حلقه‌ی دانایی و همدلی؛ جایی که رویاها کلمه می‌شوند

در کادرِ آراسته و لبریز از گرمای این تصویر، گروهی از دخترانِ دانش‌آموز با روپوش‌ها و مقنعه‌های سپید، گردِ یک میزِ سبزِ آموزش نشسته‌اند. تماشای این حلقه‌ی صمیمی، گواهی است بر جادوی نشستن در کنارِ یکدیگر؛ جایی که صندلی‌ها به هم نزدیک شده‌اند تا فاصله‌ها از میان بروند و فضایی مشترک برای یادگیری، گفت‌وگو و بالندگی شکل گیرد. چهره‌های سرشار از هوش و لبخندهای نرمِ دختران، فضای کلاس را از حسی لبریز از زندگی، امنیت و امید آکنده کرده است.

روی میز، جامدادی‌های پررنگ، مدادها و برگه‌های حاشیه‌دارِ نقاشی و نگارش خودنمایی می‌کنند. این ابزارهای ساده، تنها وسایلِ مدرسه‌ای نیستند، بلکه کلیدهایی برای گشودنِ درهای فردا به شمار می‌روند. دخترکانی که با دقتی خردسالانه قلم در دست گرفته‌اند و روی کاغذها خم شده‌اند، در واقع مشغولِ ترسیمِ خطوطِ اصلیِ آینده‌ی خویش‌اند. هر کلمه‌ای که روی این برگه‌ها نوشته می‌شود و هر رنگی که بر صفحه می‌نشیند، گامی است به سوی خودباوری و اثباتِ این‌که اندیشه و خردِ آنان شایسته‌ی شنیده شدن است.

حضورِ صمیمیِ “مهدی صدیقیان” پدر آرزوها و اعضا در کنارِ یکدیگر و نگاه‌های پر از پرسش و اشتیاق، جوهره‌ی اصلیِ یک محیطِ پرورشیِ زنده را به تصویر می‌کشد. دخترکی که دست زیرِ چانه زده و با دقت به نقطه‌ای خیره شده، در حالِ کشفِ افق‌های تازه است؛ در حالی که دیگری با لبخندی شیرین رو به همراهانش دارد تا شادمانیِ کشفِ یک مطلبِ تازه را تقسیم کند. این تبادلِ افکار و نگاه‌های انباشته از مهر، نشان می‌دهد که دانایی زمانی زیباترین شکلِ خود را می‌یابد که در بسترِ همدلی و دوستیِ گروهی جریان پیدا کند.

این قاب، تجلیِ عمیقی از نگاهِ جریانِ “مهدی صدیقیان”پدر آرزوها و «آرزوهای رنگی» به مقوله‌ی آموزش و پرورشِ فرزندان است. آرزو داشتن تنها در داشتنِ اشیا خلاصه نمی‌شود، بلکه در بیدار کردنِ شوقِ دانستن، پروراندنِ اعتمادبه‌نفس و ایجادِ فرصتِ برابر برای رشدِ فکریِ دخترانِ این دیار نهفته است. وقتی به بچه‌ها بستری امن و ابزارِ نگارش داده می‌شود، آن‌ها یاد می‌گیرند که می‌توانند رویابافان و سازندگانِ اصلیِ جامعه‌ی فردای خویش باشند و با تکیه بر دانایی، هر موانعی را از سرِ راه بردارند.

سادگیِ دیوارهای کلاس و بافتِ بومیِ مدرسه، در برابرِ روشنیِ چهره‌ها و برقی که در چشمانِ این دانش‌آموزان می‌درخشد، کاملاً رنگ می‌بازد. حضورِ گرمِ آن‌ها به این فضای ساده روح و شخصیت بخشیده است؛ اثباتی بر اینکه بزرگ‌ترین معجزه‌ها و تحولاتِ بزرگِ اجتماعی، نه از تالارهای مجلل، بلکه از همین کلاس‌های درسِ بی‌ادعا و از میانِ همین حلقه‌های کوچکِ گفت‌وگو و قلم‌زدن متولد می‌شوند.

“مهدی صدیقیان” روایت گر آرزوهای رنگی می گوید:

این عکس، روایتی جاودانه از ستایشِ دانایی، دوستی و پروازِ اندیشه‌های دخترانه است. قابی پر از امید که یادگارِ روزی پربرکت در دفترِ سفرهای «آرزوهای رنگی» خواهد بود؛ تصویری که تا همیشه یادآوری می‌کند دخترانِ آگاه و امیدوارِ امروز، معمارانِ توانا و روشنی‌بخشِ فردای این سرزمین خواهند بود و حمایت از گام‌های آموزشیِ آن‌ها، والاترین سرمایه‌گذاری برای خلقِ جهانی مهربان‌تر و زیباتر است.
پیمایش به بالا