به گزارش پایگاه خبری دیدگاه مدیریت به نقل از خبرگزاری مهر _ گروه سیاست؛ رامین عبدالله شاهی: پس از مدتها گفتگوهای تلفنی، فرصتی فراهم شد تا در محل خبرگزاری مهر، امیر رضا واعظ آشتیانی، عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی را ملاقات کنیم و درباره آخرین تحولات، به ویژه شهادت رهبری شهید انقلاب اسلامی و مقاومت در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی، گفتگو کنیم. او مانند همیشه با دقت و آرامش صحبت میکرد و تلاش میکرد تا حق مطلب را در مورد رهبری شهید ادا کند. هرچند به عنوان یک فعال سیاسی اصولگرا شناخته میشود، اما سعی میکرد در نقد جناح رقیب از انصاف خارج نشود و به اتحاد مقدس لطمهای وارد نکند. او وضعیت اقتصادی مردم را نامناسب ارزیابی کرده و بر این باور بود که دولت باید تلاش بیشتری کند. یکی از زیباترین عبارات او این بود که: «سالیان سال بود آمریکا به دیوار سخت نخورده بود و این دیوار سخت به نام ایران و حاصل خون امام شهید ماست و دشمن باید بفهمد کت بر تن کیست». از مخاطبان ارجمند خبرگزاری مهر دعوت میشود تا به ادامه این گفتگو توجه فرمایند.
* از اولین خاطره دیدارتان با رهبری شهید بفرمایید. وقتی ایشان را ملاقات کردید چه حسی داشتید؟ ما در دوره دوم شورای شهر تهران که انتخابات آن در ۱۰ اسفند ۱۳۸۱ برگزار شد، تحت گروهی به نام آبادگران ایران اسلامی وارد شورای شهر شدیم. به یاد دارم که ۱۹ اسفند همان سال، امام شهید ما را دعوت کردند و به خدمتشان رسیدیم. جلسه بسیار خوبی بود و ملاقات به طول انجامید و من به خاطر ارادتی که به امام شهید داشتم، از ابتدا تا پایان جلسه فقط اشک میریختم.
* از صحبتهای آن جلسه رهبری شهید، محورهایی را به خاطر دارید؟ اگر شما بخواهید به شاخ و برگ مشکلی بپردازید، در حقیقت آن را پروارتر کردهاید. ایشان در آن جلسه صحبتهای عالمانه و حکیمانهای داشتند که من فکر میکنم دو یا سه مورد از آنها همواره در ذهنم مانده و در مسئولیتهایی که بعداً داشتم، سعی کردم با توجه به آن فرمایشها عمل کنم. یکی از موارد این بود که ایشان فرمودند به گذشته برنگردید و سعی کنید امروز را برای آینده بسازید. تعبیر من این است که ما مسئول تصمیمات گذشتگان نیستیم ولی مسئول تصمیمات آینده هستیم و این نکتهای بسیار مهم است. همچنین ایشان اشاره کردند که به شاخ و برگها نپردازید و ریشهها را درست کنید. به تحلیل من، این به معنای این است که اگر شما بخواهید به شاخ و برگ مشکلی بپردازید، در حقیقت آن را پروارتر کردهاید.
* پس در آن مقطع با این محورها فعالیت کردید و سعی کردید وارد حاشیهها نشوید؟ من به یاد دارم که در آن چهار سالی که در شورای شهر بودیم، کمتر به گذشته میپرداختیم، مگر اینکه شخصی خارج از شورا حرفی میزد و ما به ضرورت مجبور بودیم که پاسخی برای تنویر افکار عمومی بدهیم. اما واقعیت این است که در حوزه مدیریت و مسئولیت باید تلاش شود که ریشهها حل شود. متأسفانه در کشور در بعضی بخشها یاد گرفتهایم که بیشتر به سوالات پاسخ دهیم تا اینکه به مسئلهیابی و حل آن بپردازیم. اگر ما بتوانیم نهضت مسئلهیابی را در کشور رواج دهیم، اتفاقات بزرگی در حوزههای مختلف کشور خواهد افتاد، اما اگر بخواهیم سر خود را در پاسخ به سوالی گرم کنیم، راه به جایی نخواهیم برد.
* اما برای جامعه شفافسازی هم لازم است. بله، در جاهایی باید شفافسازی شود و میبایست پاسخهای مناسبی برای تنویر افکار عمومی ارائه شود، اما این به معنای این نیست که به هر سوالی پرداخته شود. در هر صورت ما در چهار سالی که در شورای شهر بودیم، سعی کردیم به فرمایشات ایشان توجه کرده و از آنها استفاده کنیم و این خاطرهای بود.
* لطفاً کمی بیشتر از خاطرات دیدار با رهبری شهید بفرمایید. سپس ایشان از وزیر وقت نفت سوال کردند که دلیل گران بودن قیمت نفت برنت دریای شمال نسبت به نفت خلیج فارس چیست؟ باور میکنید آن وزیر نمیتوانست پاسخ بدهد. در آن دوران شورای شهر، چندین بار دعوت شدیم که به امامت حضرت آقا نماز بخوانیم. در یکی از این نمازها که فکر میکنم ۱۲ نفر بیشتر نبودیم، شهردار وقت، آقای احمدی نژاد و تعدادی از مقامات شورای شهر و مسئولین حضور داشتند. وقتی نماز تمام شد، امام شهید برگشتند و دعای خیر کردند و سپس از وزیر وقت نفت سوال کردند که دلیل گران بودن قیمت نفت برنت دریای شمال نسبت به نفت خلیج فارس چیست؟ باور میکنید آن وزیر نمیتوانست پاسخ بدهد.
* واقعاً؟ باور کنید. من دروغی ندارم که بگویم. * یعنی هیچ پاسخی ندادند؟ سخنانی مطرح شد و مسائل مختلفی بیان شد و من که کمترین بودم، به یاد دارم که پاسخ را میدانستم اما با مشورتی که با دوستان انجام دادم، صلاح دیده نشد که پاسخ را بگویم. حال شما نگاه کنید؛ ما با چه کسانی سر کار داشتیم و چه کسانی با این خصوصیات و دولتهای مختلف آمدند و رفتند و در حوزههای مختلف فعالیت کردند.
* در جنگ تحمیلی، دشمن همان ابتدا مقام معظم رهبری را ترور کرد و به شهادت رساند. آنها تصور میکردند با این اقدام کشور فرو میپاشد، اما اینگونه نبود و نشد. در این خصوص چه ارزیابی دارید؟ دشمن ابتدا به سراغ فرماندهان و دانشمندان ما رفت تا با ورود به مسائل نظامی، ایران را تسخیر کند و اساساً نیتش این بود که ایران را تکهپاره کرده و هر قسمتی را به یک کشور تبدیل کند. لازم است توجه کنیم که حضور امام شهید برای دنیای استکبار سنگین بود و آنها هم فکر میکردند با نبود ایشان، جمهوری اسلامی ایران متلاشی میشود. فارغ از اینکه این امام خوش فکر و فکور، در حاکمیت ساختارسازی کرده است. به خاطر داریم که دشمن ابتدا به سراغ فرماندهان و دانشمندان ما رفت تا با ورود به مسائل نظامی، ایران را تسخیر کند و اساساً نیتش این بود که ایران را تکهپاره کرده و هر قسمتی را به یک کشور تبدیل کند؛ اما بعد از اینکه مشاهده کرد به اهدافش نرسیده، نقشه کشید تا رهبر ایران را ترور کند. این نشاندهنده خطای محاسباتی دشمن است که برای خود در نظر گرفته بود، فارغ از اینکه آن میزهایی که مینشینند و این محاسبات را طراحی میکنند، آنقدر بیخرد هستند که متوجه نشدند ایران دارای یک ساختار حاکمیتی منسجم و قوی است.
* حضور مداوم و شبانه مردم را در میدان چگونه ارزیابی میکنید؟ مردم چه اهدافی را پیگیر هستند؟ باید گفت دشمنان با شهید کردن امام شهید ما، اول از همه امامکشی را باب کردند و ما میبایست تا گرفتن انتقام خون امام شهیدمان از پا ننشینیم. هم اکنون حضور شبانه مردم در کف خیابان برای پیگیری همین امر است، زیرا ما خون اماممان را که معامله نمیکنیم؛ یک تار موی امام شهید ما به کل سردمداران آمریکا و صهیونیستها غالب است؛ لذا این عرض بنده شعار نیست بلکه یک باور عمومی مردم است. مردمی که کف خیابان آمدهاند، ایستادهاند و خواستار انتقام خون امام شهید و حفظ دستاوردهای انقلاب هستند، زیرا ۴۷ سال در این مملکت زحمت کشیده شده و توطئههای مختلف خنثی شده و ۴۷ سال پیشرفت در حوزههای مختلف داشتهایم. در عین حال که ۴۷ سال در دنیا مظلوم بودیم، اما ایستادهایم. در واقع ما مظلوم خمیده نیستیم، ما مظلومی هستیم که پای آرمانهایمان ایستادهایم و محکم دفاع میکنیم.
* اشاره به برخی اصلاحطلبان داشتید. هرچند لازم است جناحهای مختلف سیاسی و فکری در کشور وجود داشته باشد، این تفاوتها میتواند سازنده باشد. اما متأسفانه برخی از آنها تعابیری استفاده میکنند که مخرب و مشکلساز میشود، مثلاً تعبیر صلح شرافتمندانه. آیا ما خلأی به نام صلح شرافتمندانه داریم؟ در حالی که همه میدانند ایران جنگطلب نبود و اتفاقاً در حال مذاکره برای رسیدن به صلحی پایدار بود، اما طرف مقابل چند بار به زیر میز مذاکره زد و جنگ به راه انداخت. شما چه نظری دارید؟ همین آقای سریعالقلم میگوید شما بروید با یهودیها صحبت کنید و به آنها اطمینان بدهید که با اسرائیل کاری ندارید. آیا صلح شرافتمندانه با یک بیشرف ممکن است؟ آیا کسی با یک بیشرافت نشسته و مصالحه میکند؟ به عنوان مثال عرض میکنم اگر نول و فاز با یکدیگر برخورد کنند، جرقه نمیزنند و آتش نمیگیرند. لذا این چه منطقی است که از خودتان درمیآورید؟ همین آقای سریعالقلم میگوید آمریکا دست یهودیان است. شما بروید با یهودیها صحبت کنید و به آنها اطمینان بدهید که با اسرائیل کاری ندارید. آن وقت آنها با یک تلفن به سنا و به رئیسجمهور آمریکا همهچیز را حل میکنند! این در حالی است که آمریکا با کسی مذاکره ندارد. اگر آمریکا خیلی به کشوری عزت بگذارد، با او پشت میز مذاکره نشسته و میگوید این چیزی که من میگویم را عمل کن؛ آن طرف هم میگوید چشم.
* اما میتوان گفت آمریکاییها بعد از دههها یکهتازی به دیوار سخت برخورد نکرده بودند. وطنپرستترین رهبر دنیا ایرانیترین فرد، امام شهید بود؛ او ایستاد و ایستاده با خانواده شهید شد. بله، همینطور است. سالیان سال بود آمریکا به دیوار سخت نخورده بود و این دیوار سخت به نام ایران و حاصل خون امام شهید ماست. به ظاهر امام شهید ما بین ما نیستند، اما همانطور که قرآن میفرماید شهدا زندهاند و نزد خداوند، رزق و روزی دارند، لذا قطعاً امام شهید ما ما را راهنمایی میکنند و حتی نبود فیزیکیشان هم مایه خیر و برکت برای کشور است؛ در حالی که وقتی وجود نجس امثال دشمنان ما از دنیا میروند، جهان از یاد میبرد که چنین افرادی در کره زمین وجود داشتند. این در حالی است که وقتی به خوبی مشاهده میکنیم برای امام شهید، میلیونها نفر در اقصا نقاط دنیا عزاداری کردند و میکنند. این یک پیام و تذکر و تلنگر به استکبار است. نفسهای همه آنها با دیدن این صحنهها در سراسر جهان، بریده شد. باید گفت وطنپرستترین رهبر دنیا ایرانیترین فرد، امام شهید بود؛ او ایستاد و ایستاده با خانواده شهید شد. امام شهید ما کلامش نافذ بود و این کلام نافذ در دل و جان مردم جای دارد. حالا بگذریم که یک سری خواص دنبال موضوعات و اندیشههای دیگری هستند، اما من در این دفترم مطالبی را به یادگار دارم. اتفاقاً اگر اجازه بدهید، چون نمیخواهم نقل قول من، نقل قولی باشد که احیاناً غشی در صحبتهای بنده باشد، از روی آن بخوانم.
* خواهش میکنم بفرمایید. بله، امام شهید در ۱۳ آبان ۱۳۹۵ میفرمایند: «من دو خطا را امروز میخواهم تصحیح کنم. دو اشتباه دارد به افکار عمومی که مردم باشند، تزریق میشود. یکی از آن عاملهایی که تزریقکننده است، آمریکاییها هستند، دارند کار میکنند. دو، بعضی از افراد داخلی؛ من همه را متهم نمیکنم. بعضیشان وابسته به تشکیلات سرویسهای اطلاعاتی، جاسوسی یا سیاسی یا مراکز خاص آمریکا هستند. بعضیشان هم وابستگی ندارند، بلکه از نفس افتادهاند، پشیمانشدهها، برای لذت، دنیا به مشامشان رسیده». ما خیلیها را داریم که یک روزی از دیوار سفارت آمریکا بالا رفتند، امروز اصلاحطلب شدند و امروز اصلاحات کشور را خواهان هستند. یعنی مطالبهشان اصلاحاتی است که اصلاحات آمریکایی است و خودشان این را بهتر میدانند. آنها وضع امروز جامعه و این وضع فرهنگی را میخواستند و منظورشان از اصلاحات حتماً این بوده است که مشاهده میکنیم. از سویی من واقعاً متأسف میشوم، زیرا برخی حرفها زده شده یا مقالاتی نوشته میشود و به این روزنامههای آمریکایی به عنوان نسخهنویسی ارائه میشود، در حالی که باید به آنها گفت اگر نسخههای شما به درد میخورد، باید در گذشته جواب میداد. در حوزه اقتصاد هم باید توجه کرد که اقتصاد نئولیبرالیستی را چه کسی مهیا کرد؟ همین شما اصلاحطلبها آنها را ایجاد کردید. شماها مدام نسخه نوشتید و دوباره نسخهتان را پاره کردید و یک نسخه دیگر ارائه کردید و عاقبتش اقتصاد امروز مملکت شد.