مریم درویشیان_کارشناس تعلیم و تربیت
طرح مسئله: فوق برنامه، گمشدهی نظام آموزشی تکبعدی
در نگاه سنتی مدیران مدارس، برنامهریزان درسی و حتی بسیاری از خانوادهها، فعالیتهای فوق برنامه مانند تئاتر، موسیقی، نقاشی، ورزشهای تیمی، کارآفرینی و فعالیتهای داوطلبانه، صرفاً «اوقات فراغت»، «تفریح» یا «سرگرمی» محسوب میشوند که اگر زمان اجازه داد، برگزار میشوند و اگر نه، به راحتی حذف میشوند. این نگاه، نه تنها یک سادهانگاری آشکار، بلکه خیانتی علمی و تربیتی به ظرفیتهای پنهان دانشآموزان است .
ریشه این نگاه را باید در نظریه سرمایه انسانی جستوجو کرد که آموزش را صرفاً به عنوان سرمایهگذاری برای افزایش بهرهوری اقتصادی تعریف میکند و حوزههای غیرمستقیم تولیدی را بیارزش میپندارد . با این حال، پژوهشهای گسترده در روانشناسی تربیتی، جامعهشناسی آموزش و علوم اعصاب نشان دادهاند که فعالیتهای فوق برنامه، نه یک «امر حاشیهای»، که رکنی اساسی در تربیت همهجانبه و بستری بینظیر برای کشف و شکوفایی استعدادهای نهفته هستند که در برنامه درسی رسمی هیچگاه مجال بروز نمییابند .
این یادداشت، با تکیه بر شواهد علمی معتبر، به تبیین کارکردهای چندگانه فعالیتهای فوق برنامه، آسیبشناسی نگاه سنتی به این حوزه، و ارائه راهکارهای عملی برای نهادینهسازی آن به عنوان بخشی جداییناپذیر از نظام تعلیم و تربیت میپردازد.
فعالیت فوق برنامه؛ تعاریف، گونهشناسی و تمایز از برنامه درسی رسمی
تعاریف و مفاهیم پایه
فعالیتهای فوق برنامه (Extracurricular Activities) به مجموعه فعالیتهایی اطلاق میشود که در چارچوب برنامه درسی رسمی و اجباری مدرسه قرار نمیگیرند، اما در محیط مدرسه یا با حمایت آن و در ساعات خارج از وقت کلاس رسمی، به صورت داوطلبانه و بر اساس علایق و انتخاب دانشآموزان برگزار میشوند . این فعالیتها، هدف نمره و ارزیابی کمی ندارند و مشارکت در آنها، بر اساس انگیزه درونی و اشتیاق شخصی دانشآموز شکل میگیرد.
گونهشناسی فعالیتهای فوق برنامه
بر اساس ماهیت و کارکرد، فعالیتهای فوق برنامه را میتوان به دستههای زیر تقسیم کرد:
۱. فعالیتهای ورزشی-بدنی: شامل ورزشهای تیمی (فوتبال، والیبال، بسکتبال)، ورزشهای فردی (شنا، تنیس، دوومیدانی)، و فعالیتهای حرکتی مانند رقص و یوگا.
۲. فعالیتهای هنری-خلاقانه: شامل موسیقی (نوازندگی، آواز)، تئاتر و نمایش، هنرهای تجسمی (نقاشی، مجسمهسازی، خوشنویسی)، عکاسی، فیلمسازی و هنرهای دستی.
۳. فعالیتهای علمی-پژوهشی: شامل باشگاههای علمی (نجوم، زیستشناسی، فیزیک، شیمی)، شرکت در مسابقات علمی (المپیادها، مسابقات رباتیک)، کارگاههای برنامهنویسی و فناوری اطلاعات، و پروژههای پژوهشمحور.
۴. فعالیتهای اجتماعی-داوطلبانه: شامل مشارکت در فعالیتهای خیریه، کمک به نیازمندان، فعالیتهای زیستمحیطی، خدمات اجتماعی در محله و مدرسه، و عضویت در انجمنهای دانشآموزی.
۵. فعالیتهای فرهنگی-ادبی: شامل باشگاههای کتابخوانی، انجمنهای ادبی، شعرخوانی، داستاننویسی، نقد فیلم و تئاتر، و آشنایی با فرهنگهای مختلف.
۶. فعالیتهای کارآفرینی-مهارتی: شامل کارگاههای کارآفرینی، آموزش مهارتهای حرفهای (برقکشی، جوشکاری، خیاطی، آشپزی)، و پروژههای کسبوکار کوچک.
تمایز فعالیتهای فوق برنامه از برنامه درسی رسمی
برای درک عمیق جایگاه فوق برنامه، لازم است تمایز اساسی آن با برنامه درسی رسمی روشن شود:
حالت حضور اجباری و الزامآور داوطلبانه و انتخابی
انگیزه مشارکت بیرونی (نمره، ارتقاء، اجبار) درونی (علاقه، لذت، اشتیاق)
هدف اصلی انتقال دانش و ارزیابی رشد مهارتها و کشف استعداد
روش ارزشیابی کمی و نمرهمحور کیفی و فرایندمحور
محتوای فعالیت از پیش تعیینشده و یکسان منعطف و مبتنی بر علایق
فضای یادگیری کلاس درس و محیط رسمی محیطهای متنوع و غیررسمی
نقش دانشآموز گیرنده منفعل کنشگر فعال و انتخابگر
کارکردهای چندگانه فعالیتهای فوق برنامه؛ فراتر از تفریح
پژوهشهای بینالمللی و داخلی، کارکردهای گسترده و عمیقی را برای فعالیتهای فوق برنامه شناسایی کردهاند که هر یک، به نوبه خود در رشد همهجانبه دانشآموزان نقش حیاتی ایفا میکنند:
۱. کارکرد شناسایی و شکوفایی استعدادهای پنهان
شاید مهمترین کارکرد فعالیتهای فوق برنامه، نقش آنها در کشف استعدادهایی است که در کلاسهای درس رسمی هرگز بروز نمیکنند. کودکی که در دروس نظری مانند ریاضی یا ادبیات ضعیف است، ممکن است در کارگاه سفالگری یا نقاشی، خلاقیتی درخشان از خود نشان دهد. دانشآموزی که در امتحانات شیمی نمره قابل قبولی کسب نمیکند، شاید در زمین فوتبال، یک رهبر طبیعی و یک استراتژیست بینظیر باشد.
· شکلگیری هویت گروهی و وفاداری: عضویت در یک تیم ورزشی یا یک گروه هنری، احساس تعلق به یک گروه و وفاداری به آن را تقویت میکند که خود، زمینهساز همبستگی و انسجام اجتماعی است.
· تمرین نقشهای اجتماعی: در فعالیتهای فوق برنامه، دانشآموز نقشهای مختلفی (کاپیتان تیم، نویسندهی متن نمایش، مسئول مالی گروه و…) را تجربه میکند و با حقوق و مسئولیتهای هر نقش آشنا میشود.
آسیبشناسی وضعیت فعالیتهای فوق برنامه در نظام آموزشی ایران
با وجود این همه کارکرد حیاتی و شواهد علمی، وضعیت فعالیتهای فوق برنامه در مدارس ایران، آسیبشناختی جدی دارد:
۱. کمرنگشدن در سایه فشار کنکور و آزمونهای سراسری
مهمترین مانع توسعه فعالیتهای فوق برنامه در ایران، فشار بیسابقه کنکور و نگاه صرفاً دانشگاهمحور به موفقیت است. بسیاری از مدارس، حتی زنگ ورزش و هنر را نیز به درس ریاضی و فیزیک اختصاص میدهند و هرگونه فعالیت غیردرسی را «وقتتلفکنی» میدانند . این رویکرد، ضمن نادیده گرفتن شواهد علمی، به اضطراب و فرسودگی تحصیلی دانشآموزان دامن میزند و عملاً لذت یادگیری و مدرسه را از آنها میگیرد.
۲. نگاه ابزاری و تشریفاتی
در بسیاری از مدارس، فعالیتهای فوق برنامه صرفاً به مناسبتهای خاص (هفتههای فرهنگی، روزهای ویژه) و به صورت تشریفاتی و نمایشی برگزار میشوند و هیچ استمرار و عمقی ندارند. این نگاه «ویترینی»، از کارکردهای عمیق تربیتی و استعدادیابی فوق برنامه، چیزی جز یک نمایش زودگذر باقی نمیگذارد.
۳. کمبود امکانات، فضا و نیروی انسانی متخصص
بسیاری از مدارس، به ویژه در مناطق کمبرخوردار و روستایی، از حداقل امکانات لازم برای برگزاری فعالیتهای فوق برنامه (فضای ورزشی، کارگاه هنری، آزمایشگاه، تجهیزات و…) محروم هستند . همچنین، کمبود مربیان و متخصصان مجرب در حوزههای هنری، ورزشی و مهارتی، یکی دیگر از موانع جدی است.
۴. عدم گنجاندن در برنامه رسمی مدرسه
فعالیتهای فوق برنامه، در بسیاری از مدارس به عنوان یک «امر اضافه» تلقی میشوند و هیچ جایگاه رسمی و ساختاری در برنامه هفتگی و تقویم آموزشی مدرسه ندارند. نبود زمان مشخص و بودجه اختصاصی، این فعالیتها را به حاشیه رانده است.
۵. ضعف در فرصتهای مشارکت دانشآموزانه
در بسیاری موارد، فعالیتهای فوق برنامه به صورت بالا-به-پایین و بدون مشارکت واقعی دانشآموزان در انتخاب نوع فعالیت و روش برگزاری طراحی میشوند. این نگاه «دستوری»، اشتیاق و انگیزه درونی دانشآموزان را کاهش میدهد.
چارچوبی عملی برای نهادینهسازی فعالیتهای فوق برنامه
بر اساس مبانی علمی و آسیبشناسی وضع موجود، راهکارهای زیر برای نهادینهسازی فعالیتهای فوق برنامه در نظام آموزشی کشور پیشنهاد میشود:
سطح کلان (سیاستگذاری و قانونگذاری):
۱. تصویب آییننامه الزامآور: ابلاغ یک دستورالعمل الزامآور از سوی وزارت آموزش و پرورش که بر اساس آن، هر مدرسه موظف باشد حداقل ۲۰ درصد از ساعت آموزشی خود را به فعالیتهای فوق برنامهای که بر اساس نظرخواهی از دانشآموزان انتخاب میشوند، اختصاص دهد.
۱. تصویب آییننامه الزامآور: ابلاغ یک دستورالعمل الزامآور از سوی وزارت آموزش و پرورش که بر اساس آن، هر مدرسه موظف باشد حداقل ۲۰ درصد از ساعت آموزشی خود را به فعالیتهای فوق برنامهای که بر اساس نظرخواهی از دانشآموزان انتخاب میشوند، اختصاص دهد.
۳. شناسایی و پایش استعدادها: ایجاد سامانه ملی ثبت و پایش فعالیتهای فوق برنامه دانشآموزان که مسیر استعدادیابی و شکوفایی آنها را از ابتدا تا انتهای تحصیل، ثبت و رصد کند.
۴. همکاری با نهادهای تخصصی: انعقاد تفاهمنامه بین آموزش و پرورش و وزارت ورزش و جوانان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان میراث فرهنگی برای استفاده از فضاها، امکانات و نیروی انسانی متخصص این نهادها در مدارس.
سطح میانی (نهاد مدرسه و مدیریت آموزشی):
۵. برنامه سالانه فوق برنامه: هر مدرسه موظف باشد در ابتدای سال تحصیلی، با مشارکت معلمان، دانشآموزان و اولیاء، «برنامه سالانه فعالیتهای فوق برنامه» خود را تدوین و به تصویب شورای مدرسه برساند.
۶. ایجاد پایگاههای تخصصی: مدارس بزرگ و دارای امکانات، به عنوان «پایگاه تخصصی فوق برنامه» در حوزههای خاص (ورزشی، هنری، علمی، مهارتی) معرفی شوند و دانشآموزان مدارس اطراف نیز بتوانند از این امکانات استفاده کنند.
۷. توانمندسازی معلمان و مربیان: برگزاری دورههای آموزشی ضمنخدمت برای معلمان و مربیان در زمینههای طراحی و اجرای فعالیتهای فوق برنامه، شناسایی استعدادها و روشهای انگیزشی.
۸. ارزشیابی کیفی: به جای نمره، از روشهای ارزشیابی کیفی (پروندههای فعالیت، بازخوردهای توصیفی، کارنامه رشد) برای ثبت و گزارش مشارکت دانشآموزان در فعالیتهای فوق برنامه استفاده شود.
