بهورز؛ معمار سلامت در کوچه‌پس‌کوچه‌های ایران؛ از خدمت ایثارگرانه تا چالش‌های ساختاری

مهدی صدیقیان_پژوهشگر مطالعات فرهنگی

دوازدهم شهریورماه، روز ملی بهورز، بیش از آنکه یک مناسبت تقویمی باشد، فرصتی است برای بازشناسی یکی از حیاتی‌ترین ارکان شبکه سلامت روستایی در ایران. بهورز، کسی است که با عبور از مرزهای جغرافیایی دشوار و با تکیه بر دانش مقدماتی و تجربه، توانسته است فاصله میان مرکز و حاشیه را در حوزه بهداشت و درمان به حداقل برساند. امروز، تجلیل از بهورز، در واقع تجلیل از مدل موفق خدمات اجتماعی عدالت‌محور است که توانسته است سلامت را از حصار کلان‌شهرها خارج کرده و به قلب روستاها ببرد.

پیوند دانش و فرهنگ؛ فراتر از یک کادر درمان

آنچه بهورز را از سایر کادر درمان متمایز می‌کند، جغرافیا و فرهنگ است. بهورز تنها یک ارائه‌دهنده خدمات پزشکی نیست؛ او یک مربی سلامت و یک مدیریت اجتماعی است. در بسیاری از مناطق دورافتاده، بهورز اولین و گاه تنها نقطه تماس ساکنان روستا با نظام رسمی سلامت است.

قدرت واقعی بهورز در اعتماد جامعه نهفته است. او با درک دقیق سنت‌ها، آداب و رسوم و حتی زبان محلی روستاییان، توانسته است مفاهیم پیچیده علمی، مانند اهمیت واکسیناسیون، تغذیه صحیح در دوران بارداری و بهداشت محیط را در قالب‌های قابل‌فهم و پذیرفتنی به مردم منتقل کند. این ترجمه فرهنگی دانش، همان چیزی است که باعث شده است نرخ مرگ‌ومیر مادران و نوزادان در روستاهای ایران، طی دهه‌های اخیر با تکیه بر فعالیت‌های بهورزان، به شکل چشمگیری کاهش یابد. بهورز، در واقع، مهندسی است که ساختار سلامت خانواده‌های روستایی را از درون بازسازی می‌کند.

عدالت در سلامت؛ وقتی جغرافیا مانع حقوق نمی‌شود

از منظر تحلیل خدمات اجتماعی، فعالیت بهورزان، یکی از موفق‌ترین نمونه‌های اجرای عدالت توزیعی در کشور است. در نظام‌های سلامت پیشرفته جهان، بحث اصلی بر سر تکنولوژی‌های فوق‌مدرن است؛ اما در ایران، مدل خانه بهداشت و نقش محوری بهورز، نشان داد که می‌توان با تکیه بر نیروی انسانی آموزش‌دیده و مدل‌های مبتنی بر پیشگیری، هزینه‌های عظیم درمانی را در آینده کاهش داد.

بهورز با تمرکز بر مفهوم پیشگیری به جای درمان، در واقع در حال مدیریت هزینه‌های پنهان نظام سلامت است. او با شناسایی زودهنگام بیماری‌ها و آموزش‌های پیشگیرانه، مانع از تبدیل شدن مشکلات ساده‌ی سلامتی به بحران‌های هزینه‌بر و جدی می‌شود. این رویکرد، دقیقاً همان چیزی است که اقتصاد سلامت، آن را بهینه‌ترین روش تخصیص منابع می‌نامد.

چالش‌های پیش‌رو؛ از کمبود امکانات تا نیاز به ارتقای سطح آموزش

با وجود تمامی این دستاوردها، نظام بهورزی نیز با چالش‌های جدی روبروست که نادیده گرفتن آن‌ها، می‌تواند تلاش‌های چنددهه‌ای را به خطر بیندازد. نخستین چالش، محدودیت‌های زیرساختی و ابزاری است؛ بسیاری از بهورزان در مناطقی فعالیت می‌کنند که دسترسی به تجهیزات اولیه و حتی اینترنت پایدار برای ثبت داده‌های سلامت، یک رویا به نظر می‌رسد.

چالش دوم، نیاز مبرم به ارتقای سطح تخصص و امنیت شغلی است. با تغییرِ الگوی بیماری‌ها (از بیماری‌های واگیر به سمت بیماری‌های غیرواگیر مانند دیابت و فشار خون)، بهورزان نیاز دارند که آموزش‌های تخصصی‌تری در حوزه‌های مدیریت بیماری‌های مزمن دریافت کنند. همچنین، حفظ انگیزه و حمایت‌های معنوی و مادی از این کادر ایثارگر، ضرورتی است که نباید در میان بحث‌های کلان بودجه‌ای فراموش شود.

در پایان، باید تأکید کرد که حمایت از بهورز، صرفاً یک عمل خیرخواهانه یا ستایش یک شغل نیست؛ بلکه یک سرمایه‌گذاری استراتژیک بر روی سلامت ملی است. هر چقدر که حضور بهورزان در روستاها مستحکم‌تر و ابزارهای آن‌ها مدرن‌تر باشد، هر چقدر که دانش آن‌ها ارتقا یابد، جامعه‌ای با زیرساخت‌های انسانی سالم‌تر و هزینه‌های درمانی کمتر خواهیم داشت.

روز بهورز، یادآور این حقیقت است که سلامت یک ملت، از سلامت کوچک‌ترین واحد اجتماعی آن، یعنی خانه، آغاز می‌شود؛ خانه‌ای که بهورز، نگهبان آستانه‌ی آن است.

پیمایش به بالا