یکشنبه, ۱۲ تیر ۱۴۰۱

جست و جوی ریشه های فرهنگی هندی و ایرانی در کلیله و دمنه

(زمان تقریبی خواندن: 8 - 15 دقیقه)
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

پایگاه خبری دیدگاه مدیریت

✍️ محیا صدیقیان

«کلیله و دمنه» از متن های بسیار جذاب و ماندگار بازمانده از ادبیات کهن ایران است که دارای سرچشمه ای از حکایات پند آموز و تعلیمی می باشد. این کتاب در فرهنگ های دیگر نقاط جهان هم، نمونه هایی مشابه دارد، مانند افسانه های ازوپ در یونان و پنجه تنترا در هند که عده ای معتقدند نمونه دوم، اساس شکل گیری کلیله و دمنه بوده است که در ادامه به آن خواهم پرداخت.
در حکایت های این چنینی، شخصیت های حیوانی، گیاهان و اشیاء مطرح می شوند و تلاشی صورت می گیرد تا با نقل حکایاتی، مسائل اخلاقی و پندهایی در باب زندگی به مخاطب منتقل شود. ریشه اصلی کتاب «کلیله و دمنه» به هندوستان باز می گردد و از متنی کهن به نام «پنجه تتنرا» یا «پنجه تنتره» نشأت گرفته است. این اثر در دوران انوشیروان دادگر به پهلوی، و سپس در دوران اسلامی توسط عبدلله بن مقفع به عربی ترجمه شده است. نسخه های فارسی که امروزه موجود است، از ترجمه ابن مقفع به فارسی برگردانده شده است.


کلیله و دمنه در واقع نام دو شغال است که بر روی کتاب گذاشته شده است.
در ادبیات هندی به زبان سانسکریت، مجموعه داستانی به نام «پنجه تنتره» وجود دارد. پیشینه این اثر به حدود دو هزار و هفتصد سال پیش باز می گردد. در ادبیات هندی بیشترین ترجمه به زبان های مختلف از «پنجه تنتره» صورت گرفته است. گفته می شود حدود دویست روایت و نزدیک به پنجاه ترجمه از آن به زبان های دیگر دنیا صورت گرفته است. این کتاب شامل مجموعه ای از حکایات حیوانات است که به صورت منظوم و منثور در قالب داستان های اخلاق گرا تدوین شده است. این مجموعه فضائل اخلاقی و دوری از رذائل و رعایت وظایف نسبت به خانواده و اجتماع و همچنین تدبیر در کار کشورداری را به وسیله ی امثال و سخنان خدایان، مردم و حیواناتی که دارای احساسات و کلام انسانی هستند، تعلیم می دهد. «پنجه تنترا» شامل پنج فصل است و به همین مناسبت آن را پنجا (پنج) تنترا (کتاب) نامیده اند. اصل این اثر به زبان سانسکریت است و داستان ها بر اساس سنت های شفاهی حکایت حیوانات است که قدمتی بسیاری دیرینه دارد و گفته می شود توسط ویشنو شارما مکتوب شده است. در هند 25 نمونه از این کتاب وجود دارد. با بررسی منابع اینطور استنباط می شود که در نظر برخی «پنجه تنتره» و «کلیله و دمنه» یک اثر هستند و بین حکایت های موجود در آن ها هم پوشانی وجود دارد و کلیله و دمنه ترجمه همان کتاب مورد اشاره است. سابقه داستان های تمثیلی را، و به طور خاص داستان هایی که در آن ها حیوانات نقش انسان را ایفا می کنند و انسان ها از زبان حیوانات سخن می گویند، در قدیمی ترین شکل خود، در کتاب های دینی هند مانند سرودهای ودا و اوپانیشادها و برهمن ها و نیز در کتاب عهد عتیق و اوستا و برخی گات ها می توان یافت. در یونان و داستان های منسوب به ازوپ، که در حدود قرن پنجم قبل از میلاد جمع آوری شده، و تاریخ قدیمی ترین نسخه آن در حدود 300 سال پیش از میلاد است، از کهن ترین نمونه های این گونه داستان ها بشمار می رود. اما منشأ داستانی تمثیلی فارسی که حیوانات شخصیت های آن را تشکیل می دهند، باید در کلیله و دمنه جست.
این کتاب جزء مجموعه کتاب هایی است که به آن ها، «شاسترا» می گویند. شاسترا در هند به کتاب هایی گفته می شود که جنبه ی تعلیمی دارند. این آثار گاهی شامل جنبه های مختلفی چون سیاسی، اجتماعی و نقد حکومتی هم می باشند. یعنی دارای اشاره هایی به هیئت حاکم دوران خود، به راجاها و شاهان و حاکمین محلی هستند و این موضوع به شیوه غیر مستقیم در آن مطرح می شود، یعنی در قالب تمثیل هایی که قهرمانان آن، حیوانات هستند. برای مثال واقعه و داستانی که میان گرگ و شیر اتفاق می فتد، به رابطه بین شاه و وزیر اشاره دارد.


شیوه داستان گویی در این کتاب به شکل داستان، در دل داستان دیگر است. این شکل ویژه از روایت گری متعلق به هندیان بوده و سپس وارد فرهنگ قصه گویی دیگر ملت ها شده است.
اکثر شخصیت های داستانی «کلیله و دمنه» را حیوانات تشکیل می دهند. این حیوانات نماد طبقه ها و گونه های مختلف اجتماعی در دوره ی خود هستند. بنابراین آنچه را که نویسنده ناشناس این کتاب قصد طرح آن را داشته است، در قالب وقایع میان حیوانات بازگو کرده است. همانطور که اشاره شد، این کتاب مانند بسیاری دیگر از متن های باستانی، نویسنده مشخصی ندارد.
حال باید به مهم اشاره کنم چگونه که این کتاب هندی وارد ادبیات فارسی می شود. از ظاهر امر اینطور بر می آید که در دوره ی انوشیروان ساسانی، یعنی چیزی در حدود صد سال پیش از ورود اسلام به ایران، وزیری به نام برزویه طبیب در دربار ساسانی مشغول بوده است. او به پادشاه چنین می گوید که در یکی از کتب هندی خوانده است که گیاهی وجو دارد که می تواند موجب زنده شدن مرده ها شود. او با کسب اجازه از شاه، برای یافتن آن گیاه رهسپار سرزمین هند می شود. در هند او از شاهان هند اجازه گرفته و به مکانی می رود که فکر می کرده گیاه در آنجا وجود دارد. او پس از یافتن گیاه متوجه می شود خاصیت ذکر شده برای آن حقیقت ندارد. سرانجام یکی از پیران هندی به او می گوید که مفهوم آن کتاب تمثیلی بوده و واقعیت عینی ندارد. در  واقع منظور از کوه در آن متن دانش است و منظور از گیاه سخن می باشد. در جایی دیگر ذکر شده است که منظور از آن گیاه، کتاب کلیله و دمنه است و در آن افرادی نادان به مثابه مرده پنداشته شده که توسط این کتاب عاقل و خردمند می شوند. در واقع مرده ای که توسط آن گیاه زنده می شود نماد مرد بی دانشی است که به سلاح علم مجهز می شود و از آن پس، زندگی حیقی و راستین را آغاز می کند. برزویه طبیب با خبر می شود که این دانش را می تواند در کتابی که در گنج شاه هند پنهان شده است، بیابد. او از شاه هند درخواست می کند تا اجازه دهد آن کتاب را مطالعه کند. شاه هند با خواسته او موافقت کرده اما شرط می کند کتاب را در همانجا بخواند و از روی آن نسخه ای بر ندارد. برزویه اما حین مطالعه هر فصل از کتاب، محتوای آن را به خاطر می سپارد و پس از بازگشت به ایران، آن متن را در قالب نامه هایی به انوشیروان منتقل می کند. به این ترتیب متن آن کتاب به این روش به زبان پهلوی بازگردانده می شود. انوشیروان به این کتاب علاقه نشان می دهد و از برزویه می خواهد آنچه را که میل اوست از شاه طلب کند. برزویه یک دست جامه طلب می کند و از شاه می خواهد به حکیم بزرگمهر دستور دهد تا درباره زحمات و مصائبی که او برای پیدا کردن این کتاب متحمل شده است، فصلی را به کتاب کلیله و دمنه اضافه کند. بزرگمهر فصل جدید را با عنوان برزویه طبیب می نویسد که امروزه از بخش های خواندنی این کتاب ارزشمند به شمار می رود.
عنوان «کلیله و دمنه» در متون اسلامی و ایرانی، صورت تغییر یافته اسم دو شغال است که در اولین داستان این متن کهن ظاهر می شوند. ظاهرا در ترجمه پهلوی این عنوان به صورت «کلیلگ و دمنگ» بوده است. متن پهلوی این اثر هم اکنون در دسترس نیست و در گذر زمان از بین رفته است اما ترجمه ای از آن به زبان سریانی امروزه در دسترس است. این متن بعدها توسط ابن مقفع از پهلوی به عربی ترجمه می شود و کلیله و دمنه نام می گیرد. طبق تحقیقات زبان شناسان، اسم آن دو شغال به زبان سانسکریت کاراکا و داماناکا بوده است.


ظاهرا نقل برزویه طبیب از مرجع اصلی این کتاب، با افزایش همراه بوده است و حجم آن حدودا دو برابر نسخه اصلی می باشد و وقایع با تفصیل بیشتری ارائه شده است. بنابراین می توان گفت برزویه مولف پهلوی این اثر بوده است. بعدها در حدود قرن دوم و سوم هجری، ابن مقفع که عربی دانی ایرانی بوده است، متن پهلوی را به عربی ترجمه می کند. بعد تر این کتاب توسط نصرالله منشی از عربی به فارسی برگردان می شود. در این تغییر و تبدیل های زبانی و بروز ترجمه های مختلف، این کتاب دچار تغییرتی می شود. به عنوان مثال در متن پهلوی حکایتی وجود داشته که در نسخه عربی موجود نیست. و یا در نسخه عربی نسبت به نسخه نصرالله منشی اختلافاتی وجود دارد و گویا ترجمه منشی دارای اضافاتی است. ظاهرا این رویه خاصیت ترجمه کتاب در روزگاران گذشته بوده است. حتی گاهی حکایاتی از کتاب های دیگر به کلیله و دمنه راه یافته است. برای مثال حکایت معروف سه ماهی مربوط به کتاب مهابهاراتا است که بعدها در این کتاب وارد شده است.


امروزه نسخه های متعددی از کتاب کلیله و دمنه در دسترس ما است. در روزگار سامانیان، ابومنصور توسی، حاکم توس، که بزرگمرد ایرانی دربار سامانی بوده است، به پیشکار خود ابومنصور معمری دستور می دهد که دانشمندان خراسان را گرد آورد تا داستان های ملی ایران را که در پایان دوره ساسانی به زبان پهلوی جمع آمده بود، به زبان دری نقل کنند. ابوالفضل محمد بن عبدالله بلعمی وزیر نصر بن احمد ساسانی، به رودکی اعتقاد بسیار زیادی داشته است و او را در میان تمام شاعران عرب و ایرانی بر صدر می نشانده است. او کلیله و دمنه را از زبان تازی به زبان فارسی دری نقل کرده است و روایت او را، رودکی به قالب منظوم درآورده است. در واقع رودکی به فرمان امیر نصر و تشویق ابوالفضل بلعمی، کلیله و دمنه را که ابوالفضل بلعمی از عربی به فارسی دری بازگردانیده، به رشته نظم فارسی درآورده است. شاید نظم این کتاب به این دلیل بوده است که به قول ابوالمعالی «میل طبع ها به سخن منظوم بیشتر است».
همچنین ابوالمعالی قابوس بن وشمگیر این کتاب را به فارسی ترجمه کرده است که به این کلیله و دمنه، کلیله و دمنه بهرام شاهی می گویند. این ترجمه متعلق به قرن هشتم است و بعدها توسط مولانا حسین واعظ کاشفی در قرن نهم باز نویسی شده و به نام «انوار سهیلی» نسخه برداری می شود. با این همه، آن چیزی که امروز از این کتاب در دسترس عام است، همان ترجمه ی معروف نصرالله منشی است که بر مبنای نسخه ابن مقفع صورت گرفته است. ابن مقفع از معماران و مهندسان زبان و ادب عربی است و از مرزبانان کم نظیر ادب فارسی نیز محسوب می شود. او با ترجمه کلیله و دمنه، نه تنها سبک و سیاقی نو برای نثر عربی پایه گذاری کرد، بلکه فرهنگ و ادب ایران باستان را در قالبی متناسب با روزگار خود، به جهان عرب ارائه نمود. کلیله و دمنه قدیمی ترین کتاب در حوزه نثر عربی بوده که به دست ما رسیده است. ابن مقفع ده باب از کلیله و دمنه را هندی و پنج باب آن را از افزوده های ایرانیان می داند.
هرچند برخی از مواد اولیه کلیله و دمنه از فرهنگ و داستان های هندی گرفته شده است، ولی این اثر که بعدها دستمایه ای مهم در ادبیات عرب شد، را می توان زاده ذوق و قریحه ایرانی دانست. چراکه همچون چشمه ای جوشان لبریز از حکمت و پندهای کهن ایرانی است. همچنین وجود نام های ایرانی در نسخه سریانی مثل «ماهخانی»، و «سیمر» که همان «سیمرغ» فارسی است، از قرائن انتساب این کتاب به فرهنگ ایران باستان است.
همچنین از میان محققان غربی «نولدکه» و «بنفی» نیز شواهدی برای وجود واژه های فارسی میانه در متن سریانی آن ارائه داده اند.
الحوفی نیز درباره ریشه ایرانی این کتاب می گوید: «ظن قوی این است که اصل این داستان ها فارسی است و اسم هایی چون «شهرزاد»، «شاه زمان»، «فیروز» نشانه فارسی بودن آن است.


البته برخی تحقیقات نشان می دهد دخل و تصرف کاتبان و مترجمان در این اسم ها بی تاثیر نبوده و این احتمال منتفی نیست که تشابه برخی اسامی کلیله و دمنه با اسامی ایرانی به دلیل داد و ستد فرهنگی ایرانیان با بخش های شمال غربی هند بوده باشد، زیرا برزویه حکیم کلیله را از یکی از لهجه های هند که در شمال غربی این سرزمین رایج بوده به زبان پهلوی برگردانده است.
دینوری نیز در اخبار اطوال اشاره می کند که بهرام گور کلیله می خوانده. یعنی ایرانیان از عهد باستان با این کتاب آشنایی داشته اند.
همچنین پندهای موجود در دیباچه برزویه طبیب بسیار شبیه به پندهای بزرگمهر حکیم است و کریستین سن نیز به آن اشاره کرده است. بدون شک این باب از افزوده های ایرانیان است، زیرا در ابتدای این بخش به طور روشنی به نام بزرگمهر به عنوان نویسنده آن اشاره شده است و هیچ سابقه ای در منابع هندی برای آن دیده نشده است. به علاوه همانطور که پیش تر هم به آن اشاره کردم، در مقدمه کتاب یعنی فرستادن برزویه حکیم به سرزمین هند آمده است: وقتی انوشیروان برای پاداش برزویه درهای خزائن خود را گشود و او را مختار به برداشتن طلا و نقره کرد او گفت: من از طلا و نقره بی نیازم. خواسته من فقط افزودن یک باب به کلیله و دمنه در خصوص رنج های من برای آوردن این کتاب از هند است تا نام من جاودان گردد. انوشیروان این درخواست را پذیرفت و به بزرگمهر دستور نوشتن آن را داد.
با بررسی و تامل در همین باب متوجه می شویم که آن به طور مستقیم برآمده از اندیشه خالص ایرانی و شیوه تفکر ایرانیان باستان است، و مقایسه آن با سایر فصول کتاب و مشاهده اشتراکات سبک و اندیشه آن از قرائنی است که نشان می دهد استخوان بندی هندی این کتاب را گوشت و پوست و روح ایرانی پوشانده است.


از دیگر مواردی که وجود ریشه ایرانی در این اثر را تقویت می کند، توجه به خرد ورزی است که از نشانه های فرهنگ ایران باستان به شمار می رود. آثار به جا مانده از فرهنگ باستانی ایران نشان می دهد که توجه به عقل و خرد از خصیصه های برجسته و بارز اندیشه ایرانی است. در شاهنامه، جاودان خرد، الأدب الصغیر، مینوی خرد، متون پهلوی و ... همه جا از جایگاه رفیع عقل و خرد نزد ایرانیان سخن به میان آمده است.
همچنین محققان «الأدب الصغیر و والأدب الکبیر» را زاییده فکر ایرانی به قلم ابن مقفع دانسته اند. برخی آن را پس از قرآن، نامه ای بی عیب شمرده اند. پژوهشگران ایرانی بودن آن را به حدی دانسته اند که می تواند منبع مهم و قابل اعتمادی برای فهم سیاست داخلی دولت ساسانی باشد. از مقایسه این کتاب با کلیله و دمنه، مشخص می شود که ابن مقفع اندیشه های ایرانی خود را چون لباسی فاخر به پیکر کلیله و دمنه پوشانده است. در واقع آنچه در کلیله و دمنه دیده می شود، در همان کتاب نیز وجود دارد و این دو هیچ تفاوتی با هم ندارند جز اینکه کلیله از زبان حیوانات است. از مضامین مشترک در بین این دو کتاب می توان به این موارد اشاره کرد: ضرورت کنترل نفس، خطر دشمن کوچک، رها کردن دنیا، نشانه ی عقل، بالاترین معرفت، شناخت بودنی و نبودنی، اهمیت وزیر برای پادشاه، عقل وسیله اصلاح معاش و دفع ضرر و جلب منفعت.
همچنین عبارات و جمله های مشترکی میان «کلیله و دمنه» با کتاب «جاودان خرد» وجود دارد.


«الحکمه الخالده» یا «جاودان خرد»، مجموعه ای از اقوال ایرانیان است و به همت ابن مسکویه جمع آوری شده است. این کتاب حاوی برخی عبارات و مضامین بسیار شبیه به کلیله و دمنه است. نکته قابل تامل این است که ابن مسکویه، این حکمت ها را از حکیمان و شاهان ایرانی نقل کرده است و هیچ اشاره ای به کتاب کلیله و دمنه ندارد و به نظر می رسد که کتاب کلیله از منابع او نبوده است. از مضامین مشترک میان کتاب کلیله و دمنه و جاودان خرد می توان به این موارد اشاره کرد: عاقبت عجله پشیمانی است، مدارای با مردم نشانه عقل است، زندگی در فراق دوستان سخت است، دنیا مثل خواب است، لزوم تاخیر مجازات، چهار چیز که کوچک آن بزرگ است، بی ارزشی و ناپایداری مال و ثروت، دوری از مردم، نهی از تاخیر عمل، قلب عضو متغیر، دوری از افراد فاسد.
همچنین شباهت هایی میان کلیله و دمنه با کتاب «عهد اردشیر» وجود دارد. این کتاب شامل وصایای اردشیر بابکان است و فردوسی نیز در شاهنامه در قالب 116 بیت آن را گزارش کرده است.
«مینوی خرد» از اندرزنامه های پهلوی است که توسط احمد تفضلی به فارسی ترجمه شده است. مضامینی چون تشبیه نادان به کور، اطاعت از شاه، اعتقاد به قضا و قدر و سرنوشت در این کتاب و کتاب کلیله مشترک است.
«پندهای آذرباد مهراسپندان» که از متن های پهلوی است نیز دارای مضامین مشترکی با کتاب کلیله می باشد. از جمله: حیله و خطر آن و یاد قیامت.


گفتنی است برخی از داستان های کلیله و دمنه به دلیل حکمی و آموزنده بودن به کتاب های درسی نیز راه یافته است. نظیر سنگ پشت پر حرف که مفهوم آن بی توجهی به حرف مردم و حفظ خونسردی و متانت است و استاد پرویز کلانتری برای آن تصویری خلق کرده است.
همچنین مهدی آذر یزدی بیست و پنج قصه آموزنده از این کتاب ر ا برای کودکان و نوجوانان تدوین کرد که در قالب جلد اول از مجموعه کتاب های «قصه های خوب برای بچه های خوب» چندین دهه قبل روانه بازار شده است.
طبق گفته یوهانس هارتل، از اصل هندی کتاب کلیله و دمنه دویست روایت و بیش از پنجاه ترجمه موجود است. این کتاب در ادبیات سانسکریت به عنوان کتاب راهنما یا رساله تعلیمی با ابعاد سیاسی معرفی شده است. داستان های این کتاب به نثر نوشته شده است اما ابیات فراوانی در جای جای کتاب آمده است که مضمون بیشتر آنها، اندرز یا ضرب المثلی حکمت آموز است.
داستان ترجمه کتاب به عربی در مقدمه شاهنامه ابومنصوری موجود است. همچنین در شاهنامه فردوسی نیز ابیاتی درباره این کتاب وجود دارد.
گفتنی است به  تازگی مرضیه برومند کارگردان سرشناس و موفق سینمای کودک ایران، بر اساس داستان های این کتاب ارزشمند، مجموعه ای عروسکی تولید کرده و قرار است از طریق شبکه نمایش خانگی به مخاطبان عرضه شود.

 

 

didlogo.png
پایگاه خبری–تحلیلی دیدگاه مدیریت با اعتقاد قلبی و عمیق به ارزش های راستین الهی، اسلامی و انسانی می کوشد تا با انتشار اخبار و نوشته های متقن و مستند، رسانه و مرجعی امین و شایسته برای مردم عزیز و گرانقدر ایران اسلامی باشد.ما با تکیه بر قلم و دوربین هنرمندان، نویسندگان، خبرنگاران و پژوهشگران خود می خواهیم در مسیر تحول آفرینی نقشی برجسته از آفرینش و بالندگی به یادگار بگذاریم و بشارت دهنده آگاهی، دانایی و دانستن باشیم.دراین راه پرفراز و نشیب وامدار هیچ حزب و گروه سیاسی نبوده و فقط به آرمان های بلند و متعالی نظام و کشور می اندیشیم.
logo-samandehi
© Copyright 2022 سایت خبری تحلیلی دیدگاه مدیریت. All Rights Reserved.

Search