یکشنبه, ۱۲ تیر ۱۴۰۱

سينماي ملي؛ ظرفيت ها و چالش ها (بخش دوم)

(زمان تقریبی خواندن: 9 - 18 دقیقه)
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

تهيه و تنظيم: محمدعرفان صديقيان

بخش دوم

 

در شماره قبل، به مشروح گزارش نشست اول سمپوزیوم سینمای ملی با عنوان «سینمای ملی، تعاریف و اهداف موجود» پرداختیم. در این شماره قسمت دوم این نشست تقدیم می شود.

نشست دوم: چالش های پیش روی سینمای ملی ایران

رامتین شهبازی مدیر این نشست ابتدا در سخنانی با اشاره به اهمیت پرداختن به سینمای ملی گفت: این سمپوزیوم با هدف دسترسی به تعاریف جدید در حوزه سینمای ملی تدارک دیده شده است.
دکتر اعظم راودراد، استاد تمام جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران سخنران اول این نشست بود. او در سخنان ابتدایی خود کوشید از زاویه نگاه جامعه شناسانه به بحث ورود کرده و به بیان دیدگاه های خود بپردازد. او در این باره گفت: من از حوزه جامعه شناسی به سینما نگاه می کنم. درباره سینمای ملی و تعریف آن نمی شود اتفاق نظر داشت. تاکید من بر مخاطب است چراکه مخاطب نقش مهمی در سینمای ملی و تعریف آن دارد و نقش آنها باید در تعریف سینمای ملی لحاظ شود. مسئله مهم این است که آیا مخاطب در یک کشور محصولات سینمای همان کشور را نگاه می کند یا سلیقه متفاوتی دارد. باید دید رابطه ی مخاطب با سینمای داخلی هر کشوری چگونه است. باید دید مخاطبی که به تمام آثار سینمای جهان به راحتی دسترسی دارد تا چه اندازه پیگیر سینمای داخلی است. اگر مخاطبی وجود داشته باشد که اولویت اول او تماشای سینمای داخلی باشد، آن سینما، به تعریف سینمای ملی نزدیک می شود. به بیان دیگر تعریف سینمای ملی با حضور مخاطب کامل می شود.
وی در تکمیل گفته های خود در رابطه با نقش مخاطب در شکل گیری سینمای ملی افزود: حتی اگر بهترین فیلم ها ساخته شوند اما مخاطبی نداشته باشند، انگار که اصلا آن فیلم وجود ندارد. پس در درجه اول مخاطب باید جذب سینما شود و این جذابیت نقطه شروع رابطه سینما و مخاطب است. سینماگران برای نیل به این مقصود باید آگاهی دقیقی از جامعه ی خود و جامعه ی جهانی و مباحث فلسفی و علوم اجتماعی و انسانی داشته باشند تا بتوانند حرف های عمیق را در پوشش یک فیلم سرگرم کننده به مخاطب منتقل کنند. سوال مهم این است که آیا سینمای ایران تصویر درست و صادقانه ای از جامعه ی امروز منعکس کرده است؟


در ادامه این نشست، غلامرضا موسوی، تهیه کننده و روزنامه نگار با سابقه و رئیس فعلی اتحادیه تهیه کنندگان به ایراد دیدگاه های خود پرداخت. او در ابتدا با تشکر از دانشگاه سوره به جهت فراهم آوردن بستری برای گفت و گو درباره سینمای ملی گفت: چنین بحث ها و نشست هایی قطعا می تواند به ارتقاء سینمای ایران کمک کند. او در خصوص چگونگی تعریف سینمای ملی گفت: سینمای ملی سینمایی است که مسائل و فرهنگ مردم را مطرح می کند. مردم تا نتوانند زندگی خود را در فیلم بینند، مخاطب سینما نخواهند بود. بنابراین ما نیاز داریم که سینمای بدنه وجود داشته باشد تا جذب مخاطب صورت گیرد. اما در طول 21 ماه گذشته به دلیل ویروس کرونا، سینمای ایران آسیب های فراوانی دیده است. موضوع بعدی این است که مسئله تعدد قانون ها برای سینمای ایران مضر است. هر گروهی قصد دارد قانون خود را اعمال کند و هر قدرت سیاسی سعی دارد نگاه خود را تحت عنوان قانون به سینماگران اعمال کند. ما با نوعی رفتار فرا قانونی روبه ر و هستیم که سلیقه فردی مسئولین به شدت در آن دخیل است.


سخنران بعدی، سید محمد بهشتی فعال فرهنگی و از مدیران خوشنام سینمای ایران در دهه شصت بود. او درآغاز صحبت هایش گفت: سال هاست که درباره سینمای ملی صحبت می شود اما تا کنون نتیجه مشخصی نداشته است. سینمای ملی از چند جنبه قابل تعریف است چراکه خود سینما دارای جنبه های گوناگون صنعتی، اقتصادی، فرهنگی، هنری و ... است. در خصوص جنیه اقتصادی باید گفت، اگر کشوری بتواند چرخه اقتصادی سینما را متکی به حضور مردم در سینما کند، آن کشور دارای سینمای ملی است و بنابراین می تواند چرخه اقتصادی خود را با اتکا به ظرفیت های ملی پیش ببرد. مانند آمریکا، هند، فرانسه و... که متکی به تماشاگر و سرمایه داخلی هستند. بنابراین طبق این تعریف، کشورهای بیشماری وجود دارندکه نمی توان آن ها را دارای سینمای ملی دانست. جنبه دیگر، بحث صنعتی سینما است که مربوط به نیروی کار، تجهیزات، خدمات و ... است. سینما صنعت بسیار پیچیده ای است و بسیاری از کشورها فاقد جنبه صنعتی سینما هستند. تعداد تخصص ها در سینما بالغ بر هفتاد تخصص است و کمتر صنعتی وجود دارد که چنین تولیدی داشته باشد و اگر کشوری بتواند از جنبه های مختلف صنعتی روی پای خود بایستد، می توان گفت دارای سینمای ملی است.
بهشتی در ادامه تقسیم بندی خوب به حوزه فرهنگ و هنر اشاره کرد و گفت: از جهت فرهنگی و هنری اگر کشوری سینمایی داشته باشد که زمینه های فرهنگی آن جغرافیا در سینما انعکاس داشته باشد، آن سینما ملی است. خوشبختانه در ایران از هر سه وجه دارای سینمای ملی هستیم، البته مشکلاتی وجود دارد اما مشکل در نبود سینمای ملی نیست، بلکه مسئله اینجاست که از این سینما به درستی پرستاری نشده و در مدیریت آن دچار ضعف هستیم. ایران در کل محدوده خاورمیانه تنها کشوری است که دارای سینمای ملی است و در جهان جزء 20 کشوری است که از سینمای ملی برخوردار است و این نکته یعنی بهره مند بودن از یک ظرفیت عظیم و فوق العاده.


در ادامه نشست دکتر راودراد با پیگیری صحبت هایش در خصوص بررسی سینما از منظر جامعه شناسانه افزود: در طول بیست و پنج سال گذشته در دانشگاه تهران درسی با عنوان جامعه شناسی سینما داریم و به همین دلیل پژوهش های بسیاری بر روی فیلم های سینمایی صورت گرفته است. با مطالعه آن ها به این نتیجه می رسیم که مسائل اجتماعی که در جامعه ایران وجود دارد، در سینما به تصویر کشیده می شوند اما مسئله این است که در خصوص برخی مشکلات، سینما سکوت اختیار کرده و به آن نپرداخته است. بیشترین آسیب اجتماعی که در سینما به آن پرداخته شده است، مسئله طلاق است در صورتی که در جامعه اولویت ششم است. بنابراین بحث اولویت ها در پرداختن به مسائل اجتماعی در سینما نادیده گرفته شده است.
راودراد در خصوص دیگر پژوهش های دانشگاهی در حوزه سینما گفت: پژوهش دیگر بررسی وضعیت زنان در جامعه و سینمای ایران بوده است. همان تغییرات که در دهه شصت تا نود در وضعیت زنان حاصل شده، در سینما هم مورد پرداخت قرار گرفته است و قابل ردیابی است. با این تفاوت که در فرهنگ مسلط این روزها، مسائل جنسیتی کم رنگ تر شده اما هنوز هم در موارد بسیاری زیر ساخت فیلم ها نشانگر فرهنگ مرد سالاری است. اما در طول زمان به نگاه برابر رسیده است. پژوهش دیگر چگونگی تغییرات نهاد خانواده در سطح جامعه و سینما و تلویزیون بوده است. سینما وتلویزیون به نوع خاصی از تفکر به وضعیت خانواده در ایران معتقد هستند و نمایش آن ها از خانواده متفاوت است. تلویزیون، خانواده طبقه متوسط با پیشینه مذهبی با نقش های کاملا تفکیک جنسیتی شده و سنتی را تبلیغ می کند اما در سینما خانواده ها به واقعیت جامعه نزدیک تر هستند و در دهه نود نگاه مدرن بر سینما غلبه دارد اما تلویزیون همچنان به نگاه سنتی خود ادامه می دهد. از طرف دیگر نمی توان از سینما انتظار داشت تمام واقعیت های اجتماعی جاری در جامعه را منعکس کند. سینمای ایران ملی است چون واقعیت های جامعه ایرانی را به نمایش می گذارد.


در ادامه نشست غلامرضا موسوی با اشاره به سینمای اجتماعی و نقش آن در شکل گیری سینمای ملی گفت: باید بررسی شود که چرا در سینمای ایران تنوع ژانر وجود ندارد. بخشی از این موضوع به دلیل قانون های متعدد است و فیلمساز خود را در میان چنبره قانون های مختلف و تفسیر های سلیقه ای از خط قرمز تنها می بیند. در نتیجه فیلمساز ترجیح می دهد تنها در سینمای اجتماعی فعالیت کند. امروزه پلتفرم ها هم در حال نزدیک شدن به این مسئله هستند و سعی در ایجاد سرگرمی سازی توام با لایه های زیرین از مسائل اجتماعی دارند و از این حیث مورد توجه مخاطب هم قرار می گیرند. مسئله اصلی که با آن رو به رو هستیم، دخالت دادن سلیقه مسئولین در امر سانسور و ممیزی است. برای مثال فیلم آدم برفی در دوره ای توقیف می شود اما توسط سیف الله داد نمایش داده می شود و هیچ گونه مشکلی هم به وجود نمی آید. در چنین شرایطی هنرمندان ما با تغییر دولت ها باید حدس بزنند مسئولین ما قرار است چگونه برخورد کنند، چراکه با تغییر دولت سیاست ها هم دچار تغییر می شود. به یاد می آورم قرار بود فیلمی به همراه فریدون جیرانی بسازیم که در حوزه سینمای کودک بود اما با تغییر دولت به جان آن اثر، فیلم قرمز را تولید کردیم.


رامتین شهبازی با اشاره به ارتباطی که می تواند میان دانشگاه و سینما وجود داشته باشد گفت: متاسفانه ارتباطی میان دانشگاه و سینما در حوزه عمل وجود ندارد. سالانه پنج عنوان پایان نامه دانشگاهی با محوریت سینما تنها در دانشگاه سوره و هنر به ثبت می رسد اما توسط سینماگران دیده نمی شوند. اگر رابطه ای میان سینما و پژوهش ها برقرار شود، سینماگر می تواند درخواست پژوهش خود را به جامعه دانشگاهی اعلام کند. وظیفه دانشگاه انجام این کار است
در ادامه سید محمد بهشتی با اشاره به دوران مسئولیت خود در سینمای دهه شصت گفت: در آن روزگار تلاش می کردیم متکی بر معیارهایی که سینمای ملی می تواند داشته باشد، سیاست گذاری ها را صورت دهیم. در آن ایام هم سینمای ایران به لحاظ اقتصادی و صنعتی روی پای خود می ایستاد و نیازی به کمک خارجی نداشت. به لحاظ جنبه های فرهنگی و هنری تاکید زیادی بر هویت ملی بود و چنین رویکردی وجود داشت که سینمای ایران باید منبعث ار فرهنگ و جامعه ایرانی باشد. در طول دهه های گذشته، سینمای ایران به یک سینمای مواجب بگیر تبدیل شده است و نهادهای غیر خصوصی با اهرم های اقتصادی بسیار بزرگ وارد سینما شده اند که امروزه دیگر به موسسات بزرگ با سرمایه های فراوان تبدیل شده اند. موسساتی که قیمت تمام شده و بازگشت سرمایه اولویت آنها نیست و بار این مسئله بخش خصوصی را دچار التهاب می کند. ما در دوران مسئولیت خود همواره مراقب بودیم که بخش خصوصی از لحاظ مالی دچار صدمه نشود. سینمای ایران از حیث صنعتی و تولیدی نسبت به دهه شصت دچار تغییر و تحول شده است اما از حیث قانون گذاری تحولی صورت نگرفته است و همچنان نوع مواجهه ما با سینما از جنس دهه شصت است، در صورتی که مناسبات دهه شصت با شروع دهه هفتاد کاملا به پایان رسید. برای مثال امروزه با رسانه های متعدد مواجه هستیم و می توان به راحتی در قلمرو پیشخوان فرهنگی کشورهای دیگر حضور پیدا کرد.
او در ادامه صحبت هایش درباره چگونگی حضور یافتن بخش فرهنگی ایران در سایر کشورها افزود: در کل خاورمیانه اینکه کشوری بتواند در پیشخوان فرهنگی کشورهای عربی، شمال آفریقا، آسیای مرکزی و غرب آسیا حضور داشته باشد، تماما سهم ایران بود، اما سینما به قدری تحت فشار قرار گرفت که این ظرفیت از بین رفت و علاوه بر آن، پیشخوان فرهنگی کشور ما توسط سایر کشورها فتح شد. ساعت هایی که جامعه ایران می تواند به تماشای تلویزیون و سینما اختصاص دهد مدت محدودی است و باید دید چه میزان از این زمان به تولیدات داخل اختصاص دارد که بخواهد تاثیر فرهنگی و اجتماعی از خود برجای گذارد.
او در خصوص سینمای اجتماعی ایران هم گفت: زمانی که ما درباره جنبه های فرهنگی و هنری سینما صحبت می کنیم، زمانی که به مسئولیت های اجتماعی سینمای ایران می پردازیم، تنها به سینمای اجتماعی اکتفا می کنیم، در صورتی که این نوع سینما، بخش ژورنالیستی سینما است و ژورنالیسم دارای عمر کوتاهی است، درست مانند روزنامه. باید دید اگر به ناهنجاری های موجود در سطح جامعه بپردازیم باعث کاهش آن ناهنجاری ها می شود یا خیر. برای مثال تعداد زیادی فیلم در رابطه با اعتیاد ساخته شده است. آیا این امر باعث کاهش آمار اعتیاد شده است؟ مخاطب اصلی این نوع سینما سیاست گذاران کشور هستند نه مردم عادی که خود با چنین ناهنجاری هایی دست به گریبانند. هر جامعه ای به دو وجه قابل توجه است. یکی به وجه احوالات آن که معمولا پرداخت به ناهنجاری ها است. حالت دوم مواجهه با چیستی جامعه می باشد. سینمای اجتماعی ایران به احوالات جامعه می پردازد اما جامعه ما نسبت به چیستی خود دچار نسیان شده است و به این مورد سینمایی کم تر پرداخته می شود. مسئولیت اجتماعی اصلی ما به یاد آوردن چیستی جامعه است. همانطور که فردوسی به یاد جامعه ما آورد که اصلا جامعه چیست. ایکاش در سینما فردوسی داشتیم. یکی از ماموریت های اصلی سینمای ملی، به یاد آوردن جامعه است نسبت به چیستی خود.


دکتر اعظم راودراد نیز در خصوص سینمای اجتماعی ایران گفت: نوع پرداختن به مسائل اجتماعی در سینمای ایران بیشتر به صورت توصیف است و مارا به تحلیل و لایه های عمیق تر مسئله وارد نمی کند  و معمولا مقصر وضعیت موجود خود شخصیت ها هستند بنابراین یک دید فرد گرایانه حاکم است، در صورتی که در جامعه شناسی گفته می شود وقتی یک آسیب اجتماعی فراگیر می شود و ابعاد گسترده ای پیدا می کند، دیگر نمی توان آن را به افراد نسبت داد بلکه به ساخنار و نظام اجتماعی نسبت می دهیم. اگر فیلم ها با چنین رویکردی ساخته شوند، یعنی بر ساختار نظام اجتماعی نقد می کنند و این زمان است که مسئولین با تماشای آثار متوجه سهم خود در شرایط حاکم می شوند و به کاهش یا اصلاح مسائل موجود دقیق شده و قدم بر می دارند. اما با چنین نگاه توصیف گری عموما فیلمساز متهم به سیاه نمایی می شود. در سویی دیگر ما با طیف فیلم هایی رو به رو هستیم که لزوم ساختشان احساس می شود اما متاسفانه ساخته نشده اند چرا که در مورد بسیاری از این موضوعات فیلمی ساخته نمی شود. به عنوان مثال دیدگاه های مختلف اجتماعی جایگاه چندانی در سینما ندارند. البته در سینمای ایران چند صدایی وجود دارد و افراد ملی گرا، افراد مذهبی، افراد موافق نظم موجود و... نماینده ای در سینما دارند اما این اصلا کافی نیست چراکه بعضی صداها بسیار بلند تر است و امکانات و توان بیشتری دارند و در مقابل گروهی دیگر قدرت کافی برای اثر گذاری ندارند. وجود این مسائل باعث گریز مخاطب از سینما می شود.
راودراد در خصوص شرایط سنی مخاطبان سینمای ایران افزود: مخاطبان پانزده سال به بالا تنها 22 درصد ایرانی های سینما رو را تشکیل می دهند که آن هم در شهر های بزرگ ساکن هستند. از بین جمعیت باقی مانده 22 درصد بیننده شبکه های ماهواره ای هستند و 46 درصد از مخاطبان دیداری شنیداری و شبکه های خانگی و وی او دی هستند. 4 درصد هم بیننده ی فیلم های خارجی هستند اما نه در سینما. افرادی که سینما نمی روند سه و نیم برابر سینما روها هستند و این مسئله زنگ خطر بزرگی است. همچنین آمار سینماروها در 24 سال گذشته ثابت مانده است. در پژوهش سازمان سینمایی روی شانزده هزار نفر درباره علت سینما نرفتن مردم از دید مخاطبان به علت های مهمی می رسیم: 1- نبود فیلم خوب و جذاب 2- عدم نمایش فیلم خارجی 3- پایین بودن کیفیت سالن های نمایش فیلم 4- مبتذل بودن فیلم ها. چالش اصلی در سینمای ایران مخاطب است چراکه فیلمی جذاب را در این سینما نمی یابد و یک علت مهم آن عدم تنوع در آثار است. تنوع ژانری در سینمای ایران وجود ندارد چراکه امکانات و هزینه بالایی می خواهد و تا زمانی که سینمای ایران دولتی است شرایط به همین منوال خواهد بود. همچنین تنوع موضوعی هم اندک است چراکه موضوع ها بسیار محدود هستند. بیشتر موضوعات اجتماعی و مسائل سیاسی وجود دارد که در ان ها هم چند صدایی وجود ندارد. از دیگر سو تنوع گفتمانی با دیدگاه های مختلف هم وجود ندارد و این موارد چالش های پیش روی سینمای ملی ایران است. چالش اصلی دولتی بودن است، چراکه حتی افراد مستقل برای ساخت فیلم و دریافت مجوز ها نیاز به ورود به سیستم دولتی دارند و معضل اصلی این سینمای دولتی، ممیزی از یک سو و از دیگر سو ممیزی از طرف هنرمند است و این مسئله تبدیل به بلایی برای سینمای ایران شده است در نتیجه با یک سینمای یکدست مواجه هستیم. باید توجه داشت با وجود شبکه های ماهواره ای و دسترسی به دیگر فیلم ها، دیگر مخاطب مجبور به سینما رفتن نیست و حق انتخاب بیشتری دارد. لزوم اینگونه تنوع ها( ژانری، موضوعی، دیدگاهی) را مسئولین باید متوجه شوند و کمی فضا را باز گذاشته تا مخاطب گریز پا به سینما بازگردد. وضیفه دولت در سینما باید حمایت باشد تا ایجاد ممنوعیت و محدودیت.


محمد بهشتی نیز در ادامه سخنرانی خود افزود: از اواسط دهه هفتاد اتفاقی در سینما می افتد که همچنان هم در امروز با آن دست به گریبان هستیم. آن مسئله این است که همواره در سینما شاهد حاشیه و متن بوده ایم. چیزی که به آن سینمای بدنه می گوییم، متن سینما است و سینمای روشنفکری در قبل از انقلاب در حاشیه بوده است. در صورتی که از دهه شصت سینمای فکر و اندیشه به متن می آید و سینمای بدنه به حاشیه می رود. از نیمه سال های دهه هفتاد سینمای سطحی به متن می آید و سینمای فکر و اندیشه را به حاشیه می برد. از سینمای فکر و اندیشه می توان توقع انتقال دیدگاه های مختلف و بررسی چیستی جامعه ایرانی را انتظار داشت.
بهشتی درباره کارکردهای متفاوت سینمای هنری و بدنه گفت: سینمای اهل فکر و اندیشه می تواند ناهنجاری های جامعه را به یاد جامعه بیندازد تا بتوان از این رهگذر در صدد اصلاح آن برآمد. اما سینمای بدنه بیشتر به دنبال مسائل اقتصادی و سودآوری است. متاسفانه امروزه سینمای اهل فکر و اندیشه به حاشیه رانده شده است و حمایتی از آن صورت نمی گیرد. برای مثال دیگر مجموعه ای مانند روزگار قریب توسط کیانوش عیاری ساخته نمی شود و باید دید چرا فیلم سازان باسابقه جایی در تلویزیون ندارند؟ سینما به شدت تحت فشار سیاسی است و شاید هیچ مقوله دیگری به اندازه سینما این چنین تحت فشار قرار نداشته باشد، در صورتی که هیچ پدیده ای در ایران به آنچه رویای جمهوری اسلامی است به اندازه سینما نزدیک نشده است. به عنوان نمونه در بعد صنعت و کشاورزی و مدیریت انرژی و توسعه شهری مگر تا چه اندازه به آن رویای موعود نزدیک شده ایم؟ اما سینما با وجود فشار ها، بسیار موفق عمل کرده است. خوشبختانه  تحولات تکنولوژیک سبب شده است اندکی سینما از این فشارها رهایی یابد. تولید انبوهی فیلم موجب شده است فضایی به وجود بیاید که وزارت ارشاد نتواند سلیقه ای عمل و نظارت کند. امروزه در دنیا سینما یک اهرم قدرت است و مسئولین باید قدر این نعمت موجود را بدانند. برای داشتن سینمای ملی بیش از همه باید اهل سینما پافشاری کنند.


سید غلامرضا موسوی در بخش پایانی صحبت های خود گفت: زمانی که دکتر ایوبی، رئیس وقت سازمان سینمایی مدرسه ملی سینما را راه اندازی کرد، گفتیم چرا باید کار موازی انجام شود؟ ما دانشکده های سینمایی داریم و همچنین اساتید مطرح هم در دسترس هستند. پس چرا نباید این امکانات مالی در اختیار دانشگاه ها گذاشته شود تا بتوانیم نتیجه پژوهش و تحقیقات آن ها را دریافت کنیم. اگرچه ایشان با حسن نیت مدرسه را راه اندازی کردند اما این حرکت نتیجه بخش نبود. هنوز هم معتقدم یکی از وظایفی که معاونت سینمایی می تواند داشته باشد این است که کمک های مالی به دانشکده ها انجام دهد چراکه دانشکده ها معمولا با مشکلات مالی رو به رو هستند و بهتر است بخش هایی که تمکن مالی دارند به آن ها کمک کنند.
موسوی در بخش دیگر سخنانش درباره اکران فیلم خارجی در سینماهای ایران گفت: در این حوزه به دلیل ممیزی نمی توان رقابت آزاد به وجود آورد. چراکه فیلم ها و سریال ها زمینه و ژانرهای گوناگون دارند و نمی توان به آنها پرداخت. برای مثال فیلم پارک وی که در ژانر وحشت ساخته شد، با مصائب و دشواری های فراوان توانستیم پروانه اش را دریافت کنیم. اما فیلم های ژانر وحشت در عرصه بین الملل تعداد زیادی دارند بنابراین ما آزادی چندانی برای رقابت با آن جریان نداریم. از سویی دیگر فیلم های خارجی بدون رایت در پلتفرم و وی او دی های مختلف نمایش داده می شود و مسئولیت پاسخگویی درباره این قضیه را نه ساترا و نه وزارت ارشاد بر عهده نمی گیرند  و به حقوق مادی این آثار توجه ندارند آن هم در شرایطی که برای تولید داخلی نیاز به دریافت پروانه نمایش است .و تولیدات خارجی بدون گذر از این مرحله وارد چرخه نمایش می شوند و این مسئله رقابت نابرابری را بوجود می آورد. باید دید چگونه است که ساترا خود را مسئول ممیزی آثار داخلی می داند اما در قبال نمایش تولیدات خارجی سکوت اختیار می کند. تمام این محصولات خارجی بدون دریافت حق کپی رایت روزی برای صاحبان اصلی شان تبدیل به پول می شوند و این سودجویی افراد دیگر، از جیب مردم پرداخت خواهد شد.
او در خاتمه درباره شرایط عرضه تولیدات ملی دیگر کشورها در مقایسه با ایران گفت: در کشورهایی مانند فرانسه، زمانی که فیلم و سریال خارجی نمایش داده می شود قسمتی از درآمد آن به صندوق سینمای ملی می رود. اما در داخل کشور چنین اتفاقی رخ نمی دهد. همانطور که تولیدات سینمای ایران سر از شبکه های ماهواره ای در می آورد و ما از این مسئله راضی نیستیم، قطعا کمپانی های خارجی هم از نمایش آثارشان بدون پرداخت وجه از پلتفرم های داخلی راضی نیستند. یک زمان ما فقط از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز می گرفتیم، اما امروز پس از آن مرحله باید از مراکز مختلف هم مجوز گرفت، در صورتی که در قانون مصوب مجلس شورای اسلامی آمده است که مجوز تنها باید از وزارت ارشاد اخذ شود. اما با تمام این مشکلات، فیلم های سینمای ایران در جهان می درخشند.

 

 

بانک اطلاعات گیاهان دارویی

پاسخگو آنلاین

بانک اطلاعات نوآوران و نخبگان

برترین ها بانک ( بانک مشاغل )

جشنواره آرزوهای رنگی

didlogo.png
پایگاه خبری–تحلیلی دیدگاه مدیریت با اعتقاد قلبی و عمیق به ارزش های راستین الهی، اسلامی و انسانی می کوشد تا با انتشار اخبار و نوشته های متقن و مستند، رسانه و مرجعی امین و شایسته برای مردم عزیز و گرانقدر ایران اسلامی باشد.ما با تکیه بر قلم و دوربین هنرمندان، نویسندگان، خبرنگاران و پژوهشگران خود می خواهیم در مسیر تحول آفرینی نقشی برجسته از آفرینش و بالندگی به یادگار بگذاریم و بشارت دهنده آگاهی، دانایی و دانستن باشیم.دراین راه پرفراز و نشیب وامدار هیچ حزب و گروه سیاسی نبوده و فقط به آرمان های بلند و متعالی نظام و کشور می اندیشیم.
logo-samandehi
© Copyright 2022 سایت خبری تحلیلی دیدگاه مدیریت. All Rights Reserved.

Search