به گزارش پایگاه خبری دیدگاه مدیریت به نقل از خبرگزاری مهر، فرهیختگان نوشت: جشنواره ونیز از ابتدا با سیاست گره خورده و هویت این رویداد فرهنگی-هنری هرچند که دستاندرکارانش تلاش کردهاند، از این مفهوم دور نیست. ونیز با وجود رقیبی جدی به نام «برلیناله» که بهطور عمومی به «فستیوال فیلم برلین» معروف است، از ابتدا بهطور صریح مجری اوامر لیبرال دموکراسی نبوده و تنها حدود ۱۵ سال است که در برابر مخالفان و منتقدان سیاستهای اروپای بهاصطلاح آزاد ایستاده است. اما سیاست در بطن ونیز نهادینه شده و هنوز آثار چکمه موسولینی و دوستانش بر چهره قدیمیترین جشنواره سینمایی دنیا احساس میشود و جنبه غیرکارکردی هنر یا همان «هنر برای هنر» نیز نتوانسته ذات چنین رویدادی را تمیز کند.
بههرحال، ونیز هم مانند هر جشنواره یا فستیوالی برای فرار از انتقادات و عمل نمایشی به شعار «دنیای آزاد» و… یا بهتر بگوییم بازاریابی بهمنظور جلب توجههای متفاوت و گاه متضاد، نیاز فراوانی به حضور فیلمها و فیلمسازان منتقد دارد. زیرا اگر آنها نتوانند با آثار خود نسبت به مسائل جاری در شرق و غرب واکنش نشان دهند، دیگر آن ادعاهای گولزننده درباره آزادی بیان و دموکراسی خریدار پیدا نمیکند. به همین دلیل «NAZA» تنها مستند بخش مسابقه هشتادوسین جشنواره فیلم ونیز بود و در نهایت موفق به کسب جایزه ویژه هیئت داوران شد.
در نقطه مقابل، حضور دو نماینده از سینمای غیررسمی ایران در بخش اصلی و افقها نشاندهنده این نکته بود که ماهیت فستیوالهای غربی با حق و حقیقت و عدالت نسبتی ندارد و این تنها پروژه و فاند و کاسبی است که اهمیت دارد. چطور میتوان هم به اثری جایزه داد که ضدسیستم است و هم فیلمی را مورد توجه قرار داد که مضمون اصلیاش همسویی با منویات دولتهای غارتگر غربی است؟ بنابراین اهدای یکی از جوایز اصلی به مستند افشاگرانه «نازا» بهخودیخود نشاندهنده هیچ خصیصه منفی و بهویژه مثبتی نیست و ارزش اثر در مواجهه بیواسطه مشخص میشود. با این حال، منتقدان جشنوارهای بهعنوان اولین حلقه مخاطبان تاکنون نقدهای مثبتی درباره NAZA نوشته و گفتهاند که فیلم توانسته گزارشی از جنایات رژیم صهیونیستی علیه فلسطینیان، بهویژه مردم مظلوم غزه ارائه دهد.
از زمان آغاز عملیات طوفانالاقصی و سپس اقدامات شنیع صهیونیستها و حامیان آمریکایی و غربیشان در هموار کردن مسیر برای از میان برداشتن خطوط قرمز جنگ و به دنبال آن، کشتار بیوقفه مردم بیگناه، سینماگران در قالب ساخت فیلم و شرکت در تظاهرات گوناگون نسبت به درندهخویی اسرائیلیها و آمریکاییها واکنش نشان دادند. بر همین اساس موفقیت NAZA در جشنواره ونیز تنها بخش کوچکی از آثار تولیدشده در مورد فلسطین بوده و سابقه فیلمها و مستندهای اینچنینی به سالهای قبل بازمیگردد.
البته پیشتر اشاره شد که جشنوارهها و پلتفرمهای غربی برای احیای لاشه بیجان لیبرال دموکراسی دست به اقدامات نمادین میزنند و فضای کوچک و محدودی را به انتقاد از نظم جهانی اختصاص میدهند. اما تعدد و کیفیت برخی از این آثار در کنار واکنش تعدادی از بازیگران شاخص هالیوودی – که اکنون دیگر مغضوب سازوکار حاکم بر صنعت سینما شدهاند- از بروز و ظهور شکافی فرهنگی و نمادین در غرب حکایت دارد که سینما آن را رقم زده است.
همه این موارد در حالی اتفاق میافتد که جریان رسمی و فرعی سینمای ایران – چه در داخل و چه در خارج از کشور- چشم خود را بر وقایع فلسطین بسته و دست روی طرح مسائلی میگذارد که نهتنها زمین بازیاش نیست، بلکه بوی پروژهای بودن بسیاری از اکتها و کنشهایش از کیلومترها دورتر به مشام میرسد. بهطوری که اگر حرفهای «لاله مرزبان» بعد از دریافت جایزه بهترین بازیگر زن بخش افقهای ونیز را فقط نظر او بدانیم، خطا کردهایم و دهان اجارهای وی برای انتقال پیام مقاطعهدهندگانش به اربابان سفیدپوست و چشم آبی اروپایی و آمریکایی را نادیده گرفتهایم.
سوای این مسئله، باید دید مستند NAZA «چه» را «چگونه» گفت که مورد توجه یادداشتنویسان، منتقدان و خبرنگاران سینمایی مستقر در ونیز قرار گرفت؟ نازا؛ تلاشی برای روایت زمختی واقعیت مستند نازا روایتی از درون ماشین جنگی رژیم صهیونی است. این فیلم بر پایه مصاحبه با ۲۴ افسر و اپراتور اطلاعاتی ارتش اسرائیل ساخته شده که در پوشش شب و بر پشتبام ساختمانهایی در تلآویو، پرده از سازوکارهای پنهان عملیات نظامی در غزه برمیدارند. هسته اصلی فیلم، افشای استفاده سیستماتیک از هوش مصنوعی و فناوریهای نظارتی برای هدف قرار دادن غیرنظامیان فلسطینی است. این افسران که خود بخشی از این سیستم بودهاند، توضیح میدهند که چگونه کشتار غیرنظامیان بخشی از یک استراتژی محاسبهشده و ازپیشطراحیشده است. عنوان فیلم نیز خود گویای این واقعیت است، زیرا «نازا» مخفف عبارت عبری به معنای خسارت جانبی است که بهمنظور توجیه تلفات غیرنظامیان به کار میرود.
نازا در خلال نمایشش در هشتادوسین جشنواره ونیز با استقبال بسیار چشمگیری مواجه شد. نخستین نشانهای که اهمیت این اثر را در ونیز آشکار کرد، تشویق ایستاده بیسابقهای بود که پس از پایان نمایش نخست آن رخ داد. بنا بر گزارشهای منتشرشده، حاضران در سالن به مدت ۲۴ دقیقه بهصورت ایستاده عوامل فیلم را تشویق کردند که این مدت زمان بهعنوان طولانیترین تشویق ایستاده در تاریخ جشنواره ونیز ثبت شد. این استقبال پرشور، خود گویای آن بود که فیلم توانسته است تأثیری عمیق و فراتر از یک تجربه سینمایی معمولی بر مخاطبان بگذارد و آنها را از جایشان بلند کند.
در کنار این استقبال عمومی، منتقدان سینمایی نیز در ارزیابیهای خود یکدست و قاطع ظاهر شدند. وبسایت متاکریتیک که مجموعهای از نقدهای معتبر را گردآوری میکند، امتیاز ۹۶ از ۱۰۰ را به این مستند اختصاص داد که در طبقهبندی این سایت به معنای تحسین جهانی است. نکته قابلتوجه آنکه تمام ۱۳ نقد بهاصطلاح حرفهای ثبتشده برای فیلم در این پلتفرم بهتمامی مثبت بودند و هیچ نقد منفی یا حتی متوسطی در میان آنها دیده نمیشد. «سیدانت آدلاکها» از ایندیوایر که به فیلم نمره A داد، آن را مستندی شاخص ارزیابی کرد که دست روی مکانیسمهای نسلکشی میگذارد. به باور این نویسنده، تأثیر فیلم نه بهخاطر افشای حقایق جدید، بلکه به علت ساختار و شمایل هنرمندانهای است که این حقایق در آن ارائه میشوند. «لی مارشال» از «اسکرین دیلی» نیز فیلم را مستندی کوبنده توصیف کرد و به سبک عمیقاً سینمایی و درعینحال هنرمندانه آن اشاره نمود. مارشال تأکید کرد نازا بسیار فراتر از یک مستند خبری ساده است و پیام خود را به شیوهای عمیقاً سینمایی منتقل میکند. «بیلگ ابیری» از «نیویورک مگزین» در بخش ولچر، سبک ساده و متمرکز فیلم را از منظر استتیک و زیباییشناسی هنرمندانه توصیف کرد و نوشت تأثیر آن بههیچوجه از ذهن مخاطب پاک نمیشود. «روبرتو روگی» از «اواردز واچ» نیز تأثیر فیلم را با واپسین اثر «جاناتان گلیزر» یعنی «منطقه موردنظر» مقایسه کرد و به تضاد تکاندهنده میان زندگی عادی در یک شهر و ویرانی در شهری دیگر اشاره داشت که تنها چند مایل با هم فاصله دارند. «دبورا یانگ» از «فیلم وردیکت» نیز نازا را گواهی دردناک بر جنایت علیه بشریت خواند.
موج سینمای مقاومت؛ از غزه تا هالیوود هفتم اکتبر ۲۰۲۳ نقطهعطفی در تاریخ معاصر منطقه بود و موازنه نظامی و سیاسی غرب آسیا و حتی جهان را دگرگون کرد و جهان هنر و سینما را نیز با سیلی از واکنشها و آفرینشهای تازه روبهرو ساخت. عملیات طوفان الاقصی و بهویژه اقدامات ویرانگر و جنایتکارانه صهیونیستها و اربابان آمریکاییاش به آن، مسائلی را در غزه رقم زد که در تاریخ معاصر بیسابقه بود. این فجایع، هنرمندان و فیلمسازان سراسر دنیا را به واکنش واداشت و این مدیوم را به یکی از مهمترین سنگرهای روایتگری از رنج مردم فلسطین تبدیل کرد. در سوی دیگر، چهرههای برجسته هالیوود و دنیای هنر نیز به میدان آمدند و با به خطر انداختن شهرت و موقعیت شغلیشان، علیه این نسلکشی سخن گفتند.
در ماههای پس از این رویداد، سینمای جهان شاهد ظهور موج تازهای از فیلمها و مستندهایی بود که مستقیماً به جنایات اسرائیل در غزه و کرانه باختری میپرداختند. یکی از درخشانترین این آثار، مستند «سرزمین دیگری وجود ندارد» بود که توسط «باسل عدرا»، «حمدان بلال»، «یووال آبراهام» و «راشل سور» ساخته شد. این فیلم که روایتی از زندگی مردم منطقه مسافر یاطا در کرانه باختری و خشونت شهرکنشینان اسرائیلی بود، در جشنواره کن ۲۰۲۴ به نمایش درآمد و توانست جایزه بهترین مستند اسکار ۲۰۲۵ را از آن خود کند. این دستاورد تاریخی، نخستین اسکاری بود که به یک فیلم فلسطینی اهدا شد و نمادی از پیروزی روایت مقاومت در برابر روایت رسمی رژیم صهیونی بود.
در بخش فیلمهای داستانی، فیلم «صدای هند رجب» به کارگردانی «کوثر بن هنیه» یکی از تأثیرگذارترین آثار بود که در جشنواره ونیز ۲۰۲۵ به نمایش درآمد و جایزه بزرگ هیئت داوران را دریافت کرد. این فیلم روایتی تکاندهنده از قتل دختربچه ۶ ساله فلسطینی به نام هند رجب داشت که در جریان محاصره غزه توسط نیروهای اسرائیلی کشته شد. فیلم «تعطیلات خوش» به کارگردانی اسکندر کوپتی نیز در همین جشنواره به نمایش درآمد و با روایتی تلخ از زندگی یک خانواده فلسطینی در کرانه باختری، توجه منتقدان را به خود جلب کرد. مجموعهای از فیلمسازان غزه نیز اثری به نام «از زمین صفر» را ساختند که روایتی مستند از زندگی روزمره در میان ویرانههای غزه بود. این فیلم توانست نامزد جایزه اسکار بهترین مستند بینالمللی شود و صدای مردمی را که در محاصره خبری بودند به گوش جهان برساند. فیلمهای دیگری مانند «مسیر آبی»، «فلسطین ۳۶» و «حفاظت» هم در جشنوارههای معتبر اروپایی به نمایش درآمدند و همگی در تقبیح نسلکشی غزه همصدا شدند.
در کنار سینماگران، چهرههای برجسته هالیوود و دنیای هنر نیز واکنشهای گستردهای به نسلکشی غزه نشان دادند. در روزهای نخست پس از هفتم اکتبر، بسیاری از بازیگران و هنرمندان شناختهشده با امضای بیانیهها و انتشار پیامهایی در شبکههای اجتماعی، خواستار آتشبس فوری و توقف حملات به غزه شدند. بازیگرانی مانند «مارک رافالو»، «سوزان ساراندون»، «پدرو پاسکال»، «واکین فینیکس»، «جان کوزاک» و بسیاری دیگر از چهرههایی بودند که با صراحت از حقوق فلسطینیان دفاع کردند. در میان موسیقیدانان نیز واکنشها گسترده بود. «راجر واترز»، «برایان انو»، «پیتر گابریل»، «تیم یورک» از بند «ردیوهد»، «دیمون آلبارن» از گروه «بلر» و گروه موسیقی «مسیو اَتک» از جمله هنرمندانی بودند که با صدور بیانیهها و لغو کنسرتهای خود در فلسطین اشغالی، به این نسلکشی اعتراض کردند. در میان خوانندگان پاپ و مدلها و باقی سلبریتیها نیز «بیلی آیلیش»، «سلنا گومز»، «دوا لیپا»، «بلا حدید»، «د ویکند»، «کری»، «هالزی» و «کهلانی» از جمله چهرههایی بودند که صدای خود را به نشانه اعتراض بلند کردند.
اما این واکنشها بیهزینه نبود. صنعت سینمای هالیوود با استفاده از سازوکارهای خود به صداهای معترض پاسخ داد. «ملیسا باررا» از بازی در فیلم جیغ۷ بازماند و سوزان ساراندون از آژانس استعدادیابی دبلیوامای اخراج شد. در این رابطه بسیاری از هنرمندان در فهرست سیاه صنعت سرگرمی قرار گرفتند. باوجوداین، موج مقاومت هنری متوقف نشد. در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵، جشنوارههای کن، ونیز و برلین به صحنهای برای نمایش فیلمهای فلسطینی و ضدجنگ تبدیل شدند. فیلمسازان جوان فلسطینی که در غزه و با دوربینهای تلفن همراه خود از رنج مردم فیلم میگرفتند، بهسرعت به تولید آثار جدید پرداختند.