پژوهشگر مطالعات فرهنگی
به گزارش رسانه های بین المللی برای بعضی کودکان، بازگشت به مدرسه فقط به معنای باز کردن دوباره کیف و کتاب نیست؛ شروع سال تحصیلی میتواند با دلدرد، نگرانی، گریه، بیمیلی به رفتن مدرسه یا حتی ترس شدید همراه شود. کارشناسان حوزه کودک میگویند این واکنشها همیشه به معنای لجبازی یا بیعلاقگی به درس نیست و در برخی کودکان میتواند نشانه اضطرابی باشد که باید علت آن شناخته شود.
بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی آکادمی روانپزشکی کودک و نوجوان آمریکا، امتناع از رفتن به مدرسه در حدود یک تا پنج درصد کودکان سن مدرسه در مقطعی از زندگی دیده میشود و این وضعیت در دورههای گذار، از جمله حدود پنج تا هفت سالگی و سپس ۱۱ تا ۱۴ سالگی، بیشتر دیده میشود. البته نرفتن به مدرسه همیشه به معنای یک اختلال مشخص نیست و میتواند دلایل متفاوتی داشته باشد.
مدرسه برای بعضی کودکان با «ترس» گره میخورد
متخصصان میگویند اضطراب مدرسه ممکن است از ترس جدا شدن از والدین شروع شود، اما همیشه به همین موضوع محدود نمیشود. نگرانی درباره عملکرد درسی، دشواریهای یادگیری، روابط اجتماعی، ترس از قضاوت دیگران یا تجربههایی مانند زورگویی هم میتوانند مدرسه را برای کودک به محیطی اضطرابآور تبدیل کنند.
در چنین شرایطی، رفتار کودک ممکن است برای بزرگسالان عجیب به نظر برسد. کودک ممکن است صبحها مرتب از سردرد یا دلدرد شکایت کند، بخواهد در خانه بماند یا درست پیش از رفتن به مدرسه مضطرب شود. به گفته متخصصان، مهم است که این رفتارها صرفاً به عنوان بهانهگیری دیده نشوند؛ زیرا در بسیاری از موارد پشت امتناع از مدرسه، نگرانی یا فشار عاطفی وجود دارد.
اضطراب فقط به خود مدرسه مربوط نیست
یکی از نکات مهم این است که اضطراب کودک میتواند روی یادگیری نیز اثر بگذارد. پژوهشی که در سال ۲۰۲۶ با بررسی ۷۹۰ کودک فنلاندی از پایه دوم تا سوم انجام شد، نشان داد کودکانی که مهارت خواندن ضعیفتری داشتند، در سال بعد احتمال بیشتری برای شکلگیری اضطراب مرتبط با خواندن و کاهش علاقه به مطالعه نشان میدادند. این ارتباط از سالهای ابتدایی دبستان قابل مشاهده بود.
پژوهش دیگری که در سال ۲۰۲۶ منتشر شده نیز نشان داد استفاده از فعالیتهای تعاملی بلندخوانی با کتابهای تصویری در یک برنامه ۱۳ هفتهای برای دانشآموزان پایه دوم، با کاهش معنادار اضطراب خواندن و نگرش مثبتتر نسبت به مطالعه همراه بود. این مطالعه روی ۳۲ دانشآموز انجام شده و بنابراین نتایج آن را نمیتوان به همه کودکان تعمیم داد، اما اهمیت ایجاد تجربهای مثبت و کمفشار از خواندن را نشان میدهد.
متخصصان همچنین هشدار میدهند که غیبتهای مکرر میتواند چرخهای ایجاد کند: کودک به دلیل اضطراب مدرسه غیبت میکند، از درس عقب میافتد، بازگشت به کلاس برایش دشوارتر میشود و همین موضوع نگرانی او را بیشتر میکند. به همین دلیل، شناسایی زودهنگام علت اضطراب اهمیت دارد.
از سوی دیگر، پژوهشی درباره توانایی معلمان در تشخیص اضطراب کودکان نشان داده است که ارزیابی معلم همیشه با برداشت خود کودک از میزان اضطرابش یکسان نیست. پژوهشگران بر اهمیت شنیدن مستقیم صدای کودک در کنار نظر معلم تأکید کردهاند.
مسئله، پیدا کردن دلیل ترس است
بنابراین شاید مهمترین سؤال درباره کودکی که از مدرسه رفتن فرار میکند این نباشد که «چرا نمیخواهد برود؟»، بلکه این باشد که «چه چیزی در مدرسه او را نگران میکند؟»
برای یک کودک ممکن است مسئله جدایی از والدین باشد؛ برای دیگری، ترس از بلند خواندن در کلاس، دشواری در یادگیری، نگرانی از قضاوت همکلاسیها یا تجربه ناخوشایند دیگری. شناخت همین تفاوتهاست که میتواند مسیر برخورد با اضطراب را تغییر دهد.

