مهدی صدیقیان_پژوهشگر مطالعات فرهنگی
شهرهای کویری ایران را نباید صرفاً با واژههایی مانند کمآبی، گرمای شدید یا محرومیت تعریف کرد. کافی است به شهرهای تاریخی فلات مرکزی نگاه کنیم؛ به کوچههای باریک و سایهدار، دیوارهای خشتی، بادگیرها، آبانبارها، خانههای گود و رشتههای پنهان قنات. اینها فقط نشانههایی از گذشته نیستند؛ هر کدام بخشی از یک دانش عمیق برای زندگی در اقلیم دشوارند.
انسان کویرنشین از ابتدا میدانست که نمیتوان با طبیعت جنگید. او یاد گرفته بود که با آبِ کم، زندگی بسازد؛ با آفتاب سوزان، انرژی و روشنایی بیافریند؛ و با باد و خاک، برای خود خانهای امن و قابلزیست فراهم کند. به همین دلیل، کویر در تاریخ ایران نه سرزمینی تهی از امکان، بلکه یکی از بسترهای مهم تمدن، تجارت، کشاورزی هوشمند، معماری و فرهنگ بوده است.
مسئله امروز شهرهای کویری، خود کویر نیست؛ مسئله آنجاست که در سالهای گذشته، بخشی از این منطق بومی فراموش شده و الگوهایی به کار گرفته شدهاند که با زبان اقلیم همخوانی ندارند.
قنات؛ فقط راهی برای آبرسانی نبود
قنات شاید روشنترین نماد خرد کویری باشد. این سازه پیچیده زیرزمینی، آب را از ارتفاعات و سفرههای زیرزمینی با شیبی آرام به مناطق مسکونی و زمینهای کشاورزی میرساند؛ بدون نیاز به پمپهای عظیم، مصرف دائمی برق یا استخراج بیوقفه آب.
اما اهمیت قنات فقط در انتقال آب نیست. قنات یک نوع نگاه به منابع طبیعی است؛ نگاهی که میگوید برداشت باید به اندازه توان زمین باشد. آب قنات معمولاً با میزان تغذیه طبیعی سفره زیرزمینی تناسب داشت و به همین دلیل، امکان مصرف بیرویه را کاهش میداد. در واقع، قنات به انسان یاد میداد که نمیتوان بیشتر از ظرفیت طبیعت برداشت کرد، بدون آنکه روزی هزینه آن را پرداخت.
امروز، با گسترش چاههای عمیق و نیمهعمیق و استفاده گسترده از پمپهای برقی، این تعادل در بسیاری از مناطق برهم خورده است. آب با سرعتی بیش از توان بازگشت طبیعت برداشت شده و نتیجه آن را در کاهش سطح آبهای زیرزمینی، خشکشدن قناتها، شورشدن خاک و فرونشست زمین میبینیم.
این اتفاق، نشانه ناتوانی اقلیم کویری نیست؛ نشانه فاصله گرفتن ما از منطق زیست در آن است.
معماری کویری؛ خانهای که با آفتاب و باد گفتوگو میکرد
در معماری سنتی مناطق گرم و خشک، ساختمان فقط یک سرپناه نبود. خانه، بخشی از سامانه طبیعی محیط به شمار میآمد؛ سامانهای که با تابش خورشید، جهت باد، رطوبت خاک و تغییر دمای شب و روز هماهنگ طراحی میشد.
دیوارهای ضخیم خشتی و گلی، گرمای روز را بهسرعت به داخل خانه منتقل نمیکردند. حیاط مرکزی، درختان، حوض آب، ایوان و اتاقهای رو به سایه، دمای محیط را متعادلتر میکردند. گودالباغچهها با قرار گرفتن در عمق پایینتر از سطح زمین، از خنکی نسبی خاک استفاده میکردند. بادگیرها نیز باد را میگرفتند، هدایت میکردند و در برخی بناها با عبور دادن هوا از کنار آب، فضای داخلی را خنکتر میساختند.
اینها راهحلهای ساده و ابتدایی نبودند؛ حاصل قرنها تجربه، آزمون و اصلاح بودند. معماری کویری، در واقع نوعی فناوری کمهزینه و کممصرف بود که بدون وابستگی گسترده به انرژی فسیلی، آسایش نسبی ایجاد میکرد.
اما با رواج الگوهای یکسان ساختوساز در همه شهرها، ساختمانهایی در شهرهای کویری ساخته شدند که بیشتر مناسب اقلیمهای دیگر بودند: نماهای شیشهای عریض، سطوح بتنی، آهن فراوان، سنگهای تیره و ساختمانهایی که گاهی بدون توجه به جهت تابش و مسیر باد طراحی شدهاند. چنین بناهایی گرما را جذب و ذخیره میکنند و ساکنانشان را به مصرف مداوم کولر و برق وابسته میسازند.
به همین دلیل است که بخشی از گرمای طاقتفرسای امروز شهرها، فقط محصول تابستان کویر نیست؛ نتیجه شکل ساختوساز ما نیز هست.
مدرنیته؛ وقتی با اقلیم گفتوگو نکرد
مدرنشدن به خودی خود مسئله نیست. هیچ شهری نمیتواند و نباید از فناوری، امکانات جدید، مصالح نو یا رفاه امروز فاصله بگیرد. مسئله زمانی آغاز میشود که فناوری بدون شناخت محیط وارد شود و قرار باشد یک نسخه واحد برای همه شهرها تجویز شود.
کویر با شمال، مناطق کوهستانی یا شهرهای مرطوب تفاوت دارد. بنابراین، طبیعی است که الگوی ساختمان، کشاورزی، صنعت، حملونقل و حتی فضای سبز در آن نیز باید متفاوت باشد. وقتی توسعه بدون توجه به این تفاوتها پیش برود، نتیجهاش فشار بیشتر بر منابع آب و انرژی خواهد بود.
برای نمونه، استقرار صنایع پرآببر در مناطق خشک، توسعه بیحساب فضای سبز با گونههای نامتناسب، یا اصرار بر کشت محصولاتی که آب فراوان میخواهند، از جمله تصمیمهایی هستند که هزینه آن را هم طبیعت و هم مردم محلی پرداخت میکنند.

