گروه فرهنگ و ادب، پایگاه خبری دیدگاه مدیریت به نقل از خبرگزاری مهر، فاطمه نعمتی: با نگاهی به قفسههای کتابفروشیها، با تعداد قابل توجهی از آثار ترجمه مواجه میشویم که از جلد کتاب تا محتوای آن، جذاب و دلنشین به نظر میرسند؛ اما آیا ما از نظر عقیده و سلیقه همان فرد قبل از مطالعه باقی میمانیم یا زندگی و نوع رفتار شخصیتهای خارجی بر ما تأثیر میگذارد و ما را به سمت شبیه شدن به آنها سوق میدهد؟ تأثیر ادبیات داستانی بر خواننده موضوعی است که هیچکس نمیتواند آن را انکار کند. جهانسازی موجود در رمانها به گونهای بر دنیای خواننده تأثیر میگذارد که او با نسخه قبلی خود پیش از مطالعه کتاب تفاوت خواهد داشت. اکنون او تمایل دارد شبیه شخصیت کتاب رفتار کند، صحبت کند و از چیزهایی استفاده کند که شخصیت کتاب داشته است و به آرزوهایی برسد که آن شخصیت به آنها دست یافته است. این سطح از تأثیرگذاری، والدین بهویژه والدین نگران را دچار نگرانی کرده است. آنها میخواهند فرزندشان کتابی بخواند که او را به مسیرهای درست و سالم هدایت کند، نه به سمت انحرافات و آسیبها. در این شرایط، نقش مروجان کتاب و مربیان اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ افرادی که کتابهایی را مطالعه و بررسی کردهاند و میدانند کدام کتابها برای چه خوانندگانی مفید و برای چه کسانی مضر هستند. «رمانتیک» نیز به همین منظور ایجاد شده است. این کتاب پژوهشی و تحلیلی در دو جلد از سوی نشر شناختپژوه منتشر شده است. گروه ارزیابان «رمانتیک» به بررسی رمانهای نوجوان تألیفی و ترجمه در بازار نشر کشور پرداخته و آثار تأییدشده را در قالب فهرستهای موضوعی در این دو جلد قرار دادهاند تا والدین، مربیان و مروجان کتاب، مرجعی برای معرفی آثار مطمئن به نوجوانان ایرانی داشته باشند. به بهانه انتشار جلد دوم «رمانتیک»، گفتوگویی با محمدطه اسفندیاری، مدیر پروژه ارزیابی انجام دادهایم که در ادامه میخوانید:
بررسی رمانهای نوجوان با هدف تعیین پیامهای تربیتی آنها را از چه زمانی و به چه دلیل آغاز کردید؟ این پروژه از سال ۱۳۹۲ آغاز شد. کنشگران تربیتی که برای مخاطب نوجوان فعالیت میکنند، شامل معلمان و مربیانی هستند که در کانونهای مساجد، پایگاههای بسیج، مجموعههای تربیتی خصوصی یا مدارس با نوجوانان در تعامل هستند و در درجه بعدی والدین، همگی دغدغه مشترک و بسیار مهمی دارند و آن هم معرفی کتابهای مناسب برای نوجوانان است. در سالهای اخیر، شاهد بودهایم که مجموعههای تربیتی که به ضرورت کار در حوزه کتاب و کتابخوانی پی برده و مایلاند فعالیتهایی در این زمینه داشته باشند، با این پرسش مهم مواجهاند که: «حالا چه کتابی به بچهها معرفی کنیم؟» اگر بخواهیم مسابقهای برگزار کنیم، برنامهای داشته باشیم یا کتابی بهعنوان هدیه و جایزه بدهیم، چه کتابی برای مخاطب نوجوان مناسب است؟ همانطور که مستحضرید، نوجوانان علایق و مسائل گوناگونی دارند. اگر بخواهیم از کتاب استفاده مطلوبی در فرایند تربیت داشته باشیم، باید کتابهایی را به نوجوانان معرفی کنیم که متناسب با علایق و مسائل آنها باشد. برای مثال، اگر نوجوانی در خانه دچار مسئلهای عاطفی است و والدینش به او توجه چندانی ندارند، با هم مشاجره و دعوای بسیار دارند یا در معرض طلاق هستند و این مسائل ذهن نوجوان را درگیر کرده است، مربی باید کارهای مختلفی انجام دهد. یکی از کارهایی که میتواند انجام دهد، استفاده از ابزار کتابهای داستانی است که در آنها داستانی مشابه با زندگی آن نوجوان روایت میشود. یا مثلاً نوجوانی علاقهمند است که درباره تاریخ معاصر ایران مطالعه داشته باشد؛ در اینجا معرفی کتابهای داستانی جذاب که به بخشی از تاریخ معاصر ایران میپردازند، برای او بسیار مفید است. بنابراین، مربی متناسب با علایق و مسائل نوجوان، قصد معرفی کتاب به او را دارد. اینکه چه کتابهایی خوب هستند و از چه کتابهایی میتوان استفاده کرد، مسئله بسیاری از مربیان است و ما این پروژه را برای پاسخ به همین نیاز معلمان و مربیان آغاز کردیم.
اعضای این پروژه در چه زمینههایی تخصص دارند و چگونه انتخاب شدند؟ ارزیابانی که در این پروژه با ما همکاری داشتند، افرادی بودند که در دو بُعد تخصص داشتند: هم در حوزه ادبیات داستانی (بهویژه ادبیات داستانی نوجوان) و هم در حوزه تربیت. ما برای سنجش ارزیابان، سازوکار مشخصی داشتیم؛ بهاینصورت که از افراد معرفیشده یا کسانی که خودمان میشناختیم، میخواستیم کتابی را که پیچیده هم بود، بهعنوان نمونه ارزیابی کنند. اگر کیفیت ارزیابی آنها مطلوب بود، از ایشان دعوت به همکاری میکردیم. در واقع، افرادی که در این حوزه با ما همکاری میکردند، از دانش، مطالعات و توانمندی لازم در هر دو حوزه مذکور برخوردار بودند. ما در مورد مشکلات محتوایی بسیار سختگیرانه عمل کردیم؛ یعنی مبنا را بر این گذاشتیم که کتاب واقعاً هیچ مشکل محتوایی نداشته باشد. مواردی نظیر مسائل جنسی، روابط ناسالم دختر و پسر، ترویج سبک زندگی غربی، ترویج ادیان دیگر، ترویج بیاحترامی به والدین یا ترویج وحشت و خشونت، از جمله موارد نسبتاً شایع بودند که در قبال آنها بسیار سختگیرانه عمل کردیم.
در این پروژه تاکنون چند اثر مطالعه و بررسی شده است و چند اثر هم تأیید و در کتابها قرار گرفتهاند؟ ما هر رمان نوجوانی را که منتشر شده و در بازار کتاب موجود بوده است، ارزیابی کردهایم. البته بسیاری از کتابها در همان ارزیابی اجمالی اولیه، بهدلیل اشکالات واضح و مشکلاتی که داشتند، رد شدند. تقریباً حدود ۱۵۰۰ عنوان کتاب را بهطور تفصیلی ارزیابی کردیم که از میان آنها، در جلد اول «رمانتیک»، ۱۳۰ کتاب و در جلد دوم ۸۳ عنوان کتاب تأیید و معرفی شدند. لذا تقریباً میتوانیم بگوییم ارزیابی ما، ارزیابی جامعی بوده و شامل همه کتابهای منتشرشده تا پایان پاییز ۱۴۰۳ (چه در بخش ارزیابی اجمالی و چه در بخش ارزیابی تفصیلی) میشود.
معیارهای تحلیل و بررسی آثار چیست؟ ما سه معیار اصلی برای ارزیابی داشتیم: نخست، اینکه کتاب از لحاظ قوت ادبی و جذابیت برای مخاطب، نمره قابلقبولی کسب کند. معیار مهم دیگر این بود که کتاب مشکل محتوایی جدی نداشته باشد؛ برای مثال، ترویج روابط ناسالم دختر و پسر، ترویج ادیان دیگر یا ترویج سبک زندگی غربی که مصادیق مختلفی دارد. معیار سوم نیز داشتن دستکم یک کارکرد تربیتی بود؛ یعنی هنگامی که مخاطب نوجوان آن کتاب را میخواند، دستکم یک تأثیر تربیتی بر او بگذارد. البته آثاری هم داریم که چندین اثر تربیتی داشتهاند. اینها سه معیار اصلی ما برای داوری بودند. بنابراین، کتابی که ممکن بود اثرات تربیتی داشته باشد اما از نظر ادبی و جذابیت نمره قابلقبولی کسب نکرده بود، رد شد یا کتابی که اثر تربیتی داشت و جذاب هم بود، اما در کنار آن، مشکلات محتوایی نیز به همراه داشت. بسیاری از رمانهای خارجی و ترجمهشده جزو این دسته بودند؛ جذاب بودند، از نظر فرمی و ادبی قابلقبول بودند و اثر تربیتی داشتند اما تأثیرات نامطلوب و مشکلات محتوایی نیز داشتند. البته لازم است بگویم که ما در مورد مشکلات محتوایی بسیار سختگیرانه عمل کردیم؛ یعنی مبنا را بر این گذاشتیم که کتاب واقعاً هیچ مشکل محتوایی نداشته باشد. مواردی نظیر مسائل جنسی، روابط ناسالم دختر و پسر، ترویج سبک زندگی غربی، ترویج ادیان دیگر، ترویج بیاحترامی به والدین یا ترویج وحشت و خشونت، از جمله موارد نسبتاً شایع بودند که در قبال آنها بسیار سختگیرانه عمل کردیم و بسیاری از کتابها به همین دلایل رد شدند. علت این سختگیری آن بود که ما فرض کردیم والدین، مربیان و معلمانی که بهدنبال کتاب مناسب هستند، ممکن است بسیار سختگیر باشند و نگاهی دقیق با حساسیت بالا داشته باشند؛ بنابراین، کتابها را با فرضِ این نگاه ارزیابی کردیم. طبیعتاً اگر میخواستیم با حساسیت کمتری ارزیابی کنیم یا فرض را بر این میگذاشتیم که این کتابها قرار است به دست معلمان و مربیانی برسد که میتوانند اشکالات کتاب و اثرات منفی تربیتی را از طریق گفتوگوی انتقادی و… برای نوجوان مدیریت کنند یا قرار است این کتابها را به نوجوانانی معرفی کنند که قیدوبندهای مذهبیِ سختگیرانه ندارند یا اصولاً آثار و فیلمهای نامناسبتری را هم تجربه کردهاند، تعداد کتابهای تأیید و معرفیشده بسیار بیشتر میشد. اما ما این فرض را مبنا قرار دادیم که اگر بخواهیم برای خانوادههای متدین، معلمان، مدیران و مجموعههای تربیتی که حساسیتهای مذهبی بالایی دارند، فهرستی معرفی کنیم، باید چه کتابهایی را در آن بگنجانیم؛ بنابراین، تعداد کتابهای تأییدشده بسیار کمتر شد. البته این کتابها برای نوجوانان و خانوادههایی که چنین حساسیتهایی ندارند نیز مناسب است، اما برای آنها میشد کتابهای بسیار بیشتری معرفی کرد که ما با توجه به ملاحظات خود، از این کار پرهیز کردیم. در واقع، ما این را متوجه بودیم که برای خانوادههایی که دغدغههای مذهبی و محتوایی خاصی ندارند، فهرستهای متنوعی وجود دارد؛ نهادهایی مانند «لاکپشت پرنده» و برخی مؤسسات دیگر، فهرستهایی را ارائه میدهند و عملاً کتابها را به آنها معرفی میکنند و آنها نیز از آن فهرستها استفاده میکنند. در حقیقت، ما خلأیی را احساس میکردیم؛ چراکه برای خانوادههایی که از لحاظ مذهبی تقیدات جدی دارند یا برای مجموعههای تربیتی که رویکردهای دینی، مذهبی و انقلابی برایشان پررنگ است، مرجعی وجود نداشت که هم فهرست کتاب معرفی کند و هم به دغدغههای کنشگران تربیتی در این مجموعهها و خانوادهها توجه داشته باشد. ما قصد داشتیم در درجه اول این خلأ را پُر کنیم؛ اگرچه تأکید میکنم فهرستهای ارائهشده ما، برای تمام نوجوانان با سلیقهها و علایق مختلف، مناسب است. بهاین معنا نیست که ما هیچ رمان خارجیای معرفی نکرده باشیم یا اگر کتابی فاقد فضای مذهبی یا انقلابی بوده، آن را نادیده گرفته باشیم؛ چنین نیست. بااینحال، در مباحث محتوایی سختگیرانه عمل کردیم. البته شایان ذکر است که در معرفی کتابها، بخشی با عنوان «آسیبشناسی» داریم. اگر کتابی از نظر محتوایی اشکالات جزئی داشت که بهنظر ما کمرنگ بود و ضربهزننده محسوب نمیشد، آن را معرفی کردیم اما آسیب احتمالیاش را گوشزد کردیم؛ برای مثال، اینکه «در این کتاب، محدود به یک مورد، ترویج روابط دختر و پسر وجود دارد» یا «در صحنهای، مواجههی نوجوان با والدینش مناسب نیست». ما این موارد را معرفی کردیم و آسیب احتمالی آن را متذکر شدیم تا مربی، معلم یا والدین، به آن آگاه باشند.
چرا این معیارها برای شما و گروه ارزیابی، مهمتر از بقیه معیارها بوده است؟ نخست، اینکه کتاب از لحاظ جذابیت برای نوجوان و از حیث فرم و ادبیات در سطح درخور توجهی باشد، مسئلهای است که به نظرم در تمامی داوریها و ارزیابیها درباره آن اتفاقنظر وجود دارد. طبیعتاً اگر ما بهترین کتاب را از نظر تربیتی و مضمون بنویسیم اما طرح جلد جذابی نداشته باشد، فرم خوبی نداشته باشد و شروع داستانیاش گیرا نباشد، نوجوان با آن ارتباط برقرار نمیکند و طبیعتاً این کتاب توسط مخاطب اصلیاش، یعنی نوجوان، خوانده نخواهد شد. در رابطه با مسائل محتوایی که توضیح دادم چرا برایمان پررنگ بوده است: دلیلش این است که میخواستیم در فرایند تربیتی، خوراک کتاب خانوادهها و مجموعههایی را که از لحاظ مذهبی حساسیت و دغدغه بالایی دارند، در وهله اول تأمین کنیم. ضمن اینکه قائلیم این حساسیتها واقعاً بهجا هستند؛ اگر ما میخواهیم نگاه تربیتی درستی داشته باشیم، باید در رابطه با محتوا حتماً توجه و حساسیت بالایی به خرج دهیم. بهدلیل تأثیراتی که کتابهای داستانی میگذارند -که بسیاری از آنها حتی ناخودآگاه است اما عمیقاند- توجه به محتوا بسیار مهم است و جا دارد حتماً این سختگیریها صورت بگیرد. در رابطه با لزوم داشتن «اثر تربیتی» نیز باید بگویم چون ما برای داستان و رمان، «خصوصیت ذاتی» (بهمعنای خودبسندگی) قائل نیستیم و میخواهیم در فرایند تربیت از آن استفاده کنیم، یکی از اهداف اصلی این پروژه این بوده است که بتوانیم به کنشگران تربیتی، کتابهایی را معرفی کنیم که علاوه بر جذابیت، دارای پیامهای تربیتی مؤثر نیز باشند.