به گزارش پایگاه خبری دیدگاه مدیریت به نقل از خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: ادبیات کودک، فراتر از روایتهای ساده برای سرگرمی، همواره به عنوان آینهای از واقعیتهای اجتماعی عمل کرده و آنها را در بستری نمادین به یادگار میگذارد. در این راستا، آثار اریش کستنر، نویسنده و طنزپرداز آلمانی، با گذشت نزدیک به یک قرن، جایگاهی ویژه دارند. رمان «کلاس پرنده» (Das fliegende Klassenzimmer) که نخستین بار در سال ۱۹۳۳ منتشر شد، نه تنها یکی از آثار کلاسیک ادبیات کودک اروپا به شمار میرود، بلکه سندی روایی از شرایط سخت روزگار نویسنده است. این اثر که آخرین رمان کودکانه او پیش از سلطه کامل رژیم نازی بر آلمان بود، پس از گذشت نزدیک به یک قرن، همچنان به عنوان اثری تأملبرانگیز و زنده، خوانندگان را با مضامین عمیق اخلاقی مواجه میکند.
اریش کستنر؛ از جبهههای جنگ تا تالار قلم
برای درک بهتر «کلاس پرنده»، باید نگاهی به زندگی ادبی و سیاسی خالق آن داشت. امیل اریش کستنر (۱۸۹۹-۱۹۷۴)، نویسندهای بود که تلخی جنگ جهانی اول را به عنوان سرباز تجربه کرد؛ تجربهای که او را به بیماری قلبی مبتلا ساخت و بذر ضدیت با خشونت و ارتشسالاری را در وجودش کاشت. کستنر که به خاطر آثار انتقادی و سیاسیاش شناخته میشد، در دورانی که فاشیسم در حال رشد بود، با شجاعت قلم به دست گرفت. با اینکه آثارش در سال ۱۹۳۳ توسط نازیها به آتش کشیده شد و حقوق نویسندگیاش به حالت تعلیق درآمد، هرگز آلمان را ترک نکرد. او همواره تلاش کرد تا با استفاده از نامهای مستعار همچون «ملخیور کورتز»، صدای خود را به گوش مخاطبان برساند. مدیریت انجمن قلم آلمان فدرال در سال ۱۹۵۷ و دریافت جوایز ادبی معتبری چون «گئورگ بوشنر»، گواهی بر استمرار و تأثیرگذاری این نویسنده بر ادبیات آلمان است.
روایت مدرسهای در آستانهی کریسمس
«کلاس پرنده» داستان زندگی گروهی از نوجوانان در مدرسه شبانهروزی «یوهان زیگسموند» را روایت میکند. این داستان در روزهای سرد و پرتنش منتهی به کریسمس میگذرد و ماجراهای پنج شخصیت اصلی یعنی «مارتین»، «جانی»، «ئولی»، «ماتز» و «سباستین» را دنبال میکند. هسته مرکزی داستان حول یک نمایشنامه خودساخته شکل میگیرد که توسط «جانی» نوشته شده است. در این نمایش، شاگردان به همراه معلمشان، «سباستیان فرانک»، به سفری خیالی برای یادگیری جغرافیا میروند. این ساختار «داستان در داستان» به کستنر اجازه میدهد تا خلاقیت و ذهن پرسشگر نوجوانان را به تصویر بکشد. ماجراهای جانبی، از درگیری با دانشآموزان مدرسه رقیب گرفته تا تلاش برای نجات دوستی در خطر، گرههای داستانی هستند که در نهایت به تقابل ارزشهای انسانی با واقعیتهای تلخ جامعه منجر میشوند.
یکی از لایههای عمیق این رمان، حضور شخصیتی به نام «بیدود» است؛ پزشک سابقی که از هیاهوی جامعه گریخته و در واگن متروکهای زندگی میکند. او نماد فرار از خودبیگانگی و رنجهای مدرن است. تلاشهای نوجوانان برای پیوند دوباره این مرد با جامعه و جایگاه معلمی، یکی از زیباترین بخشهای رمان است که گویی نویدبخش ترمیم پیوند میان نسلها و بازگشت امید به جامعهای است که در آستانه فروپاشی اخلاقی قرار دارد.
آموزههایی برای همهی اعصار
کستنر در «کلاس پرنده» تنها به قصهگویی اکتفا نمیکند. او پیامهای اخلاقی خود را در قالب دیالوگها و موقعیتهای داستانی میگنجاند. شاید مهمترین درس کتاب در این گزاره نهفته باشد که: «زندگی نه با پول درآوردن آغاز میشود و نه با آن به پایان میرسد». این آموزه، نقدی مستقیم بر مادیتگرایی و تلاشی برای بیدار کردن وجدان نوجوانان در برابر فریبکاریهای دنیای بزرگسالان است. در بخشی از این کتاب، در میانه تمرین تئاتر بچهها میخوانیم: «درست در همین لحظه در تالار ورزش با شتاب باز شد. صدا در گلوی ماتیاس خفه شد. بقیه بچهها وحشتزده برگشتند و ئولی با کنجکاوی از درون ابر نقاشی شده که خودش را در انتظار برگشت در آن پنهان کرده بود، سرک کشید. در آستانه در پسری ایستاده بود که صورت و یک دستش خونآلود بود. لباسش پاره شده بود؛ با خشم شدید کلاهش را از سر برداشت و آن را به زمین کوبید و فریاد زد: میدانید چه شده؟ ماتیاس با مهربانی پرسید: ما از کجا بدانیم، فریدولین؟ سباستیان حرفش را دنبال کرد: وقتی یک محصل روزانه بعد از تعطیل به مدرسه میآید و اینطور کتک میخورد… فریدولین حرف او را قطع کرد و گفت: وراجی را بگذار کنار! بچههای مدرسه حرفهای من و کروتیس کام را وقتی به خانه میرفتیم غافلگیر کردند. کرویتس کام را زندانی کردند و دفترچههای دیکته را هم که میخواستیم برای تصحیح پیش پدرش ببریم از دستمان گرفتند. (پدر کرویتس کام دبیر زبان آلمانی دبیرستان یوهان زیگیسموند بود.) ماتیاس پرسید: بر شیطان لعنت! دفترچههای دیکته را هم گرفتند؟ خداراشکر! مارتین از دوستش جونی پرسید: عده ما کافی است؟ جونی با اشاره سر جواب مثبت داد. مبصر فریاد کشید: بالا راه بیفتیم، از روی نردهها بپریم تو باغچه، بجنبیم میرویم پیش «بیدود» جمع میشویم. همه از تالار بیرون دویدند. ئولی که پا به پای ماتیاس میدوید گفت: حالا اگر تئودور خوشگله ما را ببیند، کارمان تمام است. ماتیاس جواب داد: پس تو همینجا بمان. پسر کوچولو که رنجیده بود گفت: مگر دیوانه شدی؟ شش پسر بچه کنار دیوار باغ مدرسه رسیدند، از نردهها بالا رفتند و بیرون پریدند. ماتیاس هنوز ریش سفید و بلندش را برنداشته بود.
تصویرسازیهای «والتر تریر» در این کتاب، مکمل کلام کستنر است. کاریکاتورهای زنده و سرشار از جزئیات او، به فضای داستان روحی تازه میبخشند که همچنان پس از سالها برای مخاطب جذاب است. «کلاس پرنده» در ایران، این اثر با ترجمه علی پاکبین و از سوی «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» منتشر شده است. اولین چاپ این اثر به سال ۱۳۵۷ بازمیگردد و در دهههای متمادی، چاپهای متعددی از آن (از جمله سالهای ۱۳۶۱، ۱۳۸۲ و ۱۳۹۶) روانه بازار نشر شده است. نسخه صوتی این کتاب نیز با صدای منصور ضابطیان، فرصتی تازه برای تجربه این داستان فراهم کرده است. «کلاس پرنده» صرفاً یک کتاب از ادبیات کودک و نوجوان نیست؛ بلکه اثری است برای همه آنانی که در جستوجوی نوری انسانی در تاریکیهای تاریخ هستند. اریش کستنر با زبانی ساده، طنزی هوشمندانه و نگاهی ژرف به روانشناسی نوجوانان، توانسته است اثری خلق کند که نه تنها در زمانه خود و در آستانه جنگی ویرانگر، بلکه در دوران معاصر نیز حرفی برای گفتن دارد. بازخوانی این رمان، دعوتی است به بازگشت به ارزشهای اصیل انسانی: دوستی، وفاداری و شجاعت در برابر بیعدالتی.