به گزارش پایگاه خبری دیدگاه مدیریت به نقل از مهر، کتاب «به چپ نگاه نکن» در قالب یک روایت برای مخاطبان بزرگسال منتشر شده و به یکی از مهمترین مقاطع جنگ غزه میپردازد؛ هشتاد روز نخست درگیریهایی که زندگی مردم این منطقه را به شدت تحت تأثیر قرار داد. این اثر از دیدگاه عاطف، یک خبرنگار فلسطینی، نوشته شده است؛ فردی که به همراه پسر نوجوانش برای دیدار خانوادگی به نوار غزه سفر کرده بود، اما با آغاز جنگ و بسته شدن راههای خروج، ناچار شد اقامت خود را ادامه دهد.
تفاوت این روایت با بسیاری از آثار جنگی در موقعیت خاص راوی نهفته است. عاطف در این کتاب تنها یک خبرنگار و ناظر بیرونی نیست، بلکه فردی است که خود و خانوادهاش در دل بحران قرار دارند. او در جبالیا، محلهای که در آن بزرگ شده، در کنار اعضای خانواده و همکارانش روزهای آغازین جنگ را سپری میکند و همزمان تلاش میکند آنچه را در اطرافش میبیند، ثبت کند.
کتاب به صورت یادداشتهای روزانه پیش میرود و این فرم، روایت را از تحلیلهای کلی و نگاههای پسینی دور میکند. راوی در هر روز تنها با آنچه در همان لحظه پیش رویش قرار دارد، مواجه است؛ از کمبود مواد غذایی و دشواری دسترسی به آب گرفته تا تلاش برای برقراری تماس با اعضای خانواده و دوستانی که در مناطق دیگر هستند. در این میان، جنگ در زندگی روزمره او و اطرافیانش نه تنها در صدای انفجار، بلکه در صفهای طولانی، کوچک شدن سفرهها، انتظار برای دریافت یک خبر و از دست دادن دوستان و همکاران خود را نشان میدهد.
با شدت گرفتن درگیریها و دشوارتر شدن شرایط زندگی در شمال غزه، عاطف و خانوادهاش ناچار به حرکت به سمت جنوب میشوند. این جابهجایی، بخش دیگری از روایت کتاب را شکل میدهد؛ روایتی از ترک خانه و محلهای که راوی با آن خاطرات کودکی دارد و رسیدن به اردوگاه آوارگان در رفح. در این بخش، محدودیت امکانات، نگرانی درباره وضعیت خانواده و دشواری دسترسی به ابتداییترین نیازهای زندگی، تصویری متفاوت از جنگ ارائه میکند.
در رفح، موقعیت دوگانه عاطف بیش از پیش نمایان میشود؛ او از یک سو خبرنگاری است که نمیتواند از کنار اتفاقات پیرامونش بیتفاوت عبور کند و از سوی دیگر پدری است که باید از پسر نوجوانش مراقبت کند. رابطه این پدر و پسر در طول هشتاد روز، یکی از محورهای عاطفی کتاب را شکل میدهد و پرسشهای نوجوان درباره ماندن، رفتن، ترس و آینده، بخشی از تجربه زیسته آنان در روزهای جنگ را نمایان میکند.
در نهایت، پس از هفتهها انتظار، نام عاطف و پسرش در فهرست خروج قرار میگیرد و آنها امکان ترک غزه را پیدا میکنند؛ اما خروج، پایان تجربه آنان نیست. بخشی از خانواده در شمال باقی ماندهاند و نگرانی درباره سرنوشت آنان همچنان با راوی همراه است. «به چپ نگاه نکن» تلاش میکند جنگ غزه را نه از دریچه آمار و تحلیلهای کلان، بلکه از سطح زندگی یک خانواده، یک خبرنگار، یک محله و یک اردوگاه روایت کند؛ روایتی که با تکیه بر یادداشتهای روزانه، تصویری نزدیک از هشتاد روز زندگی در شرایط جنگی ارائه میدهد.
کتاب «به چپ نگاه نکن» با ترجمه راحله اعرابی در انتشارات معارف منتشر شده است.