به گزارش پایگاه خبری دیدگاه مدیریت به نقل از خبرگزاری مهر، رامین عبدالله شاهی: پیام مقام معظم رهبری حضرت سید مجتبی خامنهای در روز پنجشنبه ۱۶ مهر به مناسبت هفته نیروی انتظامی و نقش فراجا، فراتر از یک پیام مناسبتی به نظر میرسد. این پیام به بازخوانی جایگاه امنیت عمومی در معادلات سیاسی و امنیتی ایران پرداخته و نشاندهنده فشارها و تهدیدهایی است که این نهاد در سالهای اخیر با آن مواجه بوده است. ایشان در بخشی از این پیام فرمودند: «منیّت، از مهمترین نعمات الهی است و برقراری آن در نقاط مختلف ایران عزیز، از شهرهای بزرگ تا جزئیترین واحدهای جمعیتی در روستاها و محلهها، مرهون رشادت و شجاعت نیروهای فداکار و زحمتکش فراجا بهعنوان یکی از ستونهای مستحکم امنیت کشور است.»
واقعیت این است که امنیت یکی از نعمتهایی است که اهمیت آن در لحظهای که جامعه با خطر از دست دادن آن مواجه میشود، به وضوح نمایان میشود. فعالیت روزمره کسبوکارها، تردد در خیابانها، آرامش خانوادهها و امکان برگزاری تجمعات و اعتراضات مسالمتآمیز، همگی به وجود نظمی وابستهاند که معمولاً تا زمانی که برقرار است، کمتر به چشم میآید. اما زمانی که این نظم هدف حمله قرار میگیرد، مشخص میشود که امنیت عمومی نه تنها یک مفهوم انتزاعی، بلکه یکی از پایههای اصلی استمرار زندگی اجتماعی و حاکمیت ملی است.
پیام ۱۶ مهرماه ۱۴۰۵ رهبر معظم انقلاب به مناسبت هفته نیروی انتظامی، از این منظر قابل بررسی است؛ پیامی که در آن، فراجا بهعنوان یکی از ستونهای مستحکم امنیت کشور معرفی شده و بر نقش این نیرو از سطوح فرماندهی و ستادی تا کلانتریها، پاسگاهها و مرزبانیها تأکید شده است. با این حال، اهمیت این پیام تنها در قدردانی از کارکنان نیروی انتظامی خلاصه نمیشود؛ بلکه در ترسیم تصویری از جایگاه امنیت عمومی در شرایطی است که تهدیدات علیه ایران، از مرزهای جغرافیایی تا خیابانهای شهرها و فضای مجازی، به اشکال متنوعی بروز یافتهاند.
تأکید رهبر انقلاب بر برجستهتر شدن نقش فراجا در سالهای اخیر و آشکار شدن این نقش در جنگهای تحمیلی دوم و سوم، بهویژه در مقابله با نیروهای نفوذی و مزدوران داخلی، نشاندهنده این است که مأموریت پلیس در شرایط تهدیدهای چندلایه، تنها به مقابله با جرائم متعارف یا برقراری نظم در معابر محدود نمیشود. ایشان در بخش دیگری از این پیام تاریخی فرمودند: «نقش پررنگ فراجا در سطوح مختلف از ردههای فرماندهی و ستادی تا کلانتریها و پاسگاهها برای تأمین امنیت در سالهای اخیر برجستگی بیشتری یافته است و نشانههای این تأثیر در جنگهای تحمیلی دوم و سوم آشکارتر شد.»
در شرایط عادی، بخش مهمی از کارکرد فراجا در قالب مأموریتهایی نظیر پیشگیری از جرم و ناامنی داخلی و مدیریت فضای مجازی شکل میگیرد؛ اما در شرایط بحران، همین مأموریتهای روزمره به بخشی از ظرفیت تابآوری ملی تبدیل میشوند. حفظ فعالیت کلانتریها، استمرار حضور مأموران در خیابانها و جلوگیری از گسترش ناامنی، میتواند در مهار بحران و جلوگیری از اختلال در زندگی عمومی نقشی تعیینکننده داشته باشد. در چنین شرایطی، کلانتری تنها یک ساختمان اداری نیست؛ بلکه یکی از نقاط اتصال حاکمیت به جامعه و یکی از کانونهای ارائه خدمات امنیتی به شهروندان است.
حمله به چنین مراکزی، اگر با هدف خلع سلاح مأموران یا تخریب امکانات صورت بگیرد، میتواند از سطح یک درگیری خیابانی فراتر رفته و به تهدیدی علیه توان مدیریت امنیت در یک منطقه تبدیل شود. از این منظر، تأکید سید مجتبی خامنهای بر نقش فراجا در سطوح مختلف، پیامی درباره ضرورت تقویت زنجیره امنیت عمومی است؛ زنجیرهای که از فرماندهی و تصمیمگیری در سطوح بالاتر آغاز میشود و در نهایت، در عملکرد مأور حاضر در یک کلانتری، پاسگاه مرزی یا خیابان شهری جلوه پیدا میکند.
تجربه حوادث سالهای ۱۳۸۸، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ نشان داده است که مدیریت ناآرامیهای داخلی، یکی از پیچیدهترین عرصههای مأموریت نهادهای انتظامی و امنیتی در ایران است. این حوادث از نظر زمینههای اجتماعی، مطالبات عمومی و شدت خشونت یکسان نبودند؛ اما هر سه تجربه پرسشهایی جدی درباره نسبت اعتراض، امنیت عمومی و شیوه مواجهه حکومت مطرح کردند. در سال ۱۳۸۸، مناقشه بر سر نتایج انتخابات ریاستجمهوری به اغتشاشات گسترده و بحرانی سیاسی و امنیتی انجامید. در سال ۱۳۹۸، افزایش قیمت بنزین زمینهساز اعتراضاتی شد که در برخی مناطق به خشونت و تخریب اموال عمومی انجامید. در سال ۱۴۰۱ نیز اعتراضات پس از مرگ مهسا امینی، با مطالبات اجتماعی و سیاسی گستردهای همراه شد و در بخشهایی از کشور به درگیریهای شدید و تلفات انسانی انجامید.
وجه مشترک این تجربهها، دشواری حفظ همزمان نظم عمومی و جان شهروندان بیگناه در شرایطی بود که خیابان به کانون منازعه سیاسی تبدیل میشد. در چنین وضعیتی، نیروی انتظامی در نقطهای حساس قرار میگیرد؛ از یکسو موظف به جلوگیری از خشونت و تعرض به جان و مال مردم است و از سوی دیگر، چگونگی اجرای این مأموریت میتواند با ارائه روایتهای نادرست توسط رسانههای معاند بر اعتماد عمومی تأثیر بگذارد. حوادث ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، با توجه به روایت رسمی از حمله به کلانتریها و کشتهشدن شمار زیادی از افراد، بار دیگر موضوع مرز میان اعتراض و خشونت سازمانیافته را به یکی از مسائل اصلی امنیت داخلی تبدیل کرد.
در تحلیل این حوادث، باید میان اصل اعتراض و اقداماتی نظیر حمله به مراکز انتظامی و تخریب زیرساختها تمایز قائل شد. اعتراض، بهخودیخود، معادل اغتشاش نیست؛ اما هنگامی که بخشی از یک بحران به حمله به مراکز انتظامی و تلاش برای ازکارانداختن ظرفیت تأمین امنیت منتهی میشود، مسئله از چارچوب معمول اعتراضات فراتر میرود و ابعاد امنیتی جدیتری پیدا میکند. تعبیر «کودتای یکشبه» که در روایت مورد اشاره از سوی رهبر شهید مطرح شده است، ناظر به برداشتی است که این رخدادها را نه صرفاً مجموعهای از اعتراضات پراکنده، بلکه تلاشی برای ایجاد اختلال سریع در نظم و اقتدار حاکمیت ارزیابی میکند.
در عین حال، ثبت شنود صداهای ضبط شده از خارج کشور که مزدوران مسلح سازمانیافته داخلی مدیریت و هدایت میکردند، هدایتی برای حمله به مراکز مهم و راهبردی نظامی، امنیتی و خدماتی شهری و نیز هدایت مردم بیگناه به سمت نیروهای امنیتی تا سپر انسانی شده و پروژه کشتهسازی را با حملات از پشت به آنها اجرا سازند. از سویی، کشتهشدن نیروهای امنیتی در جریان این حوادث نیز بعد دیگری از مسئله را آشکار میکند. مأمور انتظامی، در کنار مسئولیت حرفهای خود، انسانی است که در معرض خطر جانی قرار دارد؛ همانگونه که شهروندان حاضر در صحنه نیز ممکن است قربانی خشونت شوند.
از اینرو، بررسی دقیق تلفات، روشنشدن چگونگی وقوع درگیریها و پاسخگویی درباره عوامل مرگ شهروندان و مأموران، نه موضوعی حاشیهای، بلکه بخشی از ضرورتهای حفظ امنیت و اعتماد عمومی است. اهمیت پیام سید مجتبی خامنهای در این زمینه، تأکید بر استمرار مأموریت فراجا حتی در شرایطی است که مراکز و نیروهای آن هدف حمله قرار میگیرند. اشاره به ادامه فعالیت مأموران در خیابانها و خودروها، در شرایطی که امکان انجام مأموریت در مقرهای معمول با دشواری روبهرو میشود، تصویری از اهمیت تداوم خدمات انتظامی در بحران ارائه میدهد.
نگاه صرفاً شهری به مأموریت فراجا، بخش مهمی از واقعیت امنیتی ایران را نادیده میگیرد. مرزهای گسترده کشور، تنوع جغرافیایی و فعالیت گروههای مسلح در برخی مناطق، موجب شده است که مرزبانی و مقابله با تهدیدهای فرامرزی نیز بخش مهمی از مأموریتهای این نیرو را تشکیل دهد. در مناطق مرزی، مأموریت امنیتی در بسیاری از موارد با دشواریهای مضاعف همراه است. نیروهای مرزبانی در کوهستانها و نواحی دورافتاده، با شرایط سخت آبوهوایی و جغرافیایی مواجهاند و در برخی مناطق نیز درگیریهای مسلحانه، خطر حمله گروههای مسلح و احتمال تلفات انسانی وجود دارد. شهادت نیروهای انتظامی و مرزبانی در چنین مأموریتهایی، هزینه انسانی حفظ امنیت را بهروشنی نشان میدهد.
از منظر امنیت ملی، ارتباط میان امنیت مرزها و امنیت شهرها نیز اهمیت دارد. قاچاق سلاح، جابهجایی عناصر مسلح و فعالیت شبکههای سازمانیافته میتوانند بر وضعیت امنیت داخلی تأثیر بگذارند؛ همانگونه که بیثباتی داخلی نیز ممکن است توان تمرکز و مدیریت دستگاههای امنیتی را تحت فشار قرار دهد. با این حال، پیوند این دو حوزه به معنای یکسانبودن ابزارها و روشهای مواجهه نیست. مدیریت اعتراضات شهری به مهارتهای ارتباطی، کنترل متناسب جمعیت و حفاظت از شهروندان نیاز دارد؛ درحالیکه مأموریت مرزبانی ممکن است مستلزم مقابله با تهدیدهای مسلحانه و عملیات در محیطهای پرخطر باشد. تقویت فراجا باید متناسب با تفاوت این مأموریتها و الزامات حرفهای هر یک صورت گیرد.
تجربه کشورهای اروپایی، از جمله فرانسه، نشان میدهد که مدیریت اعتراضات گسترده حتی در نظامهای سیاسی برخوردار از نهادهای انتظامی باسابقه نیز با دشواریهای جدی همراه است. فرانسه در سالهای گذشته شاهد اعتراضات خیابانی گسترده، درگیری با پلیس و تخریب اموال عمومی بوده است. بنابراین، این کشور را نمیتوان نمونهای دانست که در آن اعتراضات همواره بدون خشونت یا بدون برخورد انتظامی پایان مییابند.
در فضای سیاسی ایران، احتمال بهرهبرداری بازیگران خارجی از شکافهای داخلی همواره یکی از موضوعات مورد توجه تحلیلگران امنیتی بوده است. در شرایط رویارویی مستقیم ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی، این نگرانی ابعاد بیشتری پیدا میکند؛ بهویژه هنگامی که زیرساختهای امنیتی، مراکز انتظامی یا نیروهای مسئول حفظ نظم عمومی هدف حمله قرار میگیرند. پیام رهبر انقلاب نیز با اشاره به تمرکز دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی بر ضربهزدن به ردههای مختلف فراجا، از فرماندهی تا نیروهای مستقر در خطوط مقدم مأموریت، بر همین بعد تأکید دارد. از این زاویه، فراجا نهفقط یک نهاد خدماتی، بلکه بخشی از ظرفیت دفاعی و تابآوری کشور در برابر تهدیدهای ترکیبی تلقی میشود. ایشان در این رابطه فرمودند: «تمرکز و اصرار دشمن جنایتکار آمریکایی ـ صهیونی برای ضربه زدن به ردههای مختلف فراجا از بالاترین سطوح تا سرپنجههای آن نیز اهمیت این نهاد را بیش از پیش عیان میکند.»