به گزارش پایگاه خبری دیدگاه مدیریت به نقل از سازمان برنامه و بودجه کشور، سیدحمید پورمحمدی در گفتگویی با عنوان «ماجرای جنگ ۲» اظهار داشت: در دور نخست خروج ترامپ از برجام، تجربیاتی کسب کردیم که نشان میداد با ورود آقای ترامپ، ممکن است وضعیت کشور به سمت نابسامانیهایی پیش برود. وی ادامه داد: حدود دو ماه پیش از پایان سال ۱۴۰۳، به دلیل پیشبینی تحریمهای شدید و مشکلات جدی از سوی آمریکا، در سازمان برنامه و بودجه اقدام به تدوین برنامهای برای مقابله فعالانه با تحریمها کردیم. اگرچه احتمال جنگ را نمیدادیم، اما پیشبینی میکردیم بدترین تحریمها وضع شود و راهی برای جلوگیری از عبور نفت ما پیدا کنند. لذا بررسی کردیم و متوجه شدیم که اولین مشکل ما میتواند کالاهای اساسی و دارو باشد.
رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی تصریح کرد: در این راستا گزارشی به رئیسجمهور ارائه دادیم و ایشان نیز آن را به مقام معظم رهبری منتقل کردند. در آن زمان مطرح شد که ذخایر دارویی و کالاهای اساسی ما کافی نیست و لذا اذن داده شد تا ذخایر کالاهای اساسی و دارو را تقویت کنیم. منابعی از صندوق توسعه ملی در اختیار دولت قرار گرفت. دولت منابع محدودی داشت و ناگزیر بودیم از صندوق توسعه ملی رقمی را برای کالاهای اساسی و رقمی را برای دارو دریافت کنیم.
معاون رئیسجمهور یادآور شد: در تاریخ ۹ فروردین ۱۴۰۴، به ابتکار شهید سرلشکر باقری، تعدادی از فرماندهان و چند نفر از دولت به دعوت مقام معظم رهبری فراخوانده شدند. مدیریت ایشان در این جلسه برای من بسیار جذاب بود. حتی یک ثانیه وقت هدر نرفت و ایشان پس از احوالپرسی مختصر، به بیان مطالب خود پرداختند. فرمودند امسال سال حساسی برای ما و منطقه است و باید خود را برای شرایط ناگوار آماده کنیم. با ورود آقای ترامپ، سیاستهای منطقهای به هم میریزد و ما باید به فکر کشور خود باشیم و به کسی اتکا نکنیم.
وی افزود: اولین موضوعی که رهبر شهید در آن جلسه مطرح کردند، معیشت مردم بود. فرمودند به دارو و معیشت مردم و اقشار ضعیف توجه کنید. ایشان دولت را مخاطب قرار دادند و من اجازه خواستم و عرض کردم که خوشبختانه با اذن جنابعالی، ذخایر دارویی و کالای اساسی ما در وضعیت مطلوبی قرار دارد و بستهای را برای شرایط ناگوار اقتصادی نیز تهیه کردهایم. ایشان اظهار لطف کردند و سرلشکر باقری گفتند که خوب است این بحث را با فرماندهان و شورای امنیت ملی نیز مطرح کنیم تا اگر نکتهای است، آنها هم بیان کنند.
رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی ادامه داد: در آن جلسه دیدم رهبر شهید به رئیسجمهور پزشکیان احترام زیادی میگذارند. ایشان دستکم دو مرتبه گفتند که رئیس این جلسه دکتر پزشکیان است و من به اعتبار اینکه میزبان هستم، جلسه را اداره میکنم. در پایان جلسه نگاهی به چهره اعضا کردند و با تبسمی گفتند که اولین اقدام دشمن ترور این جمع است و شما باید خود را برای شهادت هم آماده کنید. برای من این موضوع عجیب بود.
پورمحمدی تأکید کرد: شاید سهچهارم آن جمع شهید شدند. در آن جلسه رؤسای قوا، فرماندهان و یک یا دو نفر از دبیران سابق شورای عالی امنیت ملی، مانند شهید لاریجانی، شهید شمخانی و آقای احمدیان حضور داشتند. از دولت نیز بهجز آقای رئیسجمهور، وزیر کشور، آقای عراقچی، من و وزیر اطلاعات حضور داشتند. دو روز بعد، به تدبیر شهید باقری جلسهای در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی برگزار شد. در آن جلسه عمده فرماندهان و سه تا چهار نفر از دبیران سابق و اسبق امنیت ملی و تعدادی از کارشناسان و دستگاهها نیز حضور داشتند.
وی گفت: من آن بسته اقتصادی را در آن جلسه ارائه کردم. دوستان نظراتی داشتند. آن بسته به تدریج از لحاظ تهدید و تشدید تحریمها، با ملاحظه مقام معظم رهبری شهید، رنگ و بوی جنگ هم گرفت. با شنیدن اینکه گفته بودند «خود را برای شهادت آماده کنید»، به ذهنم میرسید که گروهی را میفرستند تا در داخل کشور فرماندهان را ترور و شهید کنند، اما جنگ بزرگ و همهجانبه به ذهن من نرسیده بود. تصور من بیشتر خرابکاری و متزلزل کردن امور اجرایی، امنیتی و دفاعی کشور بود. به هر حال این هشداری بود که باید برای آن آماده میشدیم.
رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی عنوان کرد: برنامه اقتصادی هم به نحوی بود که مثلاً اگر جنگ شود و گاز و برق ما را بزنند، باید نانواییها را چه کنیم که همگی گازسوز هستند؟ یا کسی که در برج ۳۰ طبقه است، چگونه با قطعی برق رفتوآمد کند؟ آب با فشار برق بالا میرود، چگونه آب را برسانیم؟ اگر بنادر ما دچار مشکل شد، چگونه کالا را برسانیم؟ مسائل مختلف مطرح شد. بهجز بحث ذخایر، برای اینکه دولت در چنین حوادثی باید چه کند، ارائهای دادم.
پورمحمدی افزود: افرادی نظیر شهید لاریجانی و شهید باقری و تعدادی از دوستان نظراتی داشتند، از جمله اینکه این راهکارها را در سه حوزه بلندمدت، کوتاهمدت و میانمدت دستهبندی کنید. ما نیز این کار را کردیم. کمکم خود را برای شرایط تقریباً ناگوار آماده میکردیم و بسته مذکور را با اعضای دولت نیز در میان گذاشتیم. انتظار جنگ را نداشتیم، اما ورود به شرایط طوفانی را حس میکردیم.
وی در پاسخ به اینکه آیا دولت آرایش جنگی یا پیشاجنگ داشت؟ گفت: از ابتدای سال دائم در بحران بودیم و فضای نیمهجنگی رخ داده بود، ولی ما بعد از جنگ هشتساله تمرین جنگ مهیب و بزرگ و اینگونه را نداشتیم. نمیتوانم بگویم چیزی که رخ داد در ذهن همه بود، اما حس اینکه به سمت ورود به امواج و دریای طوفانی داریم را داشتیم. برای مثال من وظیفه داشتم بهشدت روی منابع کشور دقت و صرفهجویی جدی کنم و حواسم باشد منابع کشور هدر نرود. حوزه جهاد کشاورزی وظیفه تأمین کالاها را داشت. اینکه بگویم پیشبینی میکردیم چند روز دیگر جنگ میشود و سنگر بسازیم، خیر؛ اما از ابتدای سال حس ورود به دریای طوفانی را همه داشتند.
رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی آغاز جنگ ۱۲ روزه از ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ را اینطور روایت کرد: ساعت نزدیک ۳ صبح بود که خواب بودم. دخترم در زد و بیدارم کرد. دختر دیگرم پیام داده بود که اسرائیل حمله کرده است. تلویزیون را روشن کردم و دیدم درست است. یکی پس از دیگری اطلاعات میآمد که فلان فرمانده مجروح شد. یکی از سیاهترین ساعاتی بود که میشنیدم مثلاً سردار سلامی، سردار حاجیزاده مجروح شدند. دعا میکردم خدا کند درست نباشد و زنده باشند. بنا را گذاشتم بر اینکه جای اینها مناسب است و جای آنها را زدند و خودشان آسیب ندیدند و این اخبار جعلی است.
پورمحمدی اظهار کرد: یک ساعت و نیم صبر کردم، بعد دیدم صبوری جایز نیست. تلویزیون دیدن مشکلی را حل نمیکند. نزدیک ۷ صبح بود رسیدم سازمان و دیدم معاونان هم آمدهاند. آنها هم همین حس و حال را داشتند. بعد اخبار شهادت مجروحان میآمد و حال و هوای بغضآلودی بود. سعی کردیم خود را احیا کنیم. پنج ساعت اول در فضای بهتآوری بودیم که مملکت چه میشود، اما بر این حس فائق آمدیم. با هم گفتوگو کردیم که گیرهای کشور در این شرایط چیست. یکی از همکاران گفت در حوزه وزارت بهداشت منابع بسیار کم و بدهکاری زیادی دارد و اگر مجروحان آنجا بروند، ممکن است نتوانند شرایط را جمع کنند. با شماره ناشناس به رئیس هلال احمر زنگ زدم و ایشان هم تلفن را برداشت.
معاون رئیسجمهور ادامه داد: یکی بیان کرد ممکن است هلال احمر دچار مشکل شود، یکی از همکاران بیان کرد ۳۰ هزار میلیارد تومان به گندمکاران بدهکار هستیم که طبقه ضعیفی هستند و اگر جنگ شود تصور میکنند دولت نمیتواند تعهدات را ایفا کند. یکی بیان میکرد خوب است ما سبد کالایی به مردم بدهیم تا خود را سر پا نگه دارند. یکی میگفت استانها و دیگری میگفت نیروهای نظامی را چه کنیم. من تصور کردم هلال احمر از همه مهمتر است؛ در گام اول هلال احمر بالای سر مجروحان میرسد. با شماره ناشناس به آقای کولیوند زنگ زدم و ایشان با اینکه شماره را نمیشناخت، تلفن را برداشت.
رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی افزود: به آقای کولیوند گفتم نگرانی از بحث بودجه نداشته باشد و هر لحظه هر چیزی خواستید، ما در خدمت هستیم. برای ایشان ابتدا تعجبآور بود؛ سازمان برنامه و بودجه پول به کسی نمیدهد، اما اکنون میگوید پول میدهم. این امر برایش روحیهبخش بود، این را در صدای آقای کولیوند احساس کردم. پشت سرش گفتم بروم وزارت بهداشت، چراکه آنجا مجروحان بعد از اینکه نجات پیدا میکنند، میروند. رفتیم وزارت بهداشت، هرچند ابتدا نمیشناختند و راه نمیدادند، اما رفتیم داخل و دیدم آقای ظفرقندی آنجا است.
پورمحمدی ادامه داد: با هم گفتگو کردیم. ایشان از لحظه اول لیاقت نشان داد. آقای ظفرقندی در جنگ هشتساله تمرین بسیار خوبی کرده بود و وقتی آنجا رسیدم دیدم ایشان کاملاً برنامه روشن دارد که چه باید بکند و کدام مریض را سریع به اتاق عمل بفرستد. به من گفتند همه همکاران را بهصورت آنلاین در سمینار سراسری دانشگاههای علوم پزشکی دعوت کردم و برای اینکه همکاران روحیه بگیرند، خوب است با هم در این جلسه برویم. رفتیم و من امید دادم و ایشان هم پروتکلهایی را تعریف کرد تا چطور در اسرع وقت مجروحان را درمان کنند. من هم اطمینان دادم هر نوع حمایتی بخواهند، ما در خدمت هستیم. گفتم زمان حساب و کتاب پول نیست، جان مردم مهم است.
وی در پاسخ به اینکه رایگان شدن درمان مجروحان تصمیم شما یا وزارت بهداشت بود؟ گفت: این تصمیم را طبیعتاً وزیر بهداشت میگیرد، اما نگران بود پول این امر را چه کند که من گفتم شما محکم جلو روید و الان زمان حساب و کتاب پول نیست، بلکه جان مردم مهم است. برای تلطیف فضا نیز گفتم الان خوب است مثنوی بخوانیم و من نیز چند شعر از مولانا درباره صبوری و بردباری خواندم و با هم در طبقه همکف بودیم که دیدیم رئیسجمهور با ژاکت آستینکوتاه و کلاهی بر سر و با داماد خود با موتور آمده است.
رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی عنوان کرد: مشخص بود ایشان بهشدت نگران مجروحان بود، بهویژه آنکه ایشان تجربه این امر را داشت و به ذهنشان رسیده بود باید سریعتر توجه ویژه به وزارت بهداشت داشت. ایشان هم نگران بود و درباره تأمین مالی وزارت بهداشت به من توصیه میکرد و من به ایشان اطمینان دادم که هرچقدر وزارت بهداشت بخواهد، ما تأمین میکنیم، چراکه الان زمان چانهزنی با من نیست. به آقای ظفرقندی و رؤسای علوم پزشکی اطمینان خاطر دادم که ما کامل پشت شما هستیم و مهم رسیدگی به مجروحین است.
پورمحمدی بیان کرد: همان روز ۲۳ خرداد دوباره با دفتر رئیسجمهور تماس گرفتم و گفتم اگر مطلبی ایشان دارند به من بگویید. گفتند اگر بیایید خوب است. رفتم دیدم جلسه هیئت دولت در پاستور است. نشستیم، همگی مقداری مضطرب بودند که چه باید کنیم. خطرناک بود. تعدادی از افراد، از جمله بنده، گفتیم این شرط اداره کردن مملکت نیست؛ همگی اینجا جمع شدیم، اگر اینجا را بزنند کشور را چه کنیم؟ رئیسجمهور گفت اگر جلسه هیئت دولت را ترک کنم، نامردی است.
معاون رئیسجمهور یادآور شد: اصرار کردیم که آقای پزشکیان بروند و آقای عارف جلسه را مدیریت کنند. آقای پزشکیان گفتند اینکه خیلی نامردی است. هرچه اصرار کردیم فایده نداشت و گفتم من نمیروم. تدبیری آقای عارف کرد و گفت تداوم جلسه دولت در این شرایط مناسب نیست، چهار کارگروه تشکیل بدهیم و این کارگروهها اقدامات را جلو ببرند. جمعبندی کارگروهها به دولت اعلام شود و بهمثابه مصوبه دولت است. من رئیس کارگروه اقتصادی، آقای مؤمنی رئیس کارگروه امنیتی، آقای حضرتی رئیس کارگروه اخبار و اطلاعات و وزیر صنعت، معدن و تجارت نیز در این جلسه حضور داشتند.