به گزارش پایگاه خبری دیدگاه مدیریت به نقل از مهر، صبح روز جمعه ۲۷ شهریور، بوستان ولایت تهران میزبان یک مسابقه دو در دو بخش مردان و زنان بود؛ رویدادی که پس از انتشار تصاویری از حضور شرکتکنندگان در فضای مجازی، حاشیههایی را به دنبال داشت. این اتفاق در نگاه اول ممکن است صرفاً به عنوان حاشیهای از یک مسابقه ورزشی تلقی شود، اما در کنار نمونههای مشابه سالهای اخیر، تصویری بزرگتر از وضعیت برگزاری برخی رویدادهای ورزشی در ایران را به نمایش میگذارد.
در سالهای اخیر، شکل جدیدی از مسابقات ورزشی در کشور بیشتر مشاهده شده است. این رویدادها که با حضور ورزشکاران حرفهای و چهرههای شناختهشده برگزار میشوند، از ظرفیت اماکن ورزشی رسمی بهره میبرند و گاهی حتی حالوهوای یک مسابقه رسمی را دارند، اما لزوماً در ساختار فدراسیون مربوطه تعریف نشدهاند. در زمان برگزاری، همه چیز شبیه یک مسابقه عادی پیش میرود، اما با ایجاد حاشیه، مسئولیت میان برگزارکننده، فدراسیون و مجموعه ورزشی جابهجا میشود.
دوومیدانی یکی از رشتههایی است که طی سالهای اخیر نمونههای مختلفی از این وضعیت را تجربه کرده است. در اردیبهشت ۱۴۰۲، حاشیههای یک مسابقه دو در شیراز پس از انتشار تصاویری از حضور برخی زنان بدون حجاب به استعفای هاشم صیامی، رئیس وقت فدراسیون دوومیدانی، منجر شد و رئیس هیئت دوومیدانی فارس نیز از مسئولیت خود کنارهگیری کرد. در آن مقطع، یک مسابقه دو که با حضور ورزشکاران برگزار شده بود، به سرعت از یک رویداد ورزشی به مسئلهای مدیریتی تبدیل شد و مسئولیت آن به فدراسیون و هیئت استانی منتقل گردید.
چند سال بعد، ماراتن کیش نمونه متفاوتی از همین مسئله را نشان داد. در این رویداد، اختلاف درباره مجوزهای برگزاری مطرح شد و پس از برگزاری مسابقه و انتشار تصاویر، پرونده قضایی برای برخی عوامل تشکیل گردید و دو نفر از برگزارکنندگان نیز بازداشت شدند. در کرمان نیز وضعیت کاملاً متفاوت بود. مسابقه «ماهانران» که برای ۱۰ مهر برنامهریزی شده بود، به دلیل عدم صدور مجوزها لغو شد و اصلاً به مرحله برگزاری نرسید.
به این ترتیب، در فاصله چند سال، سه مسابقه دو با سه سرنوشت متفاوت روبهرو شدند؛ یکی به استعفای رئیس فدراسیون رسید، دیگری با اختلاف درباره مجوز و ورود دستگاه قضایی همراه شد و سومی پیش از آغاز لغو گردید. حالا در تهران، مسابقهای برگزار شده و انتشار تصاویر آن بار دیگر حاشیه ایجاد کرده است؛ اتفاقی که نشان میدهد مسئله فقط به یک شهر یا یک برگزارکننده محدود نیست.
این وضعیت اما تنها مختص دوومیدانی نیست. نمونه تازه آن را میتوان در تنیس مشاهده کرد. رشتهای که اخیراً یک رویداد آن در مجموعه ورزشی انقلاب تهران برگزار شد و انتشار تصاویر مسابقه حاشیههایی را به دنبال داشت. پس از ایجاد این حاشیهها، داود عزیزی، رئیس فدراسیون تنیس، اعلام کرد که این مسابقه در تقویم فدراسیون قرار نداشته و فدراسیون مسئولیتی در برگزاری آن ندارد. به گفته او، زمینهای تنیس مجموعه انقلاب نیز در اختیار فدراسیون نبوده و شرکت توسعه و نگهداری اماکن ورزشی مستقیماً با برگزارکننده قرارداد بسته است.
این توضیحات تصویر روشنتری از شکل جدید برگزاری برخی مسابقات در ورزش ایران ارائه میکند. مسابقهای در یک مجموعه ورزشی شناختهشده برگزار میشود، ورزشکاران ملیپوش یک رشته در آن حضور پیدا میکنند و رویداد برای مخاطب کاملاً شبیه یک مسابقه ورزشی است، اما فدراسیون مربوطه آن را بخشی از برنامه رسمی خود نمیداند. در چنین شرایطی، مرز میان «مسابقه رسمی»، «رویداد خصوصی» و «رقابت تجاری» برای مخاطب چندان روشن نیست. از طرف دیگر، وقتی حاشیهای ایجاد میشود، همین مرز مبهم باعث میشود مسئولیت نیز بهسادگی از یک مجموعه به مجموعه دیگر منتقل شود.
نکته مهم در این میان، حضور ورزشکاران حرفهای و شناختهشده در چنین رویدادهایی است. در سالهای اخیر، برگزاری مسابقات خارج از تقویم رسمی فدراسیونها در کنار فعالیت ورزشکاران حرفهای، شکل تازهای به بخشی از فضای رقابتی ورزش ایران داده است. البته حضور یک ورزشکار حرفهای یا حتی ملیپوش بهتنهایی به معنای رسمی بودن مسابقه نیست و وضعیت هر رویداد باید جداگانه مشخص شود. اما حضور چهرههای شناختهشده، استفاده از اماکن ورزشی رسمی و برگزاری رقابت با ساختار حرفهای باعث میشود مرز میان یک مسابقه رسمی و یک رویداد خصوصی برای افکار عمومی کمرنگ شود.
مسئله اصلی نیز دقیقاً همینجاست؛ اگر یک رویداد خارج از تقویم فدراسیون برگزار میشود، باید از ابتدا جایگاه آن برای ورزشکار، برگزارکننده و مخاطب مشخص باشد. اگر مسابقه رسمی است، مسئولیت فدراسیون و سایر نهادهای مرتبط نیز باید روشن باشد و اگر خصوصی است، برگزارکننده باید مسئولیت کامل الزامات و پیامدهای برگزاری آن را بپذیرد. مسئولیت نباید بعد از حاشیه پیدا شود.
آنچه در شیراز، کیش، کرمان و تهران در دوومیدانی و حالا در تنیس دیده شده، بیش از آنکه مجموعهای از اتفاقات جدا از هم باشد، نشانه شکلگیری یک الگوی جدید در برگزاری رویدادهای ورزشی است. بخشی از مسابقات دیگر الزاماً در قالب سنتی «فدراسیون برگزار میکند و فدراسیون پاسخگو است» برگزار نمیشوند. برگزارکنندگان خصوصی وارد میدان شدهاند، مجموعههای ورزشی امکان برگزاری رویدادهای مستقل را فراهم میکنند و ورزشکاران حرفهای نیز در برخی از این رقابتها حضور پیدا میکنند. این تغییر میتواند بخشی طبیعی از توسعه ورزش حرفهای و خصوصی باشد، اما زمانی که چارچوب مسئولیتها روشن نباشد، نخستین چیزی که بعد از ایجاد حاشیه از بین میرود، پاسخگویی است.
تجربه چند سال اخیر نشان داده است که نمیتوان مسئولیت یک رویداد را تنها پس از ایجاد حاشیه مشخص کرد و باید از پیش تکلیف مجوز، نحوه واگذاری محل برگزاری، مقررات مسابقه و مسئولیت برگزارکننده را روشن کرد. در نهایت، مسئله امروز ورزش ایران فقط این نیست که چه مسابقهای برگزار شده و چه حاشیهای به وجود آمده است. مسئله مهمتر گسترش رویدادهایی است که ظاهر یک مسابقه رسمی را دارند، ورزشکاران حرفهای در آنها حضور پیدا میکنند، در برخی موارد فدراسیونها نیز بهصورت رسمی اخبار و اطلاعات مربوط به برگزاری این رویدادها را اطلاعرسانی میکنند، ولی هنگام پاسخگویی هیچ نهاد مشخصی مسئولیت کامل آن را بر عهده نمیگیرد.