به گزارش پایگاه خبری دیدگاه مدیریت به نقل از خبرگزاری مهر؛ گروه سیاست – رامین عبدالله شاهی: هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل در حال برگزاری است. مقامات عالیرتبه کشورهای مختلف از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب به نیویورک در آمریکا سفر کردهاند تا در مهمترین روزهای دیپلماسی جهانی از تعاملات سیاسی غافل نمانند. ۱۹۳ کشور عضو به همراه دو دولت ناظر غیرعضو، مجموعاً ۱۹۵ پرچم را در آسمان منهتن به اهتزاز درآوردهاند. بدون شک، مغرورترین و پر افتخارترین پرچم در میان این پرچمها، نشان سه رنگ سبز، سفید و قرمز کشوری است که در یک سال و چند ماه گذشته با اقتدار در برابر دو قدرت اتمی ایستاده و آنان را به صخرهای به نام ایران برخورد داده است. پرچمی که قرنهاست به نام ایران شناخته میشود و دشمنانش برای پایین کشیدن آن از هیچ جنایتی دریغ نکردهاند. پرچمی مقدس که پس از دفاع جانانه در برابر ایالات متحده و اسرائیل، نبض بازار انرژی جهان را در دست دارد و افکار عمومی و دلهای بسیاری از مردم آزاده جهان را به خود جلب کرده و به آستانه تبدیل به قدرتی فرامنطقهای نزدیک شده است. قدرت و بازیگری بزرگ که در حد و شان تاریخ کهن خود خواهد بود.
رئیسجمهور صبح روز گذشته به همراه هیئت همراه از فرودگاه مهرآباد تهران خارج شد. وی در مسیر خود توقفی کوتاه در فرودگاه الجزیره الجزایر داشت و در نهایت حدود ساعت ۲ بامداد امروز چهارشنبه به وقت تهران، هواپیمای رئیسجمهور در فرودگاه جان اف کندی به زمین نشست تا برنامه سخنرانی و دیدارهای پزشکیان بدون حضور خبرنگاران و گروه رسانهای رئیسجمهور آغاز شود. پزشکیان امروز چهارشنبه اول مهر ۱۴۰۵، حدود ساعت ۱۹:۳۵ به وقت تهران در مجمع عمومی سازمان ملل به عنوان نماینده و رئیسجمهوری اسلامی ایران سخنرانی خواهد داشت. پزشکیان هماکنون در نیویورک است. مسئولیتی سنگین بر دوش رئیسجمهور است. او پرچمدار نود و چند میلیون ایرانی در سراسر جهان است و باید با اقتدار، درایت و ذکاوت این سفر را به سرانجام برساند. او به خوبی میداند که نماینده ملتی ایستاده و مبعوث شده است. ملتی که خونهای بسیاری را برای تحقق آرمانهای بزرگش نثار کرده است. خونهای بسیاری از اقشار مختلف جامعه تقدیم میهن شده است، از رهبری شهید به همراه خانوادهاش گرفته تا فرماندهان و مسئولین بزرگ کشور؛ از دانشآموزان مدرسه شجره طیبه گرفته تا کودکان لامرد و مردم عادی عروسی سیریک، همه و همه جانشان را به کشوری تقدیم کردند که در سختترین و حساسترین و سرنوشتسازترین روزهای خود قرار دارد. روزهایی که سرنوشت دهههای ایران، منطقه و حتی جهان قرار است تعیین شود.
زبان بدن رئیسجمهور نیز بخشی از دیپلماسی عمومی ایران است. رئیسجمهور باید بداند که هر لحظه تحت رصد دوربینهای تصویر بردار خواهد بود و برای هر ثانیه از عملکرد، محتوای سخنرانی، قدرت بیان و زبان بدنش، ساعتها تحلیل و تفسیر ارائه خواهد شد. پیشنهاد میشود پزشکیان در سخنرانی خود با دو نماد کولهپشتی خونین دختران میناب و یک لوگو میکروفون از صدا و سیما، به پشت جایگاه هر کلمه را چنان موشکافانه بر قلب بدخواهان ملت بزرگ ایران فرو نشاند. در این زمینه الگو برداری از حضور مقتدرانه و سخنرانی غرا رهبری شهید در سال ۱۳۶۶ و در مجمع عمومی سازمان ملل توصیه میشود. لحظه ورود، نشستن، برخاستن، دیدار با مقامهای خارجی، دست دادن، واکنش به سخنان دیگران، گفتوگو با خبرنگاران و حتی لحظاتی که تصور میشود دوربینها دیگر کاری ندارند، میتواند ثبت و در شبکههای اجتماعی بازنشر شود. بنابراین زبان بدن رئیسجمهور نیز بخشی از دیپلماسی عمومی ایران است. در این میان آرامش، اعتماد به نفس، سرعت عمل، نگاه مستقیم، ایستادن محکم و پرهیز از حرکات عصبی یا مردد، میتواند تصویری متناسب با جایگاه ریاستجمهوری ارائه کند. این به معنای نمایش یا رفتار مصنوعی نیست؛ برعکس، باید طبیعی باشد اما آگاهانه. رئیسجمهور ایران باید در برابر دوربینها با آرامش و صلابت ظاهر شود؛ نه منفعل، نه عصبی و نه نمایشی. پزشکیان باید بداند که در نیویورک؛ وقت آن است که ایران پاسخ ندهد، بلکه مطالبه کند و بهترین دفاع حمله حسابشده جملات و کلمات و زبان بدن است، زیرا مجمع سازمان ملل برای رئیسجمهور ایران تنها یک تریبون برای سخنرانی نیست؛ فرصتی است برای آنکه ایران روایت خود را بسازد، ائتلافهای خود را فعال کند و مطالباتش را با صدای بلند در برابر افکار عمومی جهان مطرح کند.
این در شرایطی است که مسعود پزشکیان در شرایطی به نیویورک سفر کرده است که هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سایه جنگ و بحرانهای گسترده منطقهای برگزار میشود، اما اکنون مسئله فقط این نیست که پزشکیان چه خواهد گفت؛ مسئله مهمتر این است که چگونه خواهد گفت، با چه کسانی گفتوگو خواهد کرد و چگونه ابتکار عمل را در این سفر در دست خواهد گرفت. این در شرایطی است که روایتهای مختلفی درباره ایران در رسانههای جهان مطرح میشود، لذا رئیسجمهور نباید اجازه دهد حضور ایران در نیویورک صرفاً به دفاع از خود در برابر روایتهای دیگران محدود شود بلکه باید روایتساز باشد. به نظر او باید پرسشهای مشخص خود را کاملاً نافذ و معنیدار مطرح کند. اگر سخن از صلح است، تکلیف حمله به غیرنظامیان چیست؟ اگر سخن از حقوق بینالملل است، این حقوق چگونه و درباره چه کشورهایی اجرا میشود؟ اگر سازمان ملل برای جلوگیری از جنگ و حفظ صلح تأسیس شده است، مسئولیت این سازمان در برابر جنگ و کشتار غیرنظامیان چیست؟ باید توجه داشت که این تغییر زاویه، مهم است؛ زیرا رئیسجمهور نباید توضیح دهد که ایران چرا چنین یا چنان کرده است، لذا ضرورت دارد پزشکیان روایتساز مظلومیت و ایستادگی باشد و از جامعه جهانی نیز توضیح بخواهد زیرا دیپلماسی فقط دفاع از مواضع کشور نیست؛ مطالبهگری نیز بخشی از دیپلماسی است و در این مسیر به جای حالتی تدافعی باید مبتکرانه و خلاقانه بر دشمن بتازد و او را با ارائه روایتهای درست و صادقانه در افکار عمومی جهان در انزوا قرار دهد.
در عین حال باید توجه داشت مجمع عمومی سازمان ملل، یکی از معدود صحنههایی است که در آن تعداد زیادی از رهبران و مقامهای کشورهای مختلف در یک زمان در یک مکان حضور دارند. بنابراین دیدارهای پزشکیان نباید صرفاً به مجموعهای از عکسهای یادگاری و ملاقاتهای دوجانبه محدود شود. باید موضوعات مشترک شناسایی شود و بر اساس آنها ائتلافهای سیاسی و دیپلماتیک شکل بگیرد؛ کشورهایی که درباره حفظ حاکمیت ملی، مخالفت با حمله به غیرنظامیان، امنیت انرژی، ثبات منطقه، چندجانبهگرایی و ضرورت حلوفصل اختلافات از مسیر دیپلماسی دیدگاههای مشترک دارند، آماده شکلگیری و توسعه این اتحادها و ائتلافها در منهتن نیویورک هستند؛ بخصوص که ایران قدرت بالفعل خود در کنترل تاریخی تنگه هرمز را به قدرتی بالفعل تبدیل کرده است و کشورها و اقتصاد و زنجیره تولید جهانی، به حق و عملاً حاکمیت ایران را پذیرفته و آماده باز شدن پنجره فرصتها در منطقه و جهان هستند. از سوی دیگر باید بدانیم ایران در برابر فشارهای بینالمللی تنها نیست، ولی باید از فرصتها استفاده کرد و در این راه نمیتوان صرفاً با سخنرانی برطرف کرد؛ ائتلاف سیاسی و دیپلماتیک نیازمند گفتوگوی مستمر، هدفمند و چندجانبه است.
آمریکاییها که خود را حامی گردش آزاد اطلاعات میدانند، در سفر امسال هیئت ایرانی، روادید حضور به خبرنگاران همراه را ندادند. موضوعی که اگر به خوبی از آن استفاده شود میتواند افکار عمومی را کاملاً علیه آمریکاییها کند. در چنین شرایطی، تعامل رسانهای با سایر رسانههای جهان باید به یکی از محورهای اصلی سفر تبدیل شود و لازم است تیر رسانه را با رسانهها به قلب دشمن نشاند. رئیسجمهور باید با خبرنگاران خارجی گفتوگو کند، سؤالهای سخت را بشنود و پاسخهای روشن با مضمونی صریح و ثابت ولی متنوع بدهد و در این راه از تکرار محدود برخی جملات خودداری کند. مصاحبه با رسانههای آمریکایی، اروپایی و منطقهای، نشست خبری، گفتوگو با خبرنگاران مستقر در سازمان ملل و حضور در رسانههای بینالمللی، فرصتهایی هستند که نباید از دست بروند زیرا رسانه را نباید به حاشیه برد. یکی از مهمترین عرصههای این سفر، رسانه است. از طرفی اگر ایران میخواهد روایت خود را به جهان منتقل کند، باید در میدان رسانه نیز حضور داشته باشد. دختران میناب، کودکان لامرد و عروسی سیریک؛ نه فقط یک بند از سخنرانی بلکه یک روایت انسانی است. بنابراین ایران در این سفر نباید فقط درباره آنچه بر سرش آمده سخن بگوید؛ باید درباره آنچه از جامعه جهانی میخواهد نیز صریح باشد. حق حاکمیت ملی، امنیت مردم، حفاظت از غیرنظامیان، اجرای حقوق بینالملل، مسئولیت نهادهای بینالمللی و ضرورت توقف جنگ، باید به مطالبههای روشن تبدیل شوند. رئیسجمهور میتواند این پیام را منتقل کند که ایران خواهان جنگ نیست، اما از حقوق و امنیت خود نیز صرفنظر نمیکند؛ ایران آماده دیپلماسی است، اما دیپلماسی را نمیتوان با فشار و تهدید نظامی جایگزین کرد. رئیسجمهور باید صدای ملتی باشد که ایستاده است و لازم است بگوید، ما برای صلح آمدهایم، اما صلح بدون عدالت و احترام متقابل پایدار نخواهد بود. ما برای گفتوگو آمدهایم، اما گفتوگو زمانی معنا دارد که حقوق ملتها محترم شمرده شود و ما آمدهایم تا صدای مردم ایران را به جهانیان برسانیم؛ مردمی که امنیت، استقلال، عزت و حق تعیین سرنوشت خود را مطالبه میکنند.
مهدی شکیبایی، کارشناس رسانه و روابط بینالملل در گفتگو با خبرنگار مهر، در رابطه با سفر رئیسجمهور به نیویورک برای حضور در مجمع عمومی سازمان ملل، اظهار کرد: اصل حضور ایران در قلب سیاسی غرب، خود دارای پیام روشنی است و آن اینکه ایران قرار نیست به دلیل فشارهای آمریکا از صحنه دیپلماسی جهانی کنار برود. اما اگر سفر آقای پزشکیان صرفاً به سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل و چند دیدار تشریفاتی محدود شود، نباید انتظار داشت قدرت چانهزنی کشورمان تقویت شود. وی ادامه داد: اثر واقعی حضور رئیسجمهور زمانی ایجاد میشود که در حاشیه مجمع عمومی، ائتلافها و اتحادهایی با کشورهای مستقل، قدرتهای شرقی، کشورهای منطقه و حتی کشورهای اروپایی شکل بگیرد. بسیاری از کشورهای مستقل، حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی را بهصورت مستقل محکوم کردند، لذا باید بتوان با این کشورها اتحاد و ائتلاف ایجاد کرد و این دیدارها و نشستها را به دستاورد مشخص سیاسی و اقتصادی تبدیل کرد. شکیبایی بیان کرد: هدف اصلی آقای پزشکیان در این سفر باید افزایش وزن و قدرت چانهزنی ایران در نظم بینالمللی در حال تغییر باشد. حضور صرف کافی نیست و این سفر باید مابهازای سیاسی، اقتصادی یا امنیتی برای جمهوری اسلامی ایران داشته باشد. شکیبایی درباره عدم اعطای ویزا به خبرنگاران ایرانی اظهار کرد: آمریکاییها مدعی جریان آزاد اطلاعات هستند، اما تیم رسانهای هیئت همراه رئیسجمهور را با محدودیت مواجه کردند. تحریم تیم رسانهای هیئت همراه، از نظر رسانهای حتی میتواند از خود سفر آقای پزشکیان مهمتر باشد؛ زیرا محدود شدن رسانههای همراه، امکان پوشش مستقیم، تولید تصویر و انتقال روایت از محل رویداد را کاهش میدهد. کارشناس روابط بینالملل گفت: رسانهها معمولاً تلاش میکنند در نقاط مختلف جهان، خبرنگار داشته باشند تا بتوانند روایت مستقیم و زندهای از رویدادها ارائه کنند. کاری که مهر، صدا و سیما و دیگر خبرگزاریها انجام میدهند، از همین منظر اهمیت دارد و محروم کردن رسانههای ایرانی از حضور در محل، این امکان را محدود میکند، لذا این اقدام آمریکا یک تناقض جدی نیز ایجاد میکند؛ زیرا آمریکا از یک طرف به رئیسجمهور ایران اجازه میدهد برای سخنرانی در سازمان ملل وارد خاک این کشور شود، اما بخشی از تیم رسانهای او را از ورود به آمریکا منع میکند. این اقدام را میتوان در چارچوب تلاش برای محدود کردن روایت ایران در سطح بینالمللی ارزیابی کرد.